یکبار دیگر با آغاز فصل بهار، طرح جابجایی و کوچ اجباری یک قوم خاص (پشتون ها) به اقصا نقاط کشور شروع شده است و دوباره در تمامی ولایاتی که هرگز پشتون نشین نبوده اند، باشندگان این قوم در حال مسکن و ماوا گرفتن هستند.

 

در حال حاضر به برخی از مناطق کشور مانند مرزهای غربی که نظر می افکنیم، به وضوح به افرادی بر می خوریم که نژادا پشتون هستند در صورتیکه به مرور زمان زبان پشتو از یاد برده اند. اینها بازماندگان همان افرادی هستند که سالیان پیش توسط انگلیسی ها به کوچ اجباری تن در داده، دور از خانه و کاشانه شان، در وادی دیگری سکنی گزیده اند.

 

سیاست جابجایی و توسعه یک قوم و تعمیم دادن آن در دیگر نقاط کشور، در حدود سه دهه است که در کشور ما بار دیگر رخ نموده ولی این بار با هماهنگی کامل پاکستان و گردانندگی آمریکا زمینه عملی پیدا کرد. هرچند که در قسمت دوم این طرح دیگر از جابجایی اجباری بصورت علنی خبری نیست و کوچ اجباری جایش را به سیاست پنهانی داده است که حل این معما پاسخگوی بسیاری از سوالات مطروحه در اذهان عامه جامعه ما می باشد که :

 

چرا هواپیماهای بدون سرنشین آمریکایی با قبایل پاکستانی به قول خودشان شبه نظامی، کار را یکسره نکرده و حالت موش و گربه بازی بخود گرفته اند؟

 

چرا برخی از مناطق پشتون نشین در داخل افغانستان بدون هیچگونه بهانه و علتی از سوی هواپیماهای نظامیان خارجی بمباران می شود تا اهالی این مناطق مجبور به کوچ کردن شوند؟

پیشنهاد بعدی:  غم پشتون را چه کسی می خورد؟

 

چرا هر از چند گاهی نظامیان خارجی و طالبان دسته نشانده اشان دست به کشتار و قتل مردم بی دفاع در مناطق پشتون نشین می زنند، بدون اینکه دلیل خاص یا علت موجهی داشته باشد؟

 

چرا آمریکایی ها بصورت مستقیم به تجهیز و تامین مایحتاج مخالفین مسلح دولت می پردازند بدون اینکه هیچ حرف و حدیثی در پیامد آن برای رسانه های خبری رخ بنماید؟

 

چرا بیشترین صدمات، تلفات، حملات انتحاری، بمباران های خارجی و داخلی، حملات زمینی، محرومیت و… را باید قومی ببنید که یکی از محروم ترین اقوام کشور تلقی شده در بدترین حالات زندگی بسر می برد؟

 

چرا بیشترین مهاجرت داخلی مربوط به پشتون ها است و فعلا شاید کمترین نقطه ای در کشور را بیابید که قوم پشتون در آن مناطق سکنی نگزیده باشد؟

 

چرا تلاش می شود تا این قوم از همه پیشرفت های امروزی دنیا بدور مانده در محرومیت کامل به زندگی پر حول و هراس خود ادامه دهد؟

 

چرا گستردگی این قوم در دو طرف درگیر، هم دولت و هم مخالفین، بصورت کاملا محسوس تعمیم یافته است؟

 

چرا باید برهمگان القاء شود که افغانستان از اوغان ها است، هم دولت اوغان است، هم مخالفین دولت، هم معامله گران و رجال برجسته و تصمیم گیرنده این کشور؟

 

و هزاران چرا و اما و اگرهای دیگر. اگر امروز می بینید از داخل خاک پاکستان بدون هیچ دلیل خاصی ، چندین نقطه از کشور راکت باران می شود، اگر امروز می بینید مجلس نمایندگان کشور، بجان هم افتاده اند و هرچه زمان می گذرد ، پارلمان ما ضعیفتر از گذشته رخ می نماید، اگر امروز می بینید مجلس سنای کشور را معمولا افراد صرفا تشریفاتی اشغال کرده اند. اگر امروز می بینید حملات انتحاری بصورت متفرقه در نقاط مختلف کشور اتفاق می افتد، حتی مکان هایی که در طول جنگ های گذشته مصون مانده بودند مورد تهاجم قرار می گیرد، اگر امروز می بینید آبرو و حیثیت انتخابات و دموکراسی در افغانستان به بازی گرفته می شود، اگر امروز می بینید محاکم عدلی و قضایی ما به اماکنی غیر موجه در اذهان عامه بدل شده است، اگر امروز می بینید زمینه های فساد اداری، فساد اخلاقی، فساد اجتماعی و … پر رنگتر از گذشته بیداد می کند، همه اینها صرفا برای انحراف اذهان عامه ی مردم از حقایقی است که در پشت پرده ی افغانستان توسط آمریکا و همپیمانانش در جریان است.

پیشنهاد بعدی:  پشتون تنها یک سیاست دارد: انحصار قدرت!

 

همه ی این ناامنی ها، بی ثباتی ها، کم و کاستی ها و بی سیاستی های حکومت، برای اینکه است که تمامی توجهات عامه مردم به جوانب دیگری جلب شود و خواص جامعه نیز هرکدام در یکی از این لایه های سیاسی و بازی های از قبل برنده قرار بگیرند تا آمریکایی ها به اهداف از پیش تعیین شده شان که همانا غارت افغانستان است، برسد.

 

بگذریم که همه اینها درد است و قوم پشتون نیز قربانی این سیاستهای غرب و البته سرسپردگی دولتمردان حکومت افغانستان است.

موضوع : اخبار