اخبار
مطالب اخیر
مطالب محبوب
عضویت در خبرنامه

با وارد کردن ایمیل در کادر زیر و ثبت آن مشترک خبرنامه وب سایت افغان لرن خواهید شد و از آخرین مطالب سایت بهره مند می شوید

توجه داشته باشيد بعد از وارد کردن ايميل خود و ثبت آن، ميبايست ايميل خود را تاييد نمایید

تلاش هاي مشترک حکومت و جامعه جهاني در مبارزه با هراس افگني در افغانستان به مؤفقيت چنداني نينجاميد. اگرچه شبکه مخوف و قدرتمند القاعده تضعيف شد و رهبر آن در ابيت آباد پاکستان کشته شد و در حال حاضر توان مديريتي خود را از دست داده و قادر به اجراي عمليات هاي بزرگ تروريستي نيز نمي باشد؛ اما جامعه جهاني علاوه بر نابودي شبکه هاي تروريستي و حاميان آنها در منطقه، تأمين امنيت افغانستان را نيز تعهد کرده بود که اين امر متأسفانه پس از پانزده سال تحقق پيدا نکرده است.

در اين شکست، نابساماني استراتژيک کشورهاي کمک کننده در مورد تعريف تروريسم و نحوه مبارزه با آن، نقش برجسته داشت. در آغاز حمله ايتلاف بين المللي به افغانستان گروه طالبان به عنوان گروه حامي تروريسم شناخته مي شد؛ ولي از سال 2005 به بعد کم کم اين استراتژي تغيير کرد و مشي نظامي ايتلاف بين المللي به رهبري آمريکا در برابر طالبان معتدل تر و مسامحه آميز تر گرديد. اين سياست در واقع گروه طالبان را از شبکه القاعده و ساير گروه هاي تروريستي جدا مي کرد و در قالب گروه هاي مسلح مخالف دولت جا مي داد. از سال 2005 به اين طرف در حالي که حملات گسترده و مهم در سراسر کشور از سوي گروه طالبان رهبري مي شد و جنگ در افغانستان در عمل جنگ حکومت افغانستان و ايتلاف بين المللي مبارزه باتروريسم از يک طرف و گروه طالبان از سوي ديگر بود، اما حکومت افغانستان و کشورهاي عضو ايتلاف هيچکدام طالبان را دشمن خود نمي دانستند. مقامات آمريکا بارها اعلام کردند که طالبان دشمن آمريکا به شمار نمي رود. اين در واقع برگشت آمريکا و ساير اعضاي ناتو از اهداف اوليه شان در افغانستان به حساب مي آمد.

طالبان در افغانستان نه آن قدر قوي بود که نظام سياسي افغانستان را با خطر مواجه سازد و نه پايگاه محکم مردمي داشت تا با حمايت مردم گستره فعاليت هاي شان را توسعه بخشند؛ اما سياست مسامحه کارانه حکومت در برابر طالبان و سياست هاي متضاد، ناهماهنگ و بيش از حد خوشبينانه جامعه جهاني در برابر طالبان، روند مبارزه با اين گروه را با کندي و دشواري روبرو کرد.

در واقع حکومت و جامعه جهاني به اين نتيجه رسيده بودند که مسأله افغانستان راه حل نظامي ندارند و بايد راههاي سياسي براي اشتراک طالبان در مذاکرات صلح فراهم گردد. البته اين ايده زماني توجيه پذير بود که همزمان با رايزني هاي سياسي، فشارهاي نظامي نيز بر اين گروه شدت مي گرفت؛ اما چنين نشد.

نزديک به ده سال است که حکومت افغانستان تمامي وقت، فرصت، سرمايه و امکانات خود را در راستاي صلح به مصرف رساند؛ بدون اين که کمترين بهره را از اين همه تلاش ها نصيب شود. اکنون جامعه جهاني نيز در يافته است که طالبان گروهي جدا از القاعده، شبکه حقاني و ساير گروه هاي تروريستي نيست و اين گروه هرگز از موضع ايديولوژيکي خود عقب نشيني نمي کند. شروع مذاکرات چهارجانبه صلح و رد اين مذاکرات از سوي طالبان ماهيت اين گروه را در انظار جهاني روشنتر ساخت. در پرتو همين روشنايي آمريکا رويکرد خود را در برابر طالبان تغيير مي دهد و براي نخستين بار رهبر اين گروه را در خاک پاکستان هدف قرار مي دهد. به دنبال آن به نيروهاي خود در افغانستان نيز صلاحيت مي دهد تا در عمليات دولت عليه طالبان مي توانند نيروهاي امنيتي را بيشترمورد حمايت قرار دهد. اينها نشانه چرخش سياسي آمريکا در برابر طالبان به شمار مي آيد و اين چرخش بستر مناسبي را براي شامل ساختن گروه طالبان به جمع گروه هاي هراس افگن فراهم مي سازد. زيرا رهبرالقاعده با رهبر طالبان بيعت کرده و رهبر شبکه حقاني نيز به حيث معاون رهبر طالبان برگزيده شده است و اين نشان مي دهد که طالبان با شبکه القاعده و حقاني را بطه عميق و پيوند ناگسستني دارد و جدا ساختن آنها يک اشتباه استراتژيک براي امنيت افغانستان و جهان مي باشد.

موضوع : اخبار