اخبار
مطالب اخیر
مطالب محبوب
عضویت در خبرنامه

با وارد کردن ایمیل در کادر زیر و ثبت آن مشترک خبرنامه وب سایت افغان لرن خواهید شد و از آخرین مطالب سایت بهره مند می شوید

توجه داشته باشيد بعد از وارد کردن ايميل خود و ثبت آن، ميبايست ايميل خود را تاييد نمایید

بیداد خشونت علیه زنان در پوشش ها و اشکال مختلف به بهانه های متفاوت و توسط اقشار مختلف مرزهای افغانستان را درنوردیده است و دیگر جایی در خاک این کشور نمانده است که از گزند عنوان سنگین و تلخ خشونت علیه زنان و تجاوزهای جسمی و روانی در امان باشد.

 

این شعاری است که همه روزه از رسانه ها بگوش می رسد و منادیان ایجاد استرس های جمعی وظیفه خود می دانند تا مردم را از این طریق نیز تحت فشا رهای روحی و روانی قرار دهند.

 

گذشته از تمامی حرف و حدیث هایی که درخصوص درست یا غلط بودن رشد و ترقی زنان در اجتماع و اقتصاد و سیاست بر زبان ها جاری می گردد؛ فارغ از موضع گیری های مردان سنتی و زنان روشنفکر و طرفدار مکتب فیمینیسم علیه یکدیگر برآنیم تا از منظری دیگر بدین معضل بنگریم.

 

بهرحال درست یا غلط، دینی یا ضد دینی، ارزشی یا ضد ارزشی و اسلامی یا امریکایی، زنان در پی جبران عقب ماندگی های تلقین شده ذهنی دهه های پیشین برآمده اند و فکر می کنند که آگاه تر و فعال تر شده اند. در حالیکه با این تبلیغات خود باعث ایجاد تشنج جمعی بر روح و روان جامعه می گردند. در همین حین مردان با نگرانی و ترس فزاینده به از دست دادن جایگاه خود در جامعه و اقتدار بر سلطه و تحکم خود می افزایند.

 

بهرحال خوب یا بد، زشت یا زیبا و قابل قبول یا غیر قابل قبول، برما تلقین می شود که گراف خشونت های متعدد علیه زنان و دختران نوجوان و جوان و خوردسال در افغانستان رشد داشته است در حالیکه خشونت علیه زنان و یا عکس آن در جوامع غربی نیز مشاهده می شود و آنجا کسانی نیستند که از این ناحیه بر مردم استرس های روحی و روانی وارد سازند، بل بدنبال پیدا کردن علل اصلی ایجاد این اتفاق ها بر می آیند.

 

این جریان به ما که می رسد بجای پیدا کردن علل حوادث ناگوار علیه زنان، به هیاهو جنجال های استرس زا می پردازند و از این طریق می خواهند برما تلقین کنند که ما مردمی خشن و بدور از اصول انسانی هستیم و باید غربی ها تا زمانی که صلاح می دانند برشانه ها سوار باشند و از ما سواری بگیرند.

 

بهرحال پاک کردن صورت مساله و بی اعتنایی به این قبیل معضلات اجتماعی و ناهنجاری های ضد انسانی و ضد اسلامی تاکنون راه به جایی نبرده است و زین پس نیز نمی تواند ببرد با این تفاسیر چاره نه در سرکوب لفظی نه در غم شریکی با قربانیان و نه در سکوت است.

 

تا زمانی که در قانون اساسی افغانستان جایی برای چنین مجازات و محاکمه هایی درنظر گرفته نشود؛ اخباری همچون تجاوز دسته جمعی بر دختر 3 ساله، تجاوز بر محارم، بریدن بینی و زندانی کردن 6 ماهه در تشناب را شاهد و شنونده خواهیم بود.

 

شلاق هایی که بر پیکر دخترک نوجوان بی رحمانه فرود می آیند و در مقابل از پسرک در بدل پول و پارتی نام پدرش می گذرند؛ حبس های چندین ساله که با قرار وثیقه به آزادی هایی یکشبه می انجامند و جریمه های نقدی سلیقه ای قضات مفسد بجای رجوع به مفاد قانونی و اسلامی….

 

بدیهی است که چنین مسایلی در همه جوامع درحال توسعه و توسعه یافته و اروپا و امریکا وجود دارد و علیرغم تمامی تمهیدات رخ می دهد اما عدم سزای سزاوار گنه کار و جزای خاطی و جانی در افغانستان مزید بر علتی شده است که هر که تجاوز کند و بگریزد و بگذرند.

 

 

موضوع : اخبار