اخبار
مطالب اخیر
مطالب محبوب
عضویت در خبرنامه

با وارد کردن ایمیل در کادر زیر و ثبت آن مشترک خبرنامه وب سایت افغان لرن خواهید شد و از آخرین مطالب سایت بهره مند می شوید

توجه داشته باشيد بعد از وارد کردن ايميل خود و ثبت آن، ميبايست ايميل خود را تاييد نمایید

وزارت خارجه با انتشار بیانیه‌ای اعلام کرد که محترم اشرف غنی احمدزی برای شرکت در کانفرانس فرآیند استانبول قلب آسیا، از تاریخ ۲۸ تا ۳۰ اکتبر (ششم تا هشتم ماه عقرب) به چین سفر می کند تا اولین سفر رسمی وی در سمت رییس جمهور افغانستان در تاریخ ثبت شود.

 

این روزها در هر محفل سیاسی سخن از افزایش تمایلات چین برای گسترش نفوذش در کشور ما است که از طریق اقتصادی، معدنی و حتی نظامی قرار است صورت گیرد البته با پیش فرض خروج نیروهای خارجی از افغانستان.

 

اما مهمترین علت توجه چین به افغانستان چیست؟

 

مساله افغانستان و ایجاد یک مسیر ثبات برای کشور و همچنین جلوگیری از تغییر توازن قوای منطقه ای همواره یکی از مهم ترین اولویت های امنیت ملی چین و بخصوص در راستای یکی از اضلاع استراتژی کلان این کشور یعنی مدیریت روابط همسایگان است.

 

در واقع می توان گفت که استراتژی امنیت ملی چین یک استراتژی سه وجهی است که اضلاع این مثلث استراتژیک در واقع عبارتند از مدیریت روابط همسایگان، مدیریت و ایفای نقش یک قدرت بزرگ و در نهایت هم تلاش برای ایجاد و برقراری ثبات در عرضه انرژی یا به بیان دیگر تامین امنیت انرژی .

 

آنچه را که می توان از بررسی رفتار چین در ادوار مختلف بخصوص در دهه های اخیر استنباط کرد آن است که ماهیت رفتار چین در عرصه سیاست خارجی در واقع ماهیتی ترکیبی بوده و این سه مساله همواره اضلاع و اجزای جدایی ناپذیری برای این کشور تلقی شده است.

 

بروز گسست و یا ناتوانی در تامین درست و بهینه هر کدام از این سه نقش به نوبه خود می تواند یک دومینوی غیرقابل پیش بینی را در عرصه های مختلف برای این کشور به همراه داشته باشد.

 

رفتار چین در افغانستان نیز طبیعتا در تلاش برای ایجاد چنین همگرایی بین عناصر سه گانه ای است که در فوق مورد اشاره قرار گرفت و چینی ها بر اساس سیاست عملگرایانه خود تلاش دارند تا از تمامی ابزارهای خود در افغانستان مانند استفاده از ظرفیت های ایران، هند، عربستان و همچنین استفاده از ظرفیت های متحد همیشگی منطقه ای خود یعنی پاکستان و در نهایت برقراری ارتباطات مختلف با طالبان استفاده نماید.

 

بسیاری از متفکرین و کارشناسان سیاسی چین همواره افغانستان را به عنوان گورستان امپراتورها یا ابرقدرت ها مد نظر قرار داده اند و تجربه بریتانیا و شوروی سابق را به عنوان شاهدی بر این مدعای خود مورد اشاره قرار می دهند.

 

اما سوال اساسی این است که نگاه تصمیم سازان و سیاستگذاران چینی به حضور آمریکا و ناتو در افغانستان چگونه است؟ با مد نظر قرار دادن یک بینش واقع گرایانه حضور نیروهای ناتو در افغانستان تا حدود زیادی توانسته است احساس ثبات را برای چین به عنوان یک کشور همسایه در پی داشته باشد.

 

تصمیم سازان چینی این مساله را به عنوان یک پیش فرض مورد نظر قرار داده اند که حضور نیروهای ناتو در افغانستان باعث خواهد شد تا تمرکز رفتاری شبکه های تروریستی همچنان در افغانستان و نیروهای ناتو متمرکز بوده و از سرایت این اقدامات تروریستی به چین و دیگر کشورهای همسایه جلوگیری نماید. همچنین مورد هدف قرار گرفتن گروه های اسلام گرا توسط نیروهای ناتو می تواند بر چگونگی رفتار گروه های اویغور ضد چینی و حرکت این گرو ها به سمت طالبان یا القاعده موثر باشد. چرا که در غیر این‌صورت تمرکز اساسی این گروه ها نیز متوجه چین خواهد شد.

 

به همین دلیل می توان گفت که چینی ها تمایل زیادی به تغییر در پویش سیاسی افغانستان به نحوی که منافع این کشور به خطر افتاده یا رقبای منطقه ای چین مانند هند بر اوضاع افغانستان تسلط یابند نمی باشند. البته این مطلب نیز باید بیان شود که اگرچه چینی ها در رابطه با تهدید گرو های اویغور و حمله به این کشور از پایگا ه های افغانستان بسیار نگران می باشند لیکن دغدغه بزرگتر چین آن است که این مساله تاثیرات منفی بر سرمایه گذاری های رو به رشد این کشور در افغانستان و مناطق مجاور داشته باشد.

 

به بیان دیگر این سرمایه گذاری ها بخشی از استراتژی چین برای حرکت به سمت آسیای مرکزی و توسعه مناطق غربی این کشور بخصوص ولایت سین کیانگ است. لذا سناریوی گسترش بی ثباتی در افغانستان نمی تواند بر اساس نگاه واقع گرایانه چینی ها مقبول این کشور و سیاستمداران آن باشد. البته چینی ها برای رسیدن به این مهم، الگوهای رفتاری پیچیده ای را دنبال می کنند و به عنوان مثال این کشور تمایل زیادی به سرمایه گذاری در بخش های امنیتی افغانستان و تلاش برای بازسازی آنان نداشته و تمرکز اساسی خود را برسرمایه گذاری در افغانستان و توسعه بنیادهای منابع طبیعی کشور ما قرار داده است.

 

علاوه بر این همچنین یکی دیگر از سیاست های چین در افغانستان استفاده از ظرفیت های بانک توسعه آسیای است که سرمایه گذاری های زیادی را در افغانستان انجام داده است. اتخاذ چنین رهیافتی به نوبه خود می تواند استراتژی مناطق مرزی چین را تکمیل کرده و بسترهای مناسبی را برای توسعه سین کیانگ و دروازه ای به اوراسیا فراهم آورد.

 

حال باید دید که آیا خواسته های دو طرف در این سفر جناب اشرف غنی احمدزی به چین محقق می شود یا خیر؟

موضوع : اخبار