اخبار
مطالب اخیر
مطالب محبوب
عضویت در خبرنامه

با وارد کردن ایمیل در کادر زیر و ثبت آن مشترک خبرنامه وب سایت افغان لرن خواهید شد و از آخرین مطالب سایت بهره مند می شوید

توجه داشته باشيد بعد از وارد کردن ايميل خود و ثبت آن، ميبايست ايميل خود را تاييد نمایید

بغلان ولایتی که همواره مأمن امنی برای طالبان بوده است. علاوه بر آن نزاع‌های محلی نیز توانسته سد راه ثبات و امنیت و مخل روال عادی زندگی شهروندان باشد. هم‌اکنون در دندغوری عملیات علیه طالبان در جریان است.

انتظار می‌رود در کنار تامین امنیت مردم، حکومت در مورد منازعات محلی، تمهیداتی برای رفع تنش‌ها و شکاف‌های اجتماعی نیز بسنجد.
به گزارش روزنامه جامعه باز یادداشتی از آقای رحمان رحمانی را جهت بهبود وضعیت ولایت بغلان و روایاتی از گذشته این ولایت به نشر رساندیم.

ولایت بغلان در جمع ولایت‌های صنعتی در کشور قرار می‌گیرد. بغلان چهارده واحد اداری دارد. بافت قومی در این ولایت همواره معضل و جدل‌هایی را به همراه داشته است.

همزمان با انتقال خانواده‌های پشتون در این ولایت در سال ۱۲۶۲ هجری یا ۱۸۸۴ میلادی، مناطق مسکونی فارسی‌زبان‌ها به‌ویژه هزاره‌ها به این خانواده‌ها واگذار شده و این انتقال و جابه‌جایی تا سال ۱۳۲۹ هجری مطابق ۱۹۵۱ میلادی ادامه داشته است.
در هنگامۀ اسکان پشتون‌ها، دولت امانی نشریه‌‌ای را زیر نام «اتحاد» در سال ۱۳۰۰ هجری در این ولایت به مدیریت ملا نقیب‌الله در برخی منابع و مولوی شفیق‌الله در برخی منابع دیگر، ‌منتشر کرد که بیش‌ترین عناوین این نشریه‌ را «سیاست حذف» قبایل غیر‌پشتون ‌تشکیل می‌داد و اسکان پشتون‌های ناقل در این ولایت را توجیه می‌کرد. در مورد هویت و تبار مولوی شفیق‌الله، معلومات اندکی در دست‌ است، اما گفته می‌شود که او به ناقلین پشتون در خان‌آباد که در آن زمان یکی از واحدهای اداری ولایت بغلان بود، متعلق است.

در کنار ستیزه‌های قومی‌‌ای که حاکمان پس از عبدالرحمان دنبال می‌کردند، فضای رسانه‌‌ای و جنگ نرم را نیز در این ولایت ادامه می‌دادند. حاکمان محلی جنگ‌های متعددی را در میان قبایل تاجیک و هزاره و به‌ویژه هزاره‌های اسماعیلی شعله‌ور ساختند. در سال‌های ۱۳۰۰ تا ۱۳۴۰، جنگ میان خانوار نادری و کیانی به‌شدت ادامه داشت و در سال ۴۰ هجری شمسی بر «جنبش» تازه ایجاد‌شدۀ «جوانان اسماعیلی» که از خاندان «نادری» از سیدهای اسماعیلی، به قیادت سید‌احمد برخوردار در نیک‌پی به‌وجود آمده بود، نشریۀ اتحاد دولتی در تبانی با کیانی‌ها (اسماعیلی‌های هزاره) از زبان محمد‌دیدار خان پدر سیداحمد برخوردار مقاله‌ای را زیر نام «پسرناخلف و حق‌نشناسم را بشناسید و من او را عاق می‌کنم» به نشر سپرد. درست دو روز بعد مقالۀ دنباله‌دار سیداحمد برخوردار ‌که تحت عنوان «چهره‌های اهریمنی عصرما» نگاشته شده بود، در همین نشریه ‌منتشر شد تا این نزاع درون‌قومی هم‌چنان ادامه داشته باشد. ‌مدیران مسئول نشریۀ اتحاد از سال ۱۳۰۰ تا‌کنون که حدود ۹۴ سال می‌گذرد هرگز جز از اقوام پشتون‌، تاجیک‌ و سید‌ نبوده و هم‌اکنون نیز سید عبدالله سادات مسوولیت نشر هفته‌نامۀ «اتحاد» دولتی را بردوش دارد.

مطالب ستیزه‌جویانۀ «اتحاد» و به دنبال آن نشریه‌های دیگری که از سوی حاکمان مستبد در آن ولایت منتشر شدند، سیاست‌مداران را کمک کردند تا قدرت را در میان سه گروه قومی (پشتون‌ها، تاجیک‌ها و سیدها) در بغلان حفظ کنند. تا زمان انتقال مرکزیت بغلان از بغلان مرکزی به شهر پلخمری در سال ۱۳۶۷، حاکمیت مطلق این ولایت به دست پشتون‌ها باقی بو؛ گروهی قومی که کم‌ترین نفوس را در این ولایت تشکیل می‌دهند‌. پس از آن‌که بر اثر ناامنی‌ها در بغلان مرکزی، مرکز ولایت به پلخمری انتقال یافت، تعدادی از تاجیک‌ها و گاهی‌ هم افرادی متعلق به سید کیان از سیدهای اسماعیلی در این ولایت حاکم شدند و سیاست حذف سیستماتیک‌ یک گروه قومی این ولایت را ادامه دادند. ‌تا‌کنون از جمعیت ۶۰ درصدی هزاره‌ها در این ولایت، هیچ زمام‌داری برگزیده نشده است، به جز آمر عبدالحی حقجو که از سوی جمعیت اسلامی در زمان حاکمیت استاد برهان‌الدین ربانی والی بغلان بود؛ اما هرگز بر اثر نزاع هزاره و سید در بغلان و جنگ‌های خونین میان آمر عبدالحی و سید کیان که در تبانی با بشیرخان و سایر قوماندانان پشتون علیه هزاره‌های سنی می‌جنگیدند، آمر عبدالحی قادر نشد مرکزیت قدرتش را در شهر پلخمری انتقال دهد. او در زادگاهش نهرین مستقر بود و بیشتر به‌عنوان نمایندۀ جمعیت اسلامی شناخته می‌شد تا زمام‌دار حکومت مرکزی در بغلان.

شاید از همین‌رو، نزاع قومی در این ولایت همواره جریان داشته است، به‌گونه‌ای که در نزاع بر سر زمین‌ها در زمان‌خیل در قوس ۱۳۹۲ یک نفر از هزاره‌های اندراب کشته و چهار تن از تاجیکان ده‌صلاح زخمی شدند. نزاع‌های قومی بر سر منابع صنعتی و زمین‌های حاصل‌خیز بغلان، از مدتی بدین‌سو بحث «انتقال» مرکز ولایت را از پلخمری ‌به بغلان مرکزی بالا کشیده است.

قبل از بررسی زیان‌ها و فواید انتقال مرکز از پلخمری به بغلان، باید یاد‌آور شوم که پشتون‌های ناقل در بغلان اکثراً از قوم «احمدزی» و کوچی‌اند و شیوۀ زیست کوچی‌گری را در مناطق کیله‌گی و دندغوری هم‌چنان می‌توانیم به وضاحت ببینیم.

چرا مرکز ولایت از پلخمری به بغلان مرکزی انتقال نکند؟

۱- بغلان مرکزی یکی از ناامن‌ترین واحدهای اداری ولایت بغلان است. ناامنی دوام‌دار ‌در این منطقه باعث شد که مرکز ولایت به پلخمری انتقال کند. چگونه است که حالا دوباره مردم غیر‌پشتون بغلان را یک‌بار دیگر برای سربریده‌شدن به بغلان مرکزی می‌فرستند؟

۲- اکثر ولسوالی‌ها (پل‌حصار، ده‌صلاح، بنو، خوست، فرنگ، گذرکاه‌نور، جلگه، نهرین، تاله‌و‌برفک، دوشی‌ و خنجان) به جز خود بغلان مرکزی و برکه، به پلخمری نزدیک‌تر‌ند. خوست و نهرین با ملحقات‌شان می‌توانند از راه پیش‌گزه-کیله‌گی به پلخمری وصل شوند. پس بغلان مرکزی که در گوشۀ شمالی ولایت بغلان قرار دارد، برای تمامی مردم ولایت بغلان دور‌افتاده است و امکان دسترسی مردم به حکومت محلی را دشوار می‌سازد.

۳-تمامی ادارات دولتی در پلخمری دارای دفتر و امکانات هستند، فراهم‌آوری زمین برای دفاتر و امکانات ‌در بغلان مرکزی دشوار و زمان‌بر است و مردم غیر‌پشتون بغلان نیازی نمی‌بینند که انتقال صورت گیرد.

۴- شهر پلخمری از لحاظ اجتماعی از تنوع قومی برخوردار است، حال آن‌که در بغلان مرکزی اکثریت پشتون‌های ناقل هستند و می‌خواهند با بهره‌برداری از حکومت محلی از سایر مردم بغلان باج بگیرند، که این‌کار برای مردم بغلان پذیرفتنی نیست.

۵- ثقل طالبان و گروه‌های تروریستی در بغلان مرکزی است و از ۱۵ سال بدین‌سو طالبان در همین مناطق مرکزیت داشته و سربازگیری می‌کنند. تمام نا‌امنی‌های بغلان از همین منطقه نشأت می‌گیرد و هیچ ضمانتی وجود ندارد که با انتقال مرکز ولایت به این منطقه، مردم محل حکومت محلی را به طالبان و گروه‌های تروریستی واگذار نکنند و بغلان با سرنوشت کندز مواجه نشود.

۶- تمامی فابریکه‌های صنعتی به شمول سمنت و نساجی و بندهای برق در شهر پلخمری موقعیت دارند و دوری حکومت محلی از این واحد اداری صنعتی که بغلان توسط آن‌ها شناخته می‌شود، را به خطرهای امنیتی مواجه می‌سازد.

۷- انتقال مرکز ولایت از پلخمری به بغلان مرکزی می‌تواند زمینۀ جنگ‌های قومی و قبیله‌‌ای را در این ولایت فراهم سازد و حکومت مسئولیت دارد تا از نزاع قومی و زبانی در تمامی مناطق افغانستان از جمله ولایت بغلان جلوگیری کند.

با این‌همه یکی از توجیه‌هایی که موافقان انتقال مرکز ولایت به بغلان مرکزی دارند، این است که بغلان مرکزی دارای تأسیسات دولتی برای ادارات دولتی است، در حالی است که در پلخمری تأسیسات اکثر ادارات دولتی به کرایه گرفت شده‌اند. توجیه دیگر مربوط می‌شود به تأمین امنیت در بغلان، گویا با انتقال مرکز به بغلان مرکزی مردم ‌بغلان مرکزی دست از حمایت طالبان بر می‌دارند و در بغلان امنیت مستقر می‌شود. سوال ‌این است که تنها برای داشتن تأسیسات دولتی، باید روی تمامی موارد دیگر پا گذاشته شود؟ آیا اکنون که ‌مرکزیت ولایت در پلخمری است، مردم ‌بغلان مرکزی نمی‌توانند تعهد بسپارند که مثل بچه‌های آدم از حکومت مرکزی و محلی حمایت کنند و به ناامنی‌ها در این ولایت دامن نزنند؟

به هرحال، مردم غیرپشتون در بغلان به داکتر عبدالله رأی دادند و اکنون از داکتر عبدالله انتظار می‌رود تا جلو هرگونه ناامنی در این ولایت را بگیرد و از انتقال مرکز از پلخمری به بغلان مرکزی با درنظرداشت زیان‌های بسیاری ‌که در پی دارد، جلوگیری کند. مردم ولایت بغلان با خون جگر و هزار مشکل به هشت وکیل رأی داند. اکنون تنها شکریه عیسی‌خیل هفت وکیل دیگر بغلان را زمین‌گیر ساخته و وکلای محافظه‌کاری مانند‌ عبیدالله رامین، داکتر محی‌الدین مهدی، عظیم محسنی، سیدمنصور نادری، عاشق‌الله و دلاور ایماق، در طول دورۀ وکالت‌شان هرگز کار بنیادی برای مردم بغلان نکردند. این‌بار انتظار می‌رود تا در کنار %۹۰ مردم بغلان بیایستند و حق رأی مردم را ادا کنند. بر فعالان مدنی بغلان، روشنفکران و تمامی مردم بغلان است تا از حیثیت اداری‌شان در این ولایت دفاع کنند و در اعتراض به این اقدام حکومت به جاده‌ها بریزند و با حرکت‌های مدنی نگذارند بغلان از این بیشتر آسیب ببیند.