اخبار
مطالب اخیر
مطالب محبوب
عضویت در خبرنامه

با وارد کردن ایمیل در کادر زیر و ثبت آن مشترک خبرنامه وب سایت افغان لرن خواهید شد و از آخرین مطالب سایت بهره مند می شوید

توجه داشته باشيد بعد از وارد کردن ايميل خود و ثبت آن، ميبايست ايميل خود را تاييد نمایید

پس از حملات تروریستی اخیر در افغانستان، از جمله حمله‌ای که منجر به مرگ ۵ دیپلومات اماراتی شد، روسیه از طرف‌های درگیر در افغانستان، به خصوص رهبران جنبش طالبان، خواسته است تا با دست کشیدن از خشونت، اقدامات فوری را برای آغاز مذاکرات درون افغانستان آغاز کنند.

 

روزنامه لایو ماینت در راپوری نوشت: گرچه طالبان هر نوع دست داشتن در کشتار دیپلومات‌ها را رد کرده است (چون، به گفته بسیاری از افغان‌ها، ولی نعمت‌های آنها در پاکستان می‌خواهند از خشم اماراتی‌ها در امان باشند)، اما کلمات استفاده شده توسط سخنگوی وزارت خارجه روسیه جالب توجه است.

 

وی، طالبان را تنها یکی از چندین طرف درگیر در افغانستان دانسته و بر لزوم وارد شدن آن به روند صلح تأکید کرده است.

 

 

در حال حاضر، حدود چند هفته است که روسیه با طالبان گرم گرفته است. ۲۷ دیسِمبر، مسکو برای بحث درباره جنگ افغانستان، میزبان نماینده گان پاکستان و چین بود.

 

جالب اینکه، هیچ نماینده‌ای از افغانستان به این نشست دعوت نشده بود. این ۳ کشور، پس از اتمام مذاکرات، درباره فعالیت روزافزون گروه‌های افراطی، از جمله شاخه افغان داعش، ابراز نگرانی کردند، و به منظور تقویت مذاکرات صلح بین کابل و جنبش طالبان، خواستار اتخاذ یک رویکرد منعطف برای حذف نام برخی چهره‌ها (شخصیت‌های طالبان) از لست تحریم‌های سازمان ملل شدند.

 

این اقدام روسیه، مورد انتقاد مقامات افغان و امریکا قرار گرفت. حال سئوال اینجا است که آیا مسکو حقیقتا معتقد است که داعش تهدیدی بزرگتر از طالبان می‌باشد و یا اینکه صرفا به دنبال سخت تر کردن اوضاع برای دولت در حال خروج بارک اوباما است ـ یا اینکه ترکیبی از هر ۲ موضوع است.

 

در تأیید نظریه اول، ضمیر کابلوف نماینده ویژه پوتین در امور افغانستان، در مصاحبه با آژانس خبررسانی ترکیه‌ای آناتولی گفت که طالبان بیشتر یک نیروی محلی است که دیگر از ایده جهاد جهانی حمایت نمی‌کند. وی معتقد است که در عوض، داعش به واسطه ایدئولوژی متمرکز و گسترش یافته خود در سطح جهان، که سازمان یا رهبری متمرکزی نیز برای آن وجود ندارد، بسیار خطرناک‌تر از است.

 

 

زمانی که از زاویه حضور نظامی روسیه در سوریه به قضیه نگاه می‌کنیم، تهدید داعش برای روس‌ها جدی‌تر می‌شود. بازگشت جنگجویان داعش از سوریه به زادگاهشان، به طور قابل توجه باعث افزایش تهدیدات داخلی شده و باعث می‌شود تا مسکو، نگرانی زیادی درباره چشم انداز استقرار داعش در افغانستان و کشورهای آسیای مرکزی پیدا کند.

 

حتی اگر درک مسکو از این تهدید صحیح باشد، باز هم می‌بینیم که در اظهارات کابلوف، به طور وضاحتی توانایی‌های طالبان دست کم گرفته شده و درباره قابلیت‌های شاخه داعش در افغانستان، به شدت اغراق شده است.

 

این راپور می‌افزاید: همانطور که توماس جاسکلین عضو بنیاد دفاع از دموکراسی در Long War Journal اشاره کرده است، طالبان با نشر یک فلم ویدیویی در ماه گذشته، ضمن اعلام اتحاد خود با القاعده، مدعی شده است که این گروه امید مسلمین برای احیای دوباره شکوه و عزت امت مسلمان و همچنین بازگرداندن سرزمین‌های اسلامی است.

 

این در حالی است که عمده نیروهای داعشی در افغانستان را افراد ناراضی طالبان تشکیل می‌دهند. بسیاری از این افراد در زمان نبردهای طالبان بر سر جانشینی (که پس از اعلام خبر مرگ ملا عمر در جولای ۲۰۱۵ آغاز شده بود) به داعش پیوستند.

 

اما دهلی‌نو از این حقایق آگاه است و بنابراین این نظریه را نمی‌پذیرد که می‌توان از طالبان برای مقابله با داعش استفاده کرد. هند به خوبی می‌داند که این تئوری معیوب، ساخته و پرداخته جنرال‌های راولپندی است تا به آنها امکان حضور طولانی مدت‌تر در افغانستان را بدهد؛ مُـلکی که از نظر آنان، جولانگاه پاکستان به شمار می‌رود.

 

 

لایو ماینت نوشت: در زمانی که قرار بود نقش دهلی نو در افغانستان تقویت شود، دور از انتظار نبود که پاکستان برای بازگشت به صحنه، از کارت داعش استفاده کند.

 

هند به تازه گی ۴ چرخبال جنگی را به دولت افغانستان تحویل داده بود تا بتواند قدرت مقابله دولت در مقابل طالبان را تقویت کند. از آنجا که امریکایی‌ها نیز در صحنه این جنگ حضور داشتند، لذا ارایه کمک‌های نظامی بیشتر نیز بعید به نظر نمی‌رسید: جان کری وزیر خارجه امریکا، آگوست ۲۰۱۶، خبر احیای ایتلاف ۳ جانبه هند – امریکا – افغانستان را اعلام کرد.

 

متأسفانه، نه فقط چین، بلکه روسیه نیز تئوری پاکستان را پذیرفتند. اما در حال حاضر، همه این قدرت‌های منطقوی منتظر استقرار دونالد ترمپ در ارگ سفید هستند.

 

اگر هدف پوتین از تماس با طالبان، در وهله اول، ناکام کردن دولت اوباما است، بنابراین می‌توان انتظار داشت که با ورود ترمپ، روسیه یک گام عقب نشینی کند و این دقیقا همان چیزی است که دهلی نو به آن امید بسته است.

 

اما در سناریویی دیگر، پوتین ممکن است ترمپ را متقاعد نماید که طالبان چیزی بیشتر از یک گروه شورشی محلی نیست. ترمپ نیز که به دنبال کاهش نقش پولیسی امریکا در جهان است، ممکن است از ایتلاف تحت رهبری روسیه حمایت نماید.

 

این نتیجه‌ای است که مورد علاقه کابل یا دهلی نو نیست. اگر ترمپ تصمیم بگیرد سطح حمایت‌های امریکا را کاهش دهد، در آن صورت نمی‌توان از دولت افغانستان انتظار داشت به تنهایی رو در روی طالبان قرار گیرد. در این بین، کشور هند که از نظر جغرافیه به افغانستان متصل نیست، نمی‌تواند در این زمینه کمکی کند.

 

بدون در نظر گرفتن اینکه ترمپ چه گزینه‌ای را انتخاب می‌کند، هند باید دوباره شروع به برقراری تماس‌ با گروه‌های مختلف قومی در افغانستان کند.

 

در برهه‌های سخت، همیشه بهتر است تا به جای تکیه صرف بر ایراد سخنرانی در کنفرانس‌های بین‌المللی با موضوع افغانستان، حامیانی در صحنه داشته باشید. تجربه هندی‌ها در حمایت از اتحاد شمال در دوران حکومت طالبان در سال‌های ۱۹۹۶ تا ۲۰۰۱، شاهدی بر این مدعا است.

موضوع : اخبار