افغانستان ۱۳۹۳ همان افغانستان ۱۳۷۳ است با دو تغییر عمده: یکی اینکه انفعال و وادادگی و خمودگی ملت و دولت بیش از پیش شده است و دیگر اینکه میزان دستبرد زنندگان و غارت گران و چپاول گران خارجی منابع طبیعی و معادن ملی بیشتر شده است.

 

در افغانستان دو دهه قبل و حتی دهه قبل تر از آن و در جریان سال های سیاه جنگ با کمونیسم و ارتش سرخ شوروی میزان چور و چپاول محدود به سربازان شوروی و بعضا فرصت طلبان داخلی از هرج و مرج بود اما اینک امریکا و همسایگان و هرکه اراده می کند می برد.

 

در همین راستا می رسیم به ماجرای کاملا دیگرگونه نمایانده شده و مسکوت مانده قرضه های بین المللی و وام های طویل المدت و کمک های مالی با بهره ها معین و زمانبندی شده که هریک به بهانه ای و به میزانی وارد خزانه ملی یا جیب های دولتی شده و ضربه ای بر پیکر اقتصاد کشور وارد می سازند.

 

هرازگاهی سازمان ها و نهادهای مختلف و مرتبط یا غیر مرتبط داخلی و خارجی به انتشار گزارش های حباب گونه از وضعیت معیشت یا فقر و رکود و سکون افغانستان و نتایج غیرواقعی و اغراق آمیز کمک های جامعه جهانی به کابل می پردازند که در غرض ورزی آن شکی نیست.

 

برخی عناصر مزدور یا عوامل ناآگاه داخلی نیز بر طبل ناداری و ناچاری می کوبند و نمی دانند یا نمی خواهند بدانند که سرنوشت مقروض شدن بلندمدت افغانستان به کشورهای دور و نزدیک چیزی جز حق مداخله، جاسوسی و غارت ثروت ملی بدست بیگانگان نخواهد بود.

پیشنهاد بعدی:  خاورمیانه؛ ریشه های بحران و خشونت در کجاست؟

 

کمیته صلیب سرخ نیز درخصوص کاهش کمک های بین المللی به افغانستان با انتشار بیانیه ای مراتب نگرانی خود را بیان داشته است تا خواسته یا ناخواسته زمینه سوء استفاده هرچه بیشتر مافیای داخلی و خارجی متحد با یکدیگر در سقوط تولید و توسعه افغانستان را فراهم سازد.

 

افزایش هزینه های داخلی، کاهش تکیه بر تولید و اشباع شدن بازارهای کابل از اجناس صددرصد وارداتی و نیز اسناد قرضه ها و وام ها و کمک های بهره دار که در دست عوامل زیاده خواه خارجی قرار دارد همه و همه روزی به ملت و دولت ثابت می نماید که این گدایی ها از بانک تجارت جهانی یا کشورهای دور و نزدیک دوستی خاله خرسه با این کشور است.