اخبار
مطالب اخیر
مطالب محبوب
عضویت در خبرنامه

با وارد کردن ایمیل در کادر زیر و ثبت آن مشترک خبرنامه وب سایت افغان لرن خواهید شد و از آخرین مطالب سایت بهره مند می شوید

توجه داشته باشيد بعد از وارد کردن ايميل خود و ثبت آن، ميبايست ايميل خود را تاييد نمایید

با گسترش دامنه ناامنی در کشور خرید و فروش اسلحه در سراسر کشور به یک امر پیش پا افتاده تبدیل شده است. این در حالی است که در دوره پسا طالبان حکومت مرکزی سیاست های جمع آوری اسلحه را اتخاذ کرده بود و در سال های اول حکومت حامد کرزی تسلیحات تا اندازه ای جمع آوری شد. خرید و فروش غیر قانونی و عدم نظارت حکومت بر فروش اسلحه پیامد های اجتماعی، اقتصادی و سیاسی خطرناک در پی دارد. اکنون خرید و فروش اسلحه به خاطر گسترش دامنه ناامنی و حضور گروه داعش در افغانستان صورت می گیرد. اما هیچ تضمین وجود ندارد که در آینده مردم در برابر حکومت بایستد و حکومت را سقوط دهد. پیامد ها و نتایج خرید و فروش اسلحه به شکل آزاد چه چیست؟ نوشتار کنونی با توجه به تجربیات گذشته به بررسی این مسئله می پردازد.

 

در دوران داوود خان و کمونیست ها حکومت مرکزی جدا از اردوی ملی و پولیس ملی با ملیشه ها نیز متکی بود. به عبارت دیگر، حکومت مرکزی از گروهی غیر منظم و غیر سازماندهی شده در جامعه برای تأمین امنیت و … حمایت می کرد. آشفته شدن وضعیت عمومی باعث شد که ملیشه ها با گروه های مخالف حکومت ارتباط برقرار نماید. عینی ترین نمونه آن ملیشه های کندوز بود که بعد از حکومت کمونیست ها برید و به حزب اسلامی گلبدین حکمتیار پیوست و برای سقوط حکومت کمونیست ها جنگید. حکومت کمونیست ها اگر چه در ولایات مختلف ملیشه ها را از مسئولیت سبک دوش نمودند و از ملیشه ها خواستند که اسلحه و تجهیزات خود را به حکومت واگذار نماید. اما ملیشه ها اسلحه و تجهیزات خود را به حکومت واگذار ننمودند و در برابر حکومت همراه با گروه های جهادی جنگیدند. مورد دیگر، ملیشه های ازبیک تبار بود که از حکومت کمونیست ها برید و همراه با جنرال ازبیک تبار همراه شدند و در برابر نظام کمونیستی جنگیدند. ملیشه های هزاره ها و تاجیک ها نیز از حکومت عبور کردند و همراه با احزاب قومی خود یکجا شده و در برابر حکومت ایستادگی نمودند.

 

ملیشه سازی اگر چه با تسلیح مردم فرق دارد اما در نهایت نتایج هر دو یکسان است. در مواقع بحرانی که هویت گروه های اجتماعی کمرنگ گردد و منافع قومی زیر سوال برد، هم ملیشه ها جهت گیری قومی می کند و هم مردم که دسترسی به اسلحه دارد، در برابر حکومت می ایستد. در واقع خرید و فروش اسلحه به نوعی بی نظمی و آشفتگی اجتماعی را دامن می زند و صف آرایی های خشونت آمیز را پررنگ می سازد. از این جهت، باید این خطر به مقامات بلند پایه حکومت گوشزد نمود که خرید و فروش اسلحه به شکل کنونی که در ولایات مختلف کشور جریان دارد، خطری بالقوه برای سقوط حکومت و بی نظمی سیاسی و آشفتگی اجتماعی در آینده است. لازم است که از هم اکنون اقدامات برای جلوگیری از خرید و فروش اسلحه روی دست گرفته شود.

 

در چند هفته اخیر دو رویداد مهم در ولایت بدخشان و دایکندی اتفاق افتاد که تکان دهنده بود. میان دو قومندان در ولایت بدخشان درگیری مسلحانه روی داد. همین طور در دایکندی. این نتیجه عینی و مستقیم خرید و فروش اسلحه در کشور است. قابل پیش بینی است که قومندان های سابق یکبار دیگر در برابر هم صف آرایی نماید و یک آشفتگی و بی نظمی را در جامعه به وجود آورد. فراموش نکنیم که این درگیری ها ممکن است میان دو قومندان از دو قوم اتفاق بیافتد و صف آرایی قومی به وجود آورد. در آن صورت، احتمال کنترل و مدیریت سخت تر می گردد. حداقل رویداد که بدخشان و دایکندی اتفاق افتاد باید زنگ خطری برای حکومت وحدت ملی باشد که از خرید و فروش اسلحه جلوگیری نماید تا برخورد های خشونت بار در جامعه اتفاق نیافتد و یکبار دیگر صف آرایی ها قومی و مذهبی نگردد.

 

مسلح شدن مردم عادی منجر به افزایش و گسترش دامنه انحرافات اجتماعی نیز می گردد. مردم به جای حل مشکلات خود در دادگاه ها ممکن است از زور شخصی خود استفاده کند و طرف دعوای خود را با اسلحه منکوب نماید. این گونه حاکمیت حکومت مرکزی نیز تضعیف می گردد و ممکن کسی به دادگاه و محاکم حکومت مراجعه ننماید. از این جهت، نیز مسلح شدن مردم زنگ خطری جدی برای حکومت است. فراموش نکنیم که خیلی از قومندان های سابق و دوران جهاد و مقاومت در دوره جدید از قدرت و سیاست دور مانده بود. برای آن ها دوری آن ها از قدرت یک نوع سرخوردگی محسوب می شود. آن ها برای وارد شدن به تحولات و سهم گرفتن در قدرت بدون شک، نظم را به هم می زند تا بتواند به خواست خود دست یابد. از این جهت، تسلیح شدن مردم را می توان گسترش دامنه انحرافات اجتماعی نیز خواند.

 

اگر به تجربیات گذشته خود نگاه کنیم اربکی سازی یک خطر جدی است. اربکی سازی سیاست بود که در دوران حکومت حامد کرزی شروع شد و اکنون نیز ادامه دارد. حکومت برای تأمین امنیت مناطق به خود مردم مراجعه نمودند و در اسلحه در اختیار مردم گذاشتند. ماهانه برای آن ها معاش در نظر گرفتند. حکومت می توانست این بودجه و امکانات را روی نیرو های امنیتی در چارچوب حکومت هزینه ننماید. همان طور که ملیشه ها در دوران کمونیست ها به صاحبان خود پشت کردند. نیروی اربکی نیز به حکومت پشت خواهد کرد و در برابر حکومت قرار خواهد گرفت. از این جهت، اربکی سازی تکرار راهی است که ما در گذشته پیموده ایم. بنابراین، اکنون راهی را که ما می پیمایم ما را به ثبات و امنیت نمی رساند. بنابراین، باید نگاهی به پیامد ها و نتایج آینده اربکی سازی و تسلیح شدن مردم به صورت جدی نگریست. فراموش نکنیم که نیروی اربکی عبارت اخرای ملیشه سازی در زمان کمونیست هاست. وقتی آن ها به حکومت پشت کردند، نیروی اربکی نیز به حکومت پشت خواهد کرد. بنابراین، نگارنده خطری را گوشزد حکومت می کند که ممکن در آیند گیریبانگر آن شود.

 

در پایان این نوشتار باید گفت که رویدادی که در بدخشان و دایکندی اتفاق افتاد زنگ خطری جدی برای حکومت افغانستان است. احتمال می رود که در آینده برخورد ها جدی شود و میان قومندانان گروه های قومی درگیری صورت گیرد. ممکن صف آرایی گروه های قومی و مذهبی اتفاق افتد و آن وقت مدیریت و کنترل وضعیت سخت و دشوار می شود. از این جهت، حکومت هم نسبت به اربکی سازی توجه نماید و هم خرید و فروش اسلحه را به صورت آزاد جدی بگیرد. از این جهت، باید نگران آینده بود. مقامات حکومت باید به این نگرانی توجه جدی نماید.

موضوع : اخبار