اخبار
مطالب اخیر
مطالب محبوب
عضویت در خبرنامه

با وارد کردن ایمیل در کادر زیر و ثبت آن مشترک خبرنامه وب سایت افغان لرن خواهید شد و از آخرین مطالب سایت بهره مند می شوید

توجه داشته باشيد بعد از وارد کردن ايميل خود و ثبت آن، ميبايست ايميل خود را تاييد نمایید

برگزاری لویه جرگه ۲۵ عقرب که به گفته دولتیان در آن بر روی موضوعات پیمان استراتژیک با آمریکا و صلح با مخالفان بحث و تبادل نظر خواهد شد، نگرانی های عمیقی را در روشنفکران، جامعه مدنی، علمای دینی و مردم افغانستان ایجاد کرده است.

درحالی که دولت سعی می کند لویه جرگه را یک سنت دیرینه ملی برای حل معضلات کشوری نشان دهد اما جامعه مدنی با توجه به نقش لویه جرگه ها در تاریخ کشور و هزینه هایی که چنین لویه جرگه ها بر مردم افغانستان ما تحمیل کرده، نگران بازگشت کشور به مرحله سنتی و قبیله سالارانه دوران حکومت های مستبد شاهنشاهی است. برخی از آگاهان به مسایل سیاسی و تاریخی افغانستان لویه جرگه را به عنوان یک سنت ملی نپذیرفته و آن را ابزاری برای فرونشاندن تمردها و سرکشی های مرزی قبایل پشتون در دست پادشاهان گذشته افغانستان می دانند. به باور آنان در گذشته تاریخی افغانستان حاکمانی چون عبدالرحمان خان جابر، حبیب الله خان، نادر خان و ظاهر خان تنها بهره ای که از چنین لویه جرگه ها برده اند، فرونشاندن بحران های مرزی در دو سوی مرز افغانستان و پاکستان بوده و گاهی حتی در این لویه جرگه ها سران قبایل پشتون آن سوی مرز نیز شرکت می کرده اند. آنان حداکثر لویه جرگه را یک سنت درون پشتونی برای حل معضلات بین قبیله ای دانسته و نقش مثبت آن را در حل بحران های ملی نمی پذیرند.
بنابراین با توجه به موارد فوق، برگزاری لویه جرگه ای که تنها نقش مشورتی داشته و هیچ سیستم دموکراتیکی برای انتخاب اعضای آن وجود ندارد به علاوه اینکه مخالف قانون اساسی و در واقع نادیده گرفتن نهادهای با صلاحیت قانونی همچون پارلمان است، هزینه ای گزافی است که بر دولت فقیر افغانستان تحمیل می شود.
برخی از علمای دینی کشور نیز با توجه به موضوع مهم بحث در لویه جرگه آتی، این جرگه را تحریم کرده و هر نوع تصمیم گیری که منجر به زیر سئوال بردن ارزش های اسلامی شود را محکوم می کنند. آنان معتقدند که سپردن سرنوشت کشور به دست بیگانگان چه شرق باشد یا غرب منافی ارزش های اسلامی بوده و از نظر عقلانی نیز توجیه منطقی ندارد. علمای دینی استدلال می کنند که با توجه به مسوده ای که از این پیمان در رسانه ها منتشر شده، انعقاد پیمان استراتژیک با آمریکا چیزی جز اشغال افغانستان را تداعی نمی کند و امضای این پیمان پس از سال ها جهاد علیه تجاوز ارتش سرخ و ایثار میلیون ها شهید و مجروح، از زیر باران برخواستن و زیر ناودان نشستن است.
به باور آنان هر توافقی که ارزش های اسلامی و جهادی را نفی کرده و در تضاد با استقلال و تمامیت ارضی افغانستان قرار بگیرد، ارزش قانونی نداشته و مخالفت با آن تکلیف شرعی و دینی هر افغان است. هیچ تفاوتی ندارد که چنین تصمیمی را احزاب کمونسیتی خلق و پرچم گرفته و کشور را در اختیار شوروی سابق قرار دهد یا عده ای زیر خمه لویه جرگه نشسته و به اشارت ارگ افغانستان را به آمریکا هدیه کند.
گرچه در آغاز دوران حکومت آقای کرزی، چنین به نظر می رسید که وی اولین حاکمی خواهد بود که به ارزش های ملی، اسلامی و دموکراتیک پایبند باشد اما رفته رفته و با گردآمدن حلقات مشکوکی پیرامون وی و درافتادن دولت با پارلمان و توسل به هر ابزاری برای تضعیف قوه مقننه؛ روشن شد که گریز از قانون مداری، وحدت ملی، ارزش های اسلامی و ملی به نفع قوم و تیم خاص سیاسی، روز به روز در حلقه حکومت افغانستان تشدید می شود. در نتیجه چنین انگیزه ای فساد اداری، قاچاق مواد مخدر، غصب املاک و زمین های ملی، تبعیض در برنامه های بازسازی و عدم مشارکت ملی در بدنه حاکمیت، رشد یافته و تنها با هدف حفظ قدرت توجیه می گردد. اکنون هویدا شده است که عطش حفظ و دوام قدرت در حلقه پیرامونی رئیس جمهور به قدری است که می خواهند آن را حتی به بهای اشغال کشور و سپردن سرنوشت افغانستان و نسل های آینده به دست آمریکا، فرونشانند.

موضوع : اخبار