یک تجربه تلخ تاریخ گذشته نشان داده داده که در تمام ادارات مهم امنیتی وجود اشخاص از یک قوم ممکن سبب انحصار قدرت، ترور شخصیت های مهم و ایجاد پرونده های ناحق برای تعدادی از شخصیت های ملی که در گذشته شده بود در شرایط فعلی نیز شود.

 

طوریکه در گذشته چون مجید کلکانی، خلیل کوهستانی، طاهر بدخش و هزاران جوان از نهضت اسلامی بشمول حبیب الرحمن شهید و ده ها چهره ازادی خواه دیگر صرف نظر از اینکه بکدام جناح بوده اند ولی تاجیک بوده اند که فاشیست های وقت چون امین و نجیب و ترکی انجام داده بود، حالا نیز دیده می شود که اهسته اهسته نقاط مهم امنیتی دست یک قوم در حال افتادن است و اخرین کرسی ایجاد شده گارنیزون کابل توسط غنی که امکانات خاص و زیاد را برایش داده نیز در همین قطار است.

 

مثلا :

رییس شورای امنیت ملی پشتون از رژیم خاد نجیب،

وزیران دفاع، داخله و امنیت ملی پشتون از رژیم نجیب خلقی و پرچمی،

فرمانده کابل پشتون، افسر رژیم نجیب خلقی،

معاون اول فرماندهی کابل پشتون، افسر رژیم نجیب خلقی،

رییس امنیت کابل پشتون، افسر رژیم نجیب خلقی،

فرمانده گارنیزون با سه معاونش پشتون، از رژیم نجیب خلقی،

 

تقریبا آمران حوزه های پولیس و امنیت از رژیم نجیب خلقی ها و پرچمی ها،

معاون اول وزارت داخله تاجیک ولی مزدور خاص پشتون ها،

معاون اول امنیت ملی تاجیک ولی ضعیف و ناتوان،

وزیر داخله، ضعیف، کهن سال و بالاخره پشتون،

روسای مرکزی وزارت های داخله و دفاع که از تاجیک ها هستند بیشتر مزدور صفت، ضعیف و فروخته شده اند که در تصامیم بلند خاموش اند.

پیشنهاد بعدی:  چرا عین و غین خیانتهای آمریکا را نمی بینند؟

 

شریف شاهنشاه