اخبار
مطالب اخیر
مطالب محبوب
عضویت در خبرنامه

با وارد کردن ایمیل در کادر زیر و ثبت آن مشترک خبرنامه وب سایت افغان لرن خواهید شد و از آخرین مطالب سایت بهره مند می شوید

توجه داشته باشيد بعد از وارد کردن ايميل خود و ثبت آن، ميبايست ايميل خود را تاييد نمایید

جنگ و صلح با گروه طالبان یکی از جنجال ‎برانگیزترین مسئله در چند سال اخیر بوده است. رویکرد ‎های مختلف در ارتباط با این مسئله شکل گرفته است. به صورت کلان می توان رویکردها را به سه دسته مخالف، موافق و بی طرف تقسیم بندی نمود. عده ‎ای در درون و بیرون از حکومت مرکزی موافق گفتگوی صلح است و عده ‎ای دیگر مخالف. با این حال، رویکر غالب و حاکم رویکرد موافقان صلح است. در میان گروه طالبان نیز، دو دستگی شکل گرفته است. عده ‎ای از سران و رهبران گروه طالبان به دنبال مصالحه و گفتگو با حکومت افغانستان و ایالات متحده آمریکا است و عده ‎ای دیگر اما، علم مخالفت و جنگ با حکومت و نیروهای بین المللی را بلند نموده است. در میان طالبان اما، رویکرد غالب و حاکم مخالفان گفتگوی صلح است. دلایل زیادی برای مخالفت سران گروه طالبان با گفتگوی صلح با حکومت افغانستان وجود دارد. در این نوشتار سعی می کنم سه دسته جنجگویان گروه طالبان را هم تفکیک نمایم و براساس آن سیاست و پروسه صلح حکومت را به بررسی بگیرم.

براساس تحقیقات و مطالعات که صورت گرفته است، جنگجویان گروه طالبان را می توان به دسته متمایز از هم تفکیک نمود. گروه اول جنجگویان با انگیزه دینی می جنگد. براساس باورهای این گروه حکومت مرکزی افغانستان اسلامی نیست و شریعت جایگاهی در آن ندارد. بر همین مبنی آن ‎ها در صدد آن است تا حکومت را ساقط نموده و یک حکومت اسلامی بر مبنای شریعت جایگزین نماید. این گروه از بنیاد با قانون اساسی، دموکراسی و حقوق بشر مشکل دارد. نظام کنونی را ساخته و پرداخته غربی ‎ها می داند و بر این باور است که غربی ‎ها در صدد غربی ‎سازی حکومت و جامعه افغانستان است.

گروه دوم به خاطر گرفتن انتقام می جنگند. این گروه از نیروهای بین المللی و حکومت مرکزی آسیب دیده است و در صدد گرفتن انتقام است. ممکن است اعضای خانواده خود را در بمبارد ‎ها و جنگ ‎های که میان نیروهای بین المللی و امنیتی افغانستان با گروه ‎های بنیادگرا صورت گرفته است، از دست داده باشد. ممکن است از دستگاه قضایی ناراضی باشد. بنابراین، آزار و اذیت شدن، ترس و ارعاب، بی عدالتی در دستگاه ‎های قضایی انگیزه جنگ این گروه در برابر نیروهای بین المللی و نیروهای امنیتی افغانستان است. این گروه مشکل بنیادی با نظام سیاسی، دموکراسی، حقوق بشر و دیگر ارزش ‎ها ندارد. بلکه انگیزه اولیه و بنیادی آن ‎ها گرفتن انتقام از حکومت مرکزی است.

ملا عبدالغنی برادر، رئیس نظامی گروه طالبان را می توان در این دسته قرار داد. حامد کرزی، رئیس جمهور پیشین کشور در سال ۲۰۰۱ او را آزاد نمود و برای حفاظت شخصی ‎اش ۲۵ میل اسلحه نیز داد. او به ارزگان رفت. سه ماه بعد او دوباره به صفوف گروه طالبان پیوست. دلیل آن حمله نیروهای بین المللی و امنیتی افغانستان به خانه پدر او و یکی از اقارب او بود.

گروه از جنجگویان طالبان را کسانی تشکیل می دهد که در دوره امارت اسلامی صاحب مقام و منصب بوده ‎اند. از بدو شکل ‎گیری گروه طالبان تا فروپاشی امارت اسلامی همراه و همگام با این گروه بوده است. این ‎ها در واقع کسانی بوده ‎اند که به صورت مستقیم با مسائل در درون گروه طالبان در ارتباط بوده است و از آن ‎ها سود می جسته است. می توان گفت که شورش و مخالفت با حکومت مرکزی شغل شان است. این گروه در ارتباط با نظام سیاسی و دموکراسی و حقوق بشر به دو دسته تقسیم می شود. تعدادی شان دموکراسی و حقوق بشر را با ارزش ‎ها و باورهای خود می سنجد و در صورت که همخوانی نیافت با آن مخالفت می کند. برخی دیگر شان مخالف جدی دموکراسی و حقوق بشر نیست. بلکه در برابر نیروهای امنیتی و نیروهای بین المللی می جنگد زیرا، از امارت اسلامی به صورت مستقیم سود می برد.

بسیاری از سران گروه طالبان که تا هنوز زنده مانده ‎اند و در دوره امارت اسلامی صاحب منصب و مقامی بوده ‎اند در این دسته جای می گیرد.

این دسته ‎بندی تا حدودی زیادی عینی و انضمامی است. با این حال، نمی توان سیاست و برنامه ‎های شورای عالی صلح را براساس این دسته ‎بندی مورد بررسی قرار داد. واقعیت امر این است که شورای عالی صلح استراتژی و سیاست تعریف شده در ارتباط با مصالحه و گفتگو با گروه طالبان ندارد. هیچ تحقیق از سوی این گروه در ارتباط با گروه طالبان صورت نگرفته است. سیاست ‎های شورای عالی صلح ذهنی و انتزاعی است. به همین خاطر، در چند سال گذشته هیچ دستاورد ملموس و عینی نداشته است. دستاورد شورای عالی صلح را می توان مصالحه با حزب اسلامی خلاصه کرد. اگر چه مصالحه با حزب اسلامی ابتکار شورای عالی صلح نبوده است. با این حال، با اغماض می توان آن را یک دستاورد برای این شورا خواند.

شورای عالی صلح و حکومت افغانستان برای موفقیت سیاست صلح و مصالحه با گروه طالبان ضرورت به تحقیق و دسته ‎بندی جنجگویان گروه طالبان دارد. سیاست ‎های شورای عالی صلح باید براساس انگیزه های جنجگویان تدوین و اجرا شود. هر سه دسته مذکور را نمی توان با یک سیاست وارد میز مذاکره و گفتگو نمود. آن ‎های که با انگیزه دینی با نیروهای امنیتی کشور می جنگد با آن ‎های که از همان اول طرفدار و حامی گروه طالبان بوده ‎ است را نمی توان با یک سیاست وارد پروسه گفتگو و مصالحه نمود.

شورای عالی صلح اما، به جای تدوین سیاست و برنامه ‎های عینی در ارتباط با پروسه صلح، شورای عالی صلح را سیاسی ساخته و بیشتر اعضای بلند پایه آن سیاسی عمل می نماید. عملکرد این چنینی منجر به صلح نمی شود بلکه منجر به هدر رفتن فرصت ‎ها و امکانات و بودجه هنگفت می گردد. این مهم در نهایت، شورای عالی صلح را تبدیل به یک نهاد سمبلیک می کند که مسئولیت اجرایی ندارد. آخرین خبری که در مورد گفتگوی صلح با دفتر قطر منتشر شد نشان می دهد که این شورا تا حدودی به حاشیه رانده شده است. شورای عالی صلح از گفتگو با دفتر قطر اظهار بی اطلاعی نمود. بخش از مسئله مربوط به کارگزاران این شورا می شود که توانایی مدیریتی ندارد و بخش دیگر شان به شخص رئیس جمهور می شود که از عملکرد و پیشرفت این نهاد نظارت نمی کند و کمتر خواهان پاسخگویی می شود.

بنابراین، موفقیت سیاست صلح بستگی به دسته ‎بندی جنگجویان و تدوین سیاست بر مبنای آن دارد. تا زمانی که تحقیق صورت نگیرد و سیاست بر مبنای آمارها و انگیزه ‎های اولیه جنجگویان تدوین نشود، سخت و دشوار است که بتوان موفقیت سیاست صلح حکومت را پیش ‎بینی نمود. تا اینجای کار می توان گفت که حکومت در این زمینه ناکام بوده است. یکی از دلایل آن فقدان سیاست انضمامی و بر مبنای انگیزه جنگجویان گروه طالبان است.

موضوع : اخبار