اخبار
مطالب اخیر
مطالب محبوب
عضویت در خبرنامه

با وارد کردن ایمیل در کادر زیر و ثبت آن مشترک خبرنامه وب سایت افغان لرن خواهید شد و از آخرین مطالب سایت بهره مند می شوید

توجه داشته باشيد بعد از وارد کردن ايميل خود و ثبت آن، ميبايست ايميل خود را تاييد نمایید

دوستم در بخشی از سخنان تاریخی و جنجال بر انگیز خویش پس از عملیات غورماچ در شهر شبرخان پرده از توطیه شورای امنیت ملی افغانستان برداشته حنیف اتمر مشاور امنیت ملی و استانکزی رییس امنیت ملی را متهم به سازماندهی توطیه ترور خویش در مسیر راه غورماچ نمود. جنرال دوستم در آغاز صحبت خود گفت: آنها( ارگ) منتظر خبر خوش ترور من بودند، ولی من پیروزمندانه برگشتم. دوستم با نگرانی می گوید: خدای ناخواسته اگر من در این حادثه یک چیزی می شدم آنوقت شمال یک چیزی دیگر می شد. منظور جنرال دوستم از یک چیزی کشته شدن است. منظور وی از چیزی دیگر دو هدف می تواند باشد: ازبیک ها شمال را بخاطر انتقام من بر سر پشتونها خراب می کردند و ناقلین پشتون شمال را قتل عام می کردند. منظور دوم دوستم این می تواند باشد که بعد از ترور من شمال به دست تروریستان سقوط نموده و نسل کشی آغاز می یافت.

در مورد منظور اول دوستم موافقم ممکن طرفداران جنرال دوستم دست به بعضی تحرکات انتقام جویانه می زدند، ولی ارگ و طالبان مجال چنین وضعیتی را نمی دادند. ارگ خود را آماده ی مدیریت بعد از ترور جنرال دوستم نموده بود. آنها بلافاصله بجای جنرال دوستم پسر ارشد وی محترم باتور خان را بحیث معاون اول ریاست جمهوری معرفی می کردند و جنرال دوستم را “شهید جنگ” لقب می دادند و برای یک الی دو روز ماتم ملی اعلام می کردند و مسوولیت قتل او را بدوش داعش می انداختند و یک نفر فیسبوک چلوونکی بحیث سخنگوی داعش مسوولیت ترور جنرال دوستم را بدوش می گرفت. همچنان ارگ مراسم باشکوهی به طوری که برای استاد ربانی( شهید صلح) برگزار کردند برای جنرال دوستم (شهید جنگ )عین کار را می کردند و تپه شهر آرا را بنام تپه شهید جنرال دوستم نامگذاری می کردند.

پشتونیستهای نزدیک به ارگ مثل جبار قهرمان و بچه خوانده جنرال دوستم لالی حمیدزی اتن خوشی و انتقام خون طالبان دشت لیلی را به راه می انداختند و تلویزیون ژوند با اتن و آواز نغمه و بخت زمینه و سلام لوگری شادی می کردند. اشرف غنی در بدل خدمات و سازماندهی دقیق ترور دوستم به حنیف اتمر و استانکزی مدال وزیر اکبر خان را تفویض می کرد. پرسش اساسی این است که آیا شمال بدست طالبان سقوط می کرد؟

به باور من صلح و یا جنگ، ثبات و یا سقوط شمال با توجه به بازی بزرگی که در منطقه جریان دارد با زنده بودن و یا نبودن دوستم چندان تاثیری ندارد. دوستم تا حال ۴ عملیات بی ثمر را در فاریاب انجام داده است و وضعیت شمال روز تا روز وخیم تر می شود، نه بخاطر اینکه دوستم مقصر است و یا طالبان پُر قدرت اند، بلکه بخاطر اینکه بازیگران خارجی و دست نشاندگان شان در ارگ طرفدار تداوم جنگ در شمال و تقویت طالبان هستند. آنها مردم شمال را هم به حیث یک قربانی بزرگ در راستای منافع پشتونیزم بی ثبات و در جنگ و خونریزی نگه می کنند و هم در راستای رقابت بزرگ میان روس و امریکا. با تاسف نخبگان سیاسی فرماندهان بزرگ شمال بجای ایجاد یک جبهه واحد مقاومت در برابر تروریزم و فعالیت های دپلوماتیک با قدرت های منطقه‌ ای و جهانی درگیر تصفیه حسابات و رقابت های لجوجانه هستند.

واقعیت این است در ۱۵ سال اخیر قربانی اکثریت ترورهای زنجیره ای فرماندهان و رهبران تاجیک تبار از احمد شاه مسعود تا استاد ربانی، داوود داوو، سید خیلی و همچنان شهید کاظمی و یک تعداد دیگر شدند، ممکن است این ترورهای هدفمند دروازه هر قوم دیگر افغانستان را نیز بکوبد. به باور من تا زمانی ترکیه از دوستم روی نگرداند و یا غرب در تلاش ضربه زدن به عوامل ترکیه در افغانستان نشود، پشتونیستهای ارگ نشین جرات ترور دوستم را ندارند اما شاید حادثه توطیه ای ترور جنرال دوستم در غورماچ توسط حنیف اتمر بدون چراغ سبز آمریکا و نشان دادن ناخرسندی به روابط نزدیک ترکیه و روسیه و بیرون کشیدن دیپلوماتهای آمریکایی از استانبول بی ارتباط نباشد. افزون بر آن شاید باز کردن پرونده جنایات جنگی برای جنرال دوستم در لاهه هم بخشی از بازی های روانی باشد. جای خوشی است که جنرال دوستم از سو قصد خونین ارگ نجات یافت ولی اگر فرماندهان شمال هوشیارانه نیندیشند این اولین و آخرین تلاش ترورهای هدفمند نخواهد بود.

موضوع : اخبار