ریشه های فساد  اداری در افغانستان چنان عمیق است که گشتن به دنبال یک علت و دلیل  و تکیه کردن به علتی و غافل شدن از دیگر علت ها، باری از مشکلات افغانستان کم نمی کند و دردی را درمان نمی سازد. در هر زاویه ای که نشسته ایم، در مکانی که قرار داریم و به مشکل فساد اداری در افغانستان نگاه می کنیم، مشکل فساد را به گونه ای می بینیم و علت هایی را می بینیم که دیگری که در زاویه ای دیگر و مکانی دیگر قرار دارد، آن را کمتر متوجه می شود. لذا قبل از هر نظری و یا تصمیم گیری، باید توجه داشته باشیم که فساد اداری نتیجه وضعیت گذشته و موجود افغانستان است و این وضعیت برآمده از بسیاری علت ها است.

وضعیت موجود در افغانستان ریشه های عمیقی در مسایل و مشکلات داخلی و خارجی دارد. بدین جهت اگر به عوامل داخلی تکیه نماییم و غافل از عوامل خارجی، فساد اداری موجود در افغانستان را به عوامل داخلی نسبت بدهیم در حقیقت نه کاری از پیش برده ایم و نه دردی را درمان کرده ایم، همان گونه که پرداختن به عوامل خارجی و فرافگنی هایی که در سیاست افغانستان مرسوم است، بر بار مشکلات این دیار می افزاید.

رقابت دو بلوک شرق و غرب در قرن بیستم، از افغانستان کشوری ساخت که هر دو بلوک برای ضربه زدن به یکدیگر بدان توجه می کردند، و سرانجام دخالت نظامی شوروی در افغانستان نه تنها پای ابرقدرت شرق را به افغانستان باز کرد، بلکه زمینه دخالت بلوک غرب را نیز به افغانستان فراهم ساخت.

پیشنهاد بعدی:  بارش باران نیروهای انسانی پاک از فساد برفضای آلوده حکومت!

حضور مجدد غرب در افغانستان تحت نام مبارزه با تروریزم نیز هر چند به سقوط حاکمیت طالبان انجامید و افغانستان را از شر القاعده و رژیم تحت حمایتش خلاص کرد، و جامعه جهانی در افغانستان وارد شدند و سخاوتمندانه به کمک به مردم افغانستان اقدام کردند، اما زمینه های فساد اداری را نیز فراهم ساخت. بدین جهت بعد از چهارده سال، نابجاست اگر دولت افغانستان کشورهای خارجی را متهم به گسترش فساد بسازد و کشورهای خارجی که حامیان افغانستان بوده و هستند، دولت افغانستان را متهم به فساد اداری گسترده بسازند. این حکومت و حامیان خارجی افغانستان در حقیقت شرکای یک کار و بار هستند و در نهایت اتهام و فرافگنی از جانب هر دو نادرست است.

کشورهای خارجی که برای بازسازی و حمایت افغانستان آمده بودند، بدون برنامه و پلان منظمی وارد افغانستان شده بودند. شاید آنها می دانستند که چگونه رژیم طالبان را سرنگون سازند، ولی نمی دانستند که چگونه کاری دوامدار و پر هزینه برای بازسازی کشوری ویرانه را به انجام برسانند. لذا حضور دهها کشور با اولویت ها و روش های کاری مختلف تا حدودی باعث به وجود آمدن فساد  اداری در کشور شده است. به عنوان نمونه بسیاری از کشورها تلاش کردند تا پول هایی را بدون آنکه حتا دولت افغانستان در جریان باشد به مصرف برسانند که نتیجه ای معکوس برای افغانستان داشت. بی توجهی به دولت افغانستان در بسیاری از موارد و ناهماهنگی با دیگر کشورهای کمک کننده زمینه های فساد اداری را بیشتر ساخته است.

البته نباید به هیچ صورتی از زمینه های داخلی که فساد اداری را هر چه بیشتر گسترش داده است، فارغ بود. زمینه های داخلی فرصت هر نوع گسترش فساد در افغانستان را فراهم ساخته است. در ظرف این کشور است که فساد اداری در افغانستان می توانند چنین به سرعت و قدرت ریشه پیدا کند و گسترش یابد.

پیشنهاد بعدی:  ایران غربی تر، به مزاج ما خوشتر است؟!

راه چاره نیز جز در همکاری دولت، مردم و حامیان بین الملی افغانستان نیست. مردم، دولت و جامعه جهانی باید دست در دست هم دهند تا به موازات جنگ با تروریزم به جنگ فساد اداری در افغانستان بروند.

موضوع : اخبار