یانکی ها نه تنها با علم و آگاهی از این پدیده ی زشت شیوع یافته سکوت می کرده اند که به بهانه”مرسوم بودن آن در افغانستان” از دادخواهی قربانیان کم سن و سال نیز خودداری می کرده اند؛ مسلح کردن متجاوزان و نیرو گرفتن از بچه بازان که بماند!

 

 

خبرهای متعدد و پراکنده ای از اعتراض و ابراز نگرانی مسوولین داخلی از اقدام به خودکشی و پیوستن به تعلیمات افراطی و سفرهای قاچاقی و غیرمجاز به اروپا از کودکان و نوجوانان افغانستانی منتشر و مخابره می شود که علل زیادی برای آن برمی شمارند از جمله اعتیاد و فقر و بیکاری و ناامنی اما علت بزرگتری که همواره مغفول می ماند این است.

 

بسیاری از نوجوانانی که اقدام به خودکشی یا فرار از کشور حتی با خطر غرق شدن در اقیانوس های آرام و مدیترانه و سیاه یا پیوستن به بنیادگرایان افراطی می نمایند در واقع طعمه های بلعیده شده و قربانیان تجاوز جنسی و بچه بازی در همین سرزمین هستند.

 

بارها و بارها برخی آگاهان و دلسوزان نسبت به رواج نگران کننده و تهدیدات پیامدهای منفی بچه بازی در برخی نقاط افغانستان هشدار دادند و فریاد برآوردند و قلم فرسایی کردند اما توجهی که باید و شاید بدان نشد تا اینکه کاسه صبر رسانه های خارجی نیز لبریز شد.

 

اینک گزارش خبری تکان دهنده و وحشتناک و تاسف بار و غیرقابل توصیفی در روزنامه نیویورک تایمز و برگرفته از آن در دیگر رسانه های شرقی و غربی منتشر می شود که حاوی تلخ ترین آمار درباره جنایت علیه روان و جسم کودکان افغانستانی با نظارت امریکایی ها است.

پیشنهاد بعدی:  فساد در افغانستان

 

بنابر این گزارش در این رسانه ی پرمخاطب، افراد تحت نظر و تحت نفوذ امریکا در نزدیکی پایگاه های نظامی این کشور در افغانستان اقدام به ربودن و آزار و اذیت کودکان و نوجوانان افغانستانی می کرده اند و نه شکایتی صورت می گرفته و نه به شکایت ها رسیدگی می شده است.

 

به عبارت دیگر، یانکی ها نه تنها با علم و آگاهی از این پدیده ی زشت شیوع یافته سکوت می کرده اند که به بهانه”مرسوم بودن آن در افغانستان” از دادخواهی قربانیان کم سن و سال نیز خودداری می کرده اند؛ مسلح کردن متجاوزان و نیرو گرفتن از بچه بازان که بماند!

 

در رد و تکذیب این شایعه که بچه بازی در افغانستان معمول و متداول است همین بس که فقط در دوران مجاهدین چندنمونه از آن علنی شد و بعدها بشدت سرکوب گشت و مایه انزجار عمومی است و با ورود ناتو به کشور، رواج مجدد یافت و به خوی شبانه ی برخی عقب ماندگان از دنیای تجدد و انسانیت تبدیل شد.

 

حال با تمام این تفاسیر تاسف بار، فقط می توان به این امیدوار بود که رسانه های خارجی با کلام وحی منزل گونه ی خود و تاثیر شگرفی که بر مسوولان داخلی دارند؛ بالاخره رگ های غیرت غفلت ورزیدگان را بیدار کنند و حرفی که رسانه های داخلی نتوانستند به کرسی بنشانند نیویورک تایمز بتواند.