اخبار
مطالب اخیر
مطالب محبوب
عضویت در خبرنامه

با وارد کردن ایمیل در کادر زیر و ثبت آن مشترک خبرنامه وب سایت افغان لرن خواهید شد و از آخرین مطالب سایت بهره مند می شوید

توجه داشته باشيد بعد از وارد کردن ايميل خود و ثبت آن، ميبايست ايميل خود را تاييد نمایید

خبر شهادت شیخ نمر در جهان اسلام پیچید، کثیری از مردم دنیا را در بهت و حیرت فرو برد و بسیاری را در غم و اندوه نشانید. حیرت از این جهت که رژیمی چنان منحط در این دنیای متمدن وجود دارد که به هیچ بُعدی از این تمدن خود را همگین نمی سازد، اما هم چنان باقی مانده است. رژیمی که به هیچ موازین انسانی و ارزش های حقوق بشری خود را پای بند نمی داند انسانهایی را به اعدام محکوم می کند، در حالیکه نه دادگاه عادلانه ای برای آنها برگزار شده و نه هم متهمان از وکلای مدافعی برخوردار بوده اند.

بعد از شهادت “شیخ نمر” و تعدادی از شهروندان عربستان سعودی، اینک این پرسش به میان آمده است که غرض از اعدام این افراد در چنین شرایطی چه بوده و خاندان سعودی از کشتن و اعدام کردن این افراد به چه هدفی می خواهد دست پیدا کند؟

 

اتهام خانواده سعودی به “شیخ نمر” که او را تروریست خوانده است اتهام نا چسپی است،زیرا هیچ سند و مدرکی قابل قبولی ارایه نشده است که این اتهام را ثابت کند،و هیچ نهاد حقوق بشری نیز تا هنوز این اتهام را وارد ندانسته است. همه می دانند که سلاح”شیخ نمر” جز سخن گفتن و اصلاحات در ساختار رژیم آل سعود و تغییر نگاه و نگره تبعیض آمیز به شیعیان آن کشور نبوده. بنابر این اتهام تروریست بودن نیز بر او اتهام ناواردی است. هم چنان مردم دنیا می دانند که رژیم استبدادی سعودی به جای استیفای حقوق شهروندان خود،آنها را به انواع تهمت ها متهم می دارد،اتهام جاسوسی به این روحانی مبارز هم اتهام نا چسپی است. فقط جرم این روحانی مبارز، آشکار کردن وجوه پنهان رژیم آل سعود و برخوردهای تبعیض آمیز این رژیم با مردم و به ویژه با شیعیان آن کشور بوده است و حتا حامیان رژیم سعودی این اتهام ها را باور نکرده اند.

 

اظهارات سخن گوی وزارت خارجه امریکا بیانگر آنست که اتهام های حکام سعودی حتا برای حامی این رژیم قابل قبول نبوده است.سخن گوی وزرات خارجه امریکا گفته است که :بارها از تشکیل دادگاه های(غیرعادلانه) بدین صورت ابراز نگرانی کرده و خاندان سعودی را از این گونه حرکت ها بر حذر داشته است.

نکته دومی که در این رابطه مطرح شده آنست خانواده آل سعود در حرکت های سیاسی خود در برخی کشورها، از جمله نفوذ در یمن و ایجاد یک حکومت دست نشانده در آن کشور ناکام بوده و هر روز که می گذرد ابعاد ناکامی این رژیم بیش از پیش آشکار می شود.

نزدیک به یکسال از تجاوز مکرر نیروهای مزدور عربستان سعودی به یمن می گذرد، گرچه خسارت های بیشماری بر یمن وارد آمده است، اما اراده ی یمنی ها هنوز استوارتر و مستحکم تر از گذشته است و خون ضدیت با سعودی هنوز در رگ های مردم یمن جریان دارد.

بعد از یک سال کسی از پیروزی عربستان در یمن سخن نمی گوید، بلکه سخن از شکست آن کشور در ایجاد یک رژیم دست نشانده است.بنابر این سعودی ها گمان می برند که عدم دست رسی به مقاصد سیاسی می تواند آن رژیم را بیش از پیش در انظار عمومی خوار و خفیف کند و از جایگاه معنوی آن در جهان اسلام بکاهد برای آن که ابعاد و زوایای گسترده ای از ناکامی های خود را کتمان کند و هم چنان خود را در دید جهانیان قدرت مند نشان دهد،شیخ نمر را به شهادت رسانده است تا افکار عمومی را حداقل چند روزی به سوی دیگری معطوف دارد و بیش ازاین ناکامی های سیاسی رو به افزایش این رژیم آشکار و بر ملا نگردد.

علت دیگر به شهادت رسانیدن “شیخ نمر”کتمان شکست سعودی ها در جبهه سوریه است. رهبر شبکه تروریستی «جیش السلام» هفته گذشته بر اثر حملات هواپیماهای سوریه کشته شد. این فرد از چنان اهمیتی برخوردار بود که حتا رسانه های غربی اعلام کردند که کشته شدن او می تواند عربستان سعودی را از راه یافتن به تحولات سیاسی سوریه باز دارد.

در مذاکراتی که صورت گرفته بود جیش الاسلام از معدود گروه های مسلحی بود که در روند سیاسی آن کشور دخالت و مشارکت داشت و می توانست به نیابت از عربستان سعودی در داد و ستدهای سیاسی نقش داشته باشد. اما کشته شدن رهبر آن به معنای آنست که حکومت سعودی یکی از بازوان پر توان خود را از دست داد و نقش سیاسی سعودی هر روز کمرنگ تر می شود. و بعد از این در معادلات سوریه آنگونه که انتظار میبرد، نمی تواند حضور داشته باشد و این شکست ها ممکن است حکام سعودی را چنان عصبانی کرده باشد که دست خود را به خون بی گناهانی آلوده کند، شیخ نمر را به شهادت برساند تا شاید عقده های چرکین شکست را از این طریق جبران کند.

افزون بر علت هایی که بر شمرده شد آنچه به عنوان علت تامه میتوان برشمرد آنست که هیچ رژیم استبدادی باقی نمانده و رژیم سعودی هم در حال اضمحلال و فروپاشی قرار دارد.

هر رژیمی که بخواهد باقی بماند باید به حداقل خواسته های شهروندان خود که آزادی بیان و عقیده است، متعهد باشد، در حالی که رژیم سعودی از بدو تاسیس خود تا کنون به ارزش های انسانی پای بند نبوده و هیچ حقی را به جای نیاورده است. تبعیض آشکار در تمام ابعاد و زوایای زندگی مردم به وضوح دیده می شود. به سخن دیگر رژیم آل سعود بیش از این که یک رژیم سیاسی برای خدمت به مردم خود باشد. مردم این کشور را در گروگان خود داشته به هیچ تعهد مدنی پای بند نبوده و هیچ حقی را برای مردم خود محترم نداشته و نمی دارد.

شیخ نمر برای احقاق حق شیعیان مبارزه می کرد، اما بسیاری از شخصیت های سیاسی غیر شیعی در آن کشور از حق سخن گفتن محروم هستند و مدت های مدیدی در خارج از آن کشور زندگی می کنند .رژیم آل سعود نیازمند تغییرات بنیادی است تا به یک رژیم پاسخ گوی تبدیل گردد. این رژیم با وضعیت کنونی خود در تقابل و تضاد با همه ارزش های دینی و مدنی دنیا قرار دارد . آنچه این رژیم را سر پای نگهداشته است نه ساختار همگین و هماهنگ آن با نیازمندی ها و توقعات جهانی بلکه حمایت های بی دریغ و نا موجه غربی ها از این رژیم متحجر و ارتجاعی است . شهادت “شیخ نمر” نشان میدهد که قدرت تحمل این رژیم هر روز کمتر می شود، استبداد و خود کامگی ابعاد وسیع و دامنه دار تری را می گیرد. هیچ بعید نیست که این همه کشتار و خون ریزی زمینه های ویرانی درونی این نظام منفور را بیش از پیش فراهم آورد.