اخبار
مطالب اخیر
مطالب محبوب
عضویت در خبرنامه

با وارد کردن ایمیل در کادر زیر و ثبت آن مشترک خبرنامه وب سایت افغان لرن خواهید شد و از آخرین مطالب سایت بهره مند می شوید

توجه داشته باشيد بعد از وارد کردن ايميل خود و ثبت آن، ميبايست ايميل خود را تاييد نمایید

افراط گرایی یکی از پدیده های است که دامن گیر کشور های اسلامی شده است. این پدیده اما جدید و بدیع نیست. کشور های اسلامی چندین دهه است که دامنگیر آن شده است. افراط گرایی اما، تنها محدود به کشور های اسلامی نمانده است. این پدیده امنیت، ثبات و نظم بین الملل را نیز تهدید نموده است. در دهه های اخیر تا اندازه زیاد بر تعامل کشور های غرب با کشور های اسلامی تأثیر گذاشته است. حضور آمریکا و کشور های همپیمان آن در افغانستان به خاطر سرکوب افراط گرایی دینی از نوع اسلامی آن بوده است. حضور روسیه در سوریه نیز به خاطر سرکوب گروه داعش به عنوان یک گروه بنیادگرا و افراطی اسلامی صورت گرفته است. با وجود محور بودن افراط گرایی در تعامل غرب با کشور های اسلامی اما، بنیادگرایی و افراطیت نه تنها ضعیف نشده است بلکه افراط گرایی جزئی از شاخص های مهم جوامع اسلامی شده است. این پدیده بیش از همه کشور های اسلامی از مردم افغانستان قربانی گرفته است. افغانستان کانون مهم فعالیت گروه های مختلف افراطی بوده است.

 

وزارت حج و اوقاف افغانستان سیمینار سه روزه به منظور مبارزه با افراطیت در کابل برگزار نموده است. فیض محمد عثمانی در سخنرانی خود در این سیمینار بیان داشته است که مبارزه با افراطیت به دلیل برخورد سیاسی، ایدئولوژیکی و تجاری نتیجه‏ای مثبت نداشته است. او در بخش از سخنان خود افزوده است که پدیده افراطیت به صورت درست بررسی و شناخته نشده است به همین خاطر، تلاش ها و مبارزه ما با افراطیت ناکام مانده است. او اظهار داشته است که برای مبارزه با افراطیت نیازمند شناخت ریشه ها، زمینه های گسترش آنیم. عوامل و علل قوت گرفتن افراطیت، دورنمای افق منطقه‏ای و در نهایت نیازمند ارائه راهکار برای مقابله با آن می باشیم. بخش از سخنان وزیر حج و اوقاف در ارتباط با برخورد سیاسی و ایدئولوژیکی با پدیده افراطیت درست می باشد اما مسئله این است که این وزارت به عنوان یک نهاد مهم دولتی چه راهکاری برای مبارزه با افراطیت تدوین نموده است. آیا این وزارت ریشه ها و عوامل گسترش افراطیت را درک و فهم نموده است؟ اگر مبارزه با افراطیت در افغانستان ناکام مانده است، سهم این وزارت در این ناکامی چیست؟ در ذیل تلاش می کنم این مسئله را به تحلیل بگیرم.

 

اول؛ قبل از سال ۱۹۴۷ مدارس مهم و شناخته شده‏ای در افغانستان وجود نداشت. علما برای تحصیل به هند می رفت. مدرسه دیوبند یکی از مدارس مورد علاقه علمایی کشور بود. مردم شمال کشور اما، به مدرسه «دیوان بیگی» بخارا می رفت. بعد از تجزیه هند و شکل گیری کشور جدید به نام پاکستان ایالت خیبر پختونخواه کانون اصلی تحصیلات علمای افغانی قرار گرفت. در افغانستان مدارس بزرگی وجود نداشت که علما بتواند مدارج عالی علوم دینی را تکمیل نماید. اگر علمایی سنی به هند، ایالت خیبر پختونخواه پاکستان می رفت. شیعیان کشور برای تکمیل مدارج عالی علوم دینی به نجف در عراق و قم در ایران می رفت. بعد از گذشت سه قرن شهروندان کشور همچنان برای کسب علوم دینی به کشور های همسایه می رود. تا هنوز مدارس بزرگ و با قابل اعتبار در کشور وجود ندارد. جدا از آمادگی ذهنی شهروندان کشور در گرایش به بنیادگرایی و افراطیت بخش مهم از مسئله بر می گردد به تحصیل طلاب کشور به کشور های همسایه. به سخن دیگر، طلاب کشور در کشور های همسایه به افراطیت و بنیادگرایی رو می آورد و بعد در کشور فعالیت های بنیادگرایانه را انجام می دهد.‏

 

دوم؛ در دوره مجاهدین و گروه طالبان مدارس دینی رونق گرفت. در روستای های کشور مدارس دینی تا اندازه زیاد جای مکاتب دولتی را گرفت. در دوره پسا طالبان مکاتب دولتی رونق دوباره گرفت. اما تلاشی برای بهبود مدارس دینی از سوی حکومت صورت نگرفت. حکومت برنامه مشخص برای بهبود مدارس دینی به لحاظ کمی و کیفی نداشت. سیاست های مبنی بر تغییر سیستم نظام درسی نیز وجود نداشت. نظارت و ارزیابی بر مدارس دینی یک امر ناشناخته باقی ماند. همین مسئله باعث شد که طلاب در مدارس دینی داخل کشور نیز دامنگیر افراطیت و بنیادگرایی گردد. در سال های گذشته موارد زیادی از سوی ریاست امنیت ملی کشور گزارش شد که طلاب مدارس دینی کشور دست به خشونت زده بود. بنابراین، یکی از زمینه های رشد افراطیت و بنیادگرایی مدارس دینی کشور می باشد. مدارس دینی که با نصاب تعلیمی سنتی و بدون نظارت حکومت فعالیت می کند.

 

رشد بنیادگرایی تنها به مدارس دینی محدود نمی شود. مساجد و ملا امامان مساجد نقش برجسته در ترویج افراطیت و بنیادگرایی دارد. در اکثر کشور های اسلامی متن سخنرانی ملا امامان مساجد از سوی حکومت تدوین و ارائه می گردد اما در افغانستان حکومت کمتر نظارت بر سخنان ملا امامان مساجد دارد. آن ها در عین حالی که ماهانه پولی از وزارت حج و اوقاف دریافت می کند در بسی موارد، در برابر حکومت جبهه می گیرد. روابط وزارت حج و اوقاف با مساجد و ملا امامان آن اما تنها محدود به برخی شهر های مهم کشور همانند کابل، هرات، قندهار و بلخ می شود. وزارت حج و اوقاف هیچ ارتباطی با مساجد و ملا امامان روستا های کشور ندارد. بنابراین، فقدان نظارت بر مدارس دینی و ملا امامان مساجد یکی از دلایل مهم و اساسی گسترش بنیادگرایی در کشور می باشد.

 

سوم؛ حکومت برای ساخت مدارس و جلوگیری از فرستادن طلاب کشور به کشور های دیگر اسلامی تلاش نموده است از کمک های کشور های اسلامی برای ساخت مدارس دینی استفاده نماید. به عنوان مثال؛ رئیس جمهور اشرف غنی قراردادی ساخت مدرسه دینی را با عربستان سعودی بست. این مسئله ممکن امری در راستای رشد مدارس دینی در داخل کشور محسوب گردد اما واقعیت امر این است که ساخت مدارس دینی توسط کشور های اسلامی در داخل کشور امکان و فرصت ترویج بنیادگرایی و افراطیت را در کشور فراهم می سازد. عربستان سعودی یکی از کشور های اسلامی است که فهم بنیادگرایانه در آن مسلط و هژمون است. ساخت مدارس توسط این کشور در افغانستان می تواند اندیشه های وهابی و بنیادگرایانه و آنچه در عربستان رایج است را گسترش دهد. بنابراین، سیاست ما برای جلوگیری از رفتن طلاب به خارج از کشور اشتباه است. این مسئله باعث گسترش بنیادگرایی و افراطیت در داخل کشور می شود.

 

در پایان باید گفت که فقدان سیاست حکومت برای جلوگیری از رفتن طلاب کشور به کشور های همسایه، ادامه سیستم سنتی نصاب تعلیمی در مدارس دینی کشور، فقدان نظارت و ارزیابی حکومت بر مساجد و مدارس دینی از عوامل مهم گسترش افراطیت و بنیادگرایی بوده است. با این حساب، حکومت به صورت عام و وزارت حج و اوقاف به صورت خاص سهم عمده در ناکامی سیاست مبارزه با افراطیت و بنیادگرایی داشته است. ما جدا از بازنگری در سیاست های خود نیازمند آنیم که بازنگری جدی در کارکرد های وزارت حج و اوقاف، وزارت تحصیلات عالی و وزارت معارف کشور نیز می باشیم. بخش عمده ناکامی به خاطر کارکرد بد و ناکارآمدی این نهاد هاست.‏

موضوع : اخبار