اخبار
مطالب اخیر
مطالب محبوب
عضویت در خبرنامه

با وارد کردن ایمیل در کادر زیر و ثبت آن مشترک خبرنامه وب سایت افغان لرن خواهید شد و از آخرین مطالب سایت بهره مند می شوید

توجه داشته باشيد بعد از وارد کردن ايميل خود و ثبت آن، ميبايست ايميل خود را تاييد نمایید

درحالی که موج غرب زدگی و دین ستیزی از بسیاری از کانال های تلویزیونی داخلی در روح و روان جوانان رخنه کرده و جامعه را در بر گرفته است؛ انتقادات بیشمار ملاهای مکتب نرفته، مسوولان معارف، وزارت حج و اوقاف و شورای علما راه به جایی نبرد.

 

دقیقا دو سال قبل حامد کرزی دستور جلوگیری از انتشار برنامه‌ها و فیلم‌های غیراسلامی را صادر کرد و در حکمی به وزارت اطلاعات و فرهنگ دستور داد تا از پخش و رواج فیلم‌ها و برنامه‌های مبتذل، مستهجن و منافی اخلاق اجتماعی، شئونات ملی و اسلامی از رسانه‌های تصویری با رعایت آزادی‌های مندرج قانون اساسی افغانستان به طور جدی جلوگیری کند.

 

اما همچون بسیاری از فرمان های روسای جمهور پیشین و کنونی که هرگز جنبه ی عملی و اجرایی به خود نگرفته و نمی گیرد، این فرمان نیز در حد کاغذبازی و بروکراسی باقی ماند تا طالبان خود ابتکار عمل را در دست بگیرند و تلویزیون های یک و طلوع را تهدید کنند.

 

در حمله انتحاری اخیر که بر سرویس حمل و نقل کارکنان تلویزیون طلوع در بخش های “کابورا پروداکشن”، “یکی از بخش های تلویزیون طلوع”، “لمر”، “رادیوهای آرمان” و “آراکوزیا” در جاده دارالامان پایتخت به وقوع پیوست ۳۰ تن از کارکنان این شبکه کشتی و زخمی شدند.

 

این ظاهر خبری است که عکس العمل های بسیاری را از سوی مقامات ارگ نشین، مسوولان غفلت زده، رسانه های جمعی دیگر داخلی و منطقه ای برانگیخته است اما اصل جریان چیست و این کارمندان بی گناه تاوان کدام نافرمانی از طالبان را پس دادند؟

 

به زعم بسیاری از آگاهان سیاسی، پوشش حادثه سقوط و بازپس گیری قندوز، طلوع نیوز را در تیررس خشم طالبان قرار داد؛ این یک احتمال بالقوه و قریب به امکان و اطمینان است چرا که پخش و نشر تصاویر ضد اسلامی تا زمانی که همراه با ضدیت با تروریست ها نشد؛ تهدیدی در پی نداشت!

 

گذشته از علت اصلی وقوع این فاجعه ضد انسانی و ضد اسلامی، دو نظریه اصلی مطرح می شود که در صورت گناهکار و مجرم بودن صرف و قاطعانه و اثبات شده تلویزیون های مذکور، چرا کارکنان جزء و از همه جا بی خبر باید قربانی شوند؟ در حالی که مدیران و تعیین کنندگان خط مشی رسانه ها با موترهای شخصی و محافظان خود تردد می کنند نه با سرویس تلویزیون.

 

دیگر اینکه، آیا انتحاری و انفجار و اختطاف و ترور، تنها راه مقابله با این قبیل فسادها است؟ آیا طالبان و تروریست های مسخ شده هیچ راهکار و گزینه ی دیگری پیش روی خود نمی بینند که با ریختن خون مردم ملکی و برخی دست اندرکاران فرعی رسانه ها، حرف خود را به گوش حکومت و خارجی ها می رسانند؟

 

نباید از نظر دور داشت که چند روزی بیشتر از اعلام آمادگی طالبان برای گفتگوی مستقیم و بی واسطه با حکومت در راستای صلح نمی گذرد؛ آیا طالبان، کارکنان طلوع را نه جزء دولت می دانند و نه مشمول ملت؟ آیا این انتحاری و ۳۱ کشته و زخمی، پاسخی عادلانه به ۱۳ سال فساد تلویزیونی بود یا ظالمانه؟