اخبار
مطالب اخیر
مطالب محبوب
عضویت در خبرنامه

با وارد کردن ایمیل در کادر زیر و ثبت آن مشترک خبرنامه وب سایت افغان لرن خواهید شد و از آخرین مطالب سایت بهره مند می شوید

توجه داشته باشيد بعد از وارد کردن ايميل خود و ثبت آن، ميبايست ايميل خود را تاييد نمایید

سالیان سال قبل، ارتش سرخ یا همان لشکر کمونیستی شوروی بزرگ برای آنچه رفاه عمومی و مساوات و تصرف خاک افغانستان می خواندند به کشورمان حمله کردند و خسارات زیادی به بار آوردند و سرانجام با مشارکت و حمایت دیگر کشورها شکست خوردند و به عقب رانده شدند.

 

پس از آن مجاهدانی که از بطن جنگ با کمونیست سربرآورده بودند به جان یکدیگر افتادند و باز هرکدام از سوی کشوری حمایت و تجهیز شدند تا اینکه طالبان نیز باز با مداخله دولت های زیاده خواه متولد شد و به سرعت بالغ شد. این روند ادامه داشت تا اینکه…

 

تا اینکه امریکا به بهانه ی مبارزه با تروریسم و خشونت علیه زنان وارد منطقه شد و با دایر کردن پایگاه های دایمی نظامی تهدیدی جدی برای قدرت های مخالف و همسایگان شمالی و جنوبی و شرقی و غربی بشمار آمد و در تمام این سالها فقط مردم ملکی قربانی برنامه های متجاوزانه ابرقدرت ها و رقابت ها شدند.

 

اینک اما پس از گذشت دهه ها درجا زدن و حتی پسرفت و عقبگرد اقتصاد و امنیت و ثبات سیاسی در افغانستان، روسیه و تاجیکستان مدعی نگرانی از اوج گیری مجدد طالبان و متضرر شدن در کمرزهای مشترک با افغانستان شده اند و این به معنای آغاز جنگی دیگر است.

 

لشکر کشی مسکو برای دفع تروریسم و مقابله با ناتو به سرکردگی امریکا و تحت کنترل مستقیم واشنگتن در خاک کابل، می تواند مهر ابطالی بر تمام روزنه های کوچک باقی مانده ی امید به امنیت و صلح و ثبات باشد؛ مگر نه اینکه افغانستان هرگز سودی جز زیان از درگیری طرف های غربی و شرقی ندیده است؟

 

بنابر پیش بینی های برخی بزرگان قومی در سالیان پیشین، روسیه و امریکا افغانستان را از سالنگ تجزیه خواهند کرد؛ گرچه این در یک نگاه فقط یک پیشگویی مضحک به نظر می رسد اما حمله مسکو به طالبان در خاک کابل و مداخله در امور ناتو و واشنگتن این احتمال را قوت می بخشد.

 

گذشته از تمام موارد مذکور و مهمتر از این نکات، به سر بردن جنرال دوستم در روسیه و اعلام حمایت مسکو از وی برای مقابله با داعش است؛ وعده ای که به مارشل فهیم برای ایجاد قدرت مستقل در شمال داده شده بود و وی نپذیرفت اینک به معاون اول رییس جمهور نزدیک شده است.

 

نظر به تمام تغییر و تحولات اخیر آیا می توان قدرت گرفتن نماینده ازبک تبار در حکومت را با حمایت برخی قدرت ها و کشورهای همسایه زنگ خطری برای وحدت ملی دانست؟ یا به عبارت دیگر این می تواند تکرار تاریخ سیاه سالیان گذشته در سوگیری مغرضانه جناح ها در کابل باشد؟