دو روز پیش نتایج کانکور سال ۱۳۹۳ اعلام شد که براساس آن ۱۱۸ هزار و ۱۴۵ نفر موفق شدند به مراکز آموزش عالی، نیمه عالی و موسسات آموزش عالی خصوصی کشور راه یابند.

 

بنا به گفته ی مسوولان وزارت تحصیلات عالی برای شرکت در این آزمون ۲۴۶ هزار و ۲۲۹ نفر ثبت نام کرده بودند که از این تعداد ۲۱۹ هزار و ۱۴۵ نفر در کانکوری سراسری شرکت کردند. از این تعداد شرکت کننده ۳۰ درصد دختر و ۷۰ درصد پسر بودند.

 

این اعلام نتیجه را بهانه ای قرار می دهیم برای بررسی وضعیت دانشجویان افغانستانی در داخل و خارج کشور:

 

متاسفانه کشور ما به لطف دولتمردان دلسوزش یکی از کشورهای است که کمترین میزان سرمایه‌گذاری را در زمینه آموزش داشته است، بطوری که میزان سرمایه‌گذاری برای هر دانش آموز در افغانستان ۶۰ دالر در سال است، در حالی که این رقم در پاکستان ۲۵۰ دالر و در ایران به ۵۰۰ دالر می‎رسد.

 

هرچند هم اکنون ۳۲ دانشگاه دولتی و ۸۲ دانشگاه خصوصی در سراسر کشور فعال می باشند و در حدود ۲۰۰ هزار دانشجو در این مراکز درس می‎خوانند، اما به هیچ وجه وضعیت این دانشگاه ها مطلوب نیست.

 

دیدگاه اکثر محصلین کشور این است که در هیاهوی فعلی که هرکسی در تلاش گرفتن چوکی و مقام و منصبی والاتر در دولت وحدت ملی است، کسی از مسوولان را نمی توان یافت که اندکی به فکر مردم و به خصوص جوانان و محصلین و دانشجویان باشد.

 

در باره دانشجویان و محصلین داخلی باید گفت: امروزه هیچ توجهی به امور دانشجویان صورت نمی گیرد، قشر دانشجوی ما در عصر تکنالوژی هنوز گرفتار نصاب کهنه درسی، اساتید غیرمسلکی و مشکلات فراوان دیگر می باشند. گویا دولت متوجه نیست که اگر بخواهد کشور را از حالت بحرانی به سوی انکشاف و ترقی بکشاند، باید بر نسل دانشجوی فعلی متمرکز شود تا نسل فردا، دانشجویانی متخصص و متعهد به بار آیند.

پیشنهاد بعدی:  مکر مکرر یا عقبگرد دیپلماتیک؟

 

بسیاری از کشورهای موفق به جوانان محصل و دانشجویان خود به خون پاک و با ارزشی نگاه می کنند که باید در آینده ای نزدیک به رگ های حکومت تزریق شوند، ولی متاسفانه این امر در جامعه ما بالعکس است. از روز اول این حرف موجود بوده که در رگ نظام باید خون پاک تزریق شود که آن هم محصلین هستند، زیرا آن ها تحصیلات و آمادگی برای فرداهای افغانستان را دارند ولی این حرف تنها در حد شعار باقیمانده و هنوز متفکران عصر تحجر بر سر کار هستند و به جوانان اجازه فعالیت آنچنانی داده نمی شود.

 

درباه وضعیت دانشجویان خارج از کشور هم همین بس که متاسفانه باید گفت برخی از این دانشجویان بخصوص دختران جوان ما (البته ضمن احترام به همه این عزیزان)، وقتی از یک کشور سنتی مثل افغانستان به دیگر کشورها می رونند برایشان همه چیز متفاوت، سوال برانگیز، شک برانگیز و جنجالی است و برخورد دانشجویان با این پدیده ها آنها را دچار کشمکش های درونی می کند.

 

در واقع کنار آمدن با شرایط جدید کمی دشوار است. این دختران جوان هیچ تصوری از فضای جدیدی که قرار بود وارد آن شود ندارند. جایی که آنها بزرگ شده اند، سنت ها اجازه نمی دهند، در کنار یک پسر بنشیند و یا با یکدیگر هم کلام و هم سخن شوند. اکثریت پسران افغانستان، از حداکثر امکانات و آزادی ها استفاده می کنند؛ شبانه به کلوپ های می روند و با هر دختر و زنی بخواهند آزادانه در ارتباطند.

 

اما انصاف مطلب این است که اکثر دانشجویان دختر بیشتر به فکر برقراری ارتباط با محیط جدید و ارزشهای فرهنگی کشورهای مذکور هستند تا آن را به آرمان های شان نزدیک کنند. در حالی‌که دیدگاه دانشجوان پسر این‌گونه نیست و شماری از آنها نتوانسته اند از محیط متاثر شوند و غبار غیرت و سنت را کنار بزنند.

پیشنهاد بعدی:  نورستانی اسناد خود را فاش کند

متاسفانه در این میان دانشجویانی هم هستند که ارزشهای اسلامی را رعایت نمی کنند و به فساد کشیده می شوند، فرهنگ و حجاب اسلامی شان را فراموش کرده و اکثرا در فرهنگ آن کشور حل می شوند.

 

خلاصه ی کلام اینکه هرچند مسوولان وزارت تحصیلات عالی از عملکرد خود و همکارانشان در این وزارت رضایت کامل دارند و با مقایسه زمان فعلی با زمان طالبان خود را حق به جانب می دانند ولی انصاف مطلب این است که این وضعیت دانشگاه ها و دانشجویان بیشتر از آنکه بیانگر آینده ای روشن باشد، تاسف برانگیز است.

 

چرا که دانشگاه های دولتی آنقدر نواقص و معایب دارد که به همه چیز می ماند الا دانشگاه و دانشگاه های خصوصی هم که بیشتر به کورس های تحصیلی شبیه است تا مراکز آموزش عالی. که البته امیدواریم این معضل در دولت جدید به ریاست داکتر اشرف غنی و داکتر عبدالله هرچه زودتر حل و فصل گردد.

موضوع : اخبار