اخبار
مطالب اخیر
مطالب محبوب
عضویت در خبرنامه

با وارد کردن ایمیل در کادر زیر و ثبت آن مشترک خبرنامه وب سایت افغان لرن خواهید شد و از آخرین مطالب سایت بهره مند می شوید

توجه داشته باشيد بعد از وارد کردن ايميل خود و ثبت آن، ميبايست ايميل خود را تاييد نمایید

موج اسلام گرايي، كشورهاي اروپايي و آمريكايي را نيز در نورديد و تفكر ديني در اين جوامع احيا شد و پاي بندي به‏ سنت‏هاي اسلامي و حفظ ظواهر ديني گسترش يافت.با شكل گيري پديدهء بيداري اسلامي در غرب، تحول جديدي در روابط ميان دو تمدن اسلام و غرب‏ به وجود آمد.

نگرانی غرب از موج بيداري اسلامي

زماني كه شمار زيادي از مردم مغرب زمين در تاريكي جهل و گمراهي غوطه‏ور شده‏ بودند و دوران قرون وسطي را تجره مي‏كردند، اسلام مشعل‏دار تمدن بزرگ و پيشرفته‏اي در عرصه‏هاي فرهنگي، سياسي و اقتصادي بود و در حوزه‏هاي گوناگون‏ ادبيات، هنر، علوم طبيعي، فلسفه، نجوم، رياضيات، طب، فيزيك و شيمي حرف اوّل را مي‏زد و محققان و دانشمندان بزرگ اسلامي، سهم ارزنده‏اي در توسعهء علوم و فنون‏ داشته‏اند.اختراعات،ابتكارات و نوآوري‏هاي علمي مسلمانان باعث شد تا مسير رنسانس در اروپا هموار شود و افق‏هاي روشني از ترقي و پيشرفت در زمينه‏هاي‏ مختلف فرا راه بشر قرار گيرد.اروپاي آن روز تحت تأثير تفكّر اسلامي قرار گرفت و مشتاقانه و با آغوش باز آن را پذيرفت.
بسياري از انديشمندان و متفكران غربي دربارهء تأثير پذيري اروپا از تمدن اسلامي‏ سخن گفته‏اند و آن را مورد تأييد قرار داده‏اند.از آن جمله آقاي «رابرت بريفالت مردم‏ شناس و تاريخ‏دان بنام انگليسي، قرن هشتم (750 م) تا اواخر قرن دوازدهم ميلادي را به‏ عنوان دوران تمدن درخشان، فعال و پر از انرژي و سازندگي دنياي اسلام توصيف‏ مي‏كند و آن را مقابله با دنياي غرب، «غرق در بربريت» و در درجهء نازلي از هويت‏ انساني قرار مي‏دهد. بنابراين- همان گونه كه «بريفالت» خاطر نشان مي‏كند- غير متعارف و اشتباه خواهد بود،اگر فرض شود كه دنياي اسلام «به عنوان يك تمدن‏ پيشرفته» داراي تأثير محسوسي بر شكل و ساختار تمدن غربي نبوده است.» «هنري پيرن در خصوص تأثير تمدن اسلامي بر اروپا در كتاب «تاريخ اروپا» مي‏گويد:در كل تاريخ جهان،هيچ چيزي در دنيا قابل قياس با گسترش اسلام و تأثيرات‏ بلافصل آن در قرن هفتم ميلادي نبوده است.

دوران با شكوه تمدن اسلامي قريب پنج قرن به طول انجاميد و طي پانصد سال‏ متمادي و درست در عصر قرون وسطايي كه اروپا در عقب ماندگي و انحطاط به سر مي‏برد و با خرافات و بربريت و ناداني دست و پنجه نرم مي‏كرد، فرهنگ و تمدن‏ اسلامي، روح تازه‏اي بر كالبد بي‏جان غرب دميد و چشم اندازهاي جديدي در زمينه‏هاي‏ فرهنگي، علمي و انساني به روي جهان غرب گشود.
جاي بسي تأسف است كه علي رغم تأثير مثبت تمدن اسلامي بر فرهنگ قرون‏ وسطايي اروپا،اين حقيقت را دنياي غرب ناديده انگاشته و يا به صورت محدود و به‏ ندرت به آن اشاره كرده است. آقاي «رابين كوك» وزير امور خارجه سابق انگليس در روز پانزدهم مهر ماه 1377 هـ.ش.در جلسه ويژهء انجمن اسماعيليه لندن در مركز انجمن مزبور درباره روابط اسلام و غرب و ضرورت گفتگو ميان اين دو فرهنگ،مطالب‏ مبسوطي اظهار كرد. وي در بخشي از بيانات خويش چنين گفت: ريشه‏هاي فرهنگي ما نه تنها اصيل كه از اسلام نيز بهره دارد.هنر،علوم و فلسفهء اسلام به شكل گيري انديشه و شخصيت ما كمك كرد. اعداد اسلامي(رياضيات) نحوه شمارش (محاسبه) را به ما آموخت.ما در جريان توسعه روابط خود با جهان اسلام، ديني را كه فرهنگ غرب به اسلام دارد بايد به خوبي مدّ نظر داشته باشيم…غرب به‏ اسلام بسيار مديون است. اسلام بنيادهاي فكري بخش عظيمي از تمدن غرب راپايه ريزي كرد. از شناخت اعداد تا درك ما از ستارگان و بسياري از مباني تمدن ما ريشه در تعاليم اسلام دارد. يكي از بزرگترين اشتباهاتي كه ممكن است غرب مرتكب‏ شود اين است كه فرهنگ ا سلامي را بيگانه تصور كند. چنين نيست؛فرهنگ‏هاي ما در طول تاريخ در هم عجين شده‏اند. آنها امروزه در هم آميخته‏اند».
اسلام به طور بي‏سابقه‏اي تا حدود قرن شانزدهم كه استعمار اروپا آغاز گرديد، همچنان در حال توسعه و پيشرفت بود و بخش‏هاي وسيعي از قاره آسيا تا شمال‏ آفريقا را تحت نفوذ سياسي و فرهنگي خويش قرار داد.موفقيت‏هاي چشمگير مسلمانان‏ در ايجاد يك امپراتوري وسيع از اسپانيا تا هند تنها در خلال يك قرن يكي از شگفت‏انگيزترين رويدادهاي تاريخ محسوب مي‏شود. استعمار غرب كه تحمل و طاقت‏ ديدن عظمت و اقتدار جهاني اسلام را نداشت با تمام توان براي جلوگيري از گسترش‏ اسلام تلاش كرد. براي تحقق اين منظور شركت‏هاي استعماري فرانسه، پرتغال، انگليس‏ و روسيه،زمينه را براي نفوذ سياسي، اقتصادي و نظامي در سرزمين‏هاي اسلامي‏ فراهم نمود. بسياري از حكومت‏هاي مستقل اسلامي در حوزه جنوب و شرق آسيا، خاورميانه و منطقه آفريقا به مستعمرات اروپايي درآمد به گونه‏اي كه در اواخر قرن‏ نوزدهم و اوايل قرن بيستم،قوانين اروپايي جايگزين بسياري از قوانين عرفي عملي و اسلامي شد و ارزش‏هاي اسلامي آرام آرام كم‏رنگ و فرهنگ منحط غربي جاي آن را گرفت.در اين دوران،جهان غرب،نفوذ سياسي و اقتصادي خويش را در جوامع اسلامي‏ گسترش و از نظر اجتماعي و فرهنگي نيز جهان اسلام را مورد تهديد قرار داد.در مورد تحولات و رويدادهاي اين مقطع تاريخي اسلام در مواجهه و رويارويي با استعمار اروپا و چالش‏ها و آسيب‏هاي ايجاد شده بر امت اسلامي،بحث‏ها و مطالب فراواني وجود دارد كه در اين مجال نمي‏گنجد.