اخبار
مطالب اخیر
مطالب محبوب
عضویت در خبرنامه

با وارد کردن ایمیل در کادر زیر و ثبت آن مشترک خبرنامه وب سایت افغان لرن خواهید شد و از آخرین مطالب سایت بهره مند می شوید

توجه داشته باشيد بعد از وارد کردن ايميل خود و ثبت آن، ميبايست ايميل خود را تاييد نمایید

هر چند که در گذشته همواره تاجیک ها دومین قوم قدرتمند کشور بودند اما حال تمامی قومیت ها جز پشتون در یک تساوی به سر می برند که تا کنون تاریخ به خود ندیده است: کنار رفتن از قدرت و انزوایی که در انتظار آن هاست.

 

فضای سیاسی افغانستان در موجی از اعتراض چهره های سیاسی قدرتمند شناور شده است و زمانی یک حکومت به سمت فروپاشی می رود که وحدت در درون حکومت از میان رفته و اختلافات نه در حکومت بلکه از رسانه ها بیان شود.

 

اکنون رییس جمهور و اشخاص نزدیک به وی با منتقدان قدرتمنداز تمامی قومیت ها مواجه است که نه تنها مقام دارند بلکه از نفوذ زیادی در میان مردم برخوردار هستند.

 

راس حکومت های افغانستان از دیرباز در انحصار یک قوم بوده است و این توهم را در میان این آنان به وجود آورده که حاکمان همیشگی بر این سرزمین هستند اما دیگر روزگاری که فقط افغانستان با نام پشتون تعریف می شد به سر آمده و اگر رهبرانی چون غنی، کرزی، اتمر و … به این واقعیت پی نبرند دیگر کشوری نخواهد ماند تا سودای قدرت را داشته باشند.

 

از سوی دیگر رییس جمهور و حامیان وی تمام توان خود را بر مبنای انحصارطلبی و تمرکز قدرت پشتون گذاشته اند و هرچند که با سیل انتقادها مواجه شده اند اما توانسته اند تا حد زیادی به این هدف نزدیک شوند که شاید در آینده قدرت مطلقی شکل گیرد که دیگر دوستم و عبدالله ی نباشند که توان انتقاد داشته باشند.

 

سیاست قومی که از زمان کرزی شروع شد و تا کنون ادامه دارد افراد قدرتمندی چون عبدالله، جنرال دوستم، خلیلی و … را به انزوا برد و زمینه را برای ورود حکمتیار هموار کرد.

 

چنین سیاستی که حیات دیگر اقوام را نشانه گرفته و مقامات تاجیک، ازبک، هزاره و … را از حامی تبدیل به جناح مخالف دولت کرده است، احتمال ایجاد بزرگترین ایتلاف ضد پشتون در کشور را قوت می بخشد زیرا اکنون زنگ خطر برای هر مقامی جز پشتون به صدا درآمده است.

 

توافقنامه صلح با حکمتیاری که مخالف ترین مخالف تمامی حکومت های افغانستان بوده و هست که حتی نتوانست با طالبان همسو شود به همان اندازه روزگاری که پایتخت را به خاک و خون کشید، برای امروز افغانستان نیز خطرناک است اما حکومت با فضایی که ایجاد کرد هم به توافق صلح با وی رسید و هم حامی به دست آورد قدرتمند در ارتش و نفاق.

 

چنین اقدامی همانگونه که جنرال دوستم گفت که برای رییس جمهور تنها پشتون بودن معیار است نه تنها تهمت نیست بلکه بر این واقعیت تاکید می کند که جدایی از اینکه چه نامی رییس جمهور شود، پشتون تنها یک سیاست دارد،انحصار قدرت!

 

هر چند که در گذشته همواره تاجیک ها دومین قوم قدرتمند کشور بودند اما حال تمامی قومیت ها جز پشتون در یک تساوی به سر می برند که تا کنون تاریخ به خود ندیده است: کنار رفتن از قدرت و انزوایی که در انتظار آن هاست.

 

با وجود سیاست قومی که دیگر تاب تحمل تمامی مقامات را بریده است و با وجود دورانی که دیگر کسی کشور تنها در انحصار یک قوم را نمی پذیرد باید شاهد اتحاد اقوام و ایجاد ایتلافی علیه پشتون ها باشیم زیرا گمان نمی رود که رییس جمهور و هیچ مقامی این قوم در پی تقسیم قدرت باشند.

 

چنین ایتلافی هرچند احتمال شروع جنگی دیگر در کشور را قوت می بخشد اما با انحصار طلبی و زیاده خواهی رییس جمهور نیز که اعتقادی به حکومتی مشارکتی ندارد نیز حکومت را از درون نابود می کند.

 

از سوی دیگر افغانستانی که شامل قومیت های مختلفی است که در یک منطقه جغرافیایی زندگی می کنند، نظریه فدرالی کردن قدرت بیش از هر زمانی تنها راه برون رفتی حکومتی خواهد بود که در آستانه فروپاشی قرار دارد.

 

و اگر طالبان در دهه هفتاد توانستد در مدت کوتاهی از گمنامی به حکومت برسند نه به دلیل خستگی مردم از جنگ بلکه از آنجا که از چه قومیتی می آمدند حمایت شدند و تا کنون هستند و ناامنی می آفرینند.

 

سیاست قومی خطرناک ترین تهدیدی است که از جانب هر قومی که باشد افغانستان را نه تنها نابود می کند بلکه عراق و سوریه ای دیگر می سازد برای افراط گرایانی که دیگر حتی به قوم و تبار خود نیز رحم نخواهد کرد و برای اجتناب از آن یا رهبران باید به دنبال اتحاد و مشارکت باشند و یا رسیدن به کشوری فدرالی با حکومت مرکزی قوی.

موضوع : اخبار