اخبار
مطالب اخیر
مطالب محبوب
عضویت در خبرنامه

با وارد کردن ایمیل در کادر زیر و ثبت آن مشترک خبرنامه وب سایت افغان لرن خواهید شد و از آخرین مطالب سایت بهره مند می شوید

توجه داشته باشيد بعد از وارد کردن ايميل خود و ثبت آن، ميبايست ايميل خود را تاييد نمایید

انستیتیوت مطالعات اقتصاد و صلح، مطالعاتی روی صد و شصت و سه کشور انجام داده است که افغانستان یکی از چهار کشور بی ثبات شناخته شده است. سوریه، عراق، سودان و افغانستان به ترتیب در جایگاه اول، دوم، سوم و چهارم قرار دارد. در گزارش پارسال این نهاد، افغانستان در رتبه سوم قرار داشت. آیا وضعیت کشور بهبود یافته است؟ آیا اوضاع امنیتی و سیاسی کشور نسبت به پارسال تغییر نموده است؟ در نوشتار کنونی به این مسئله می پردازیم.

ظفر هاشمی در گفتگو با تلویزیون طلوع گفته است: «بالا آمدن افغانستان در این جدول نشان گر دو موضوع است. یکی این که اراده سیاسی برای بهبود اوضاع وجود دارد و دیگر این که نیروهای امنیتی افغان توانایی خوبی برای سرکوب هراس افگنان و تامین امنیت کشور دارند.» اظهارات معاون سخنگوی ریاست جمهوری تا حدودی خوشبینانه است. زیرا، بالا آمدن افغانستان در این جدول ممکن است به این معنی باشد که اوضاع امنیتی و سیاسی در کشورهای دیگر مثلا، سوریه، عراق و یا سودان بدتر از افغانستان شده باشد و به همین خاطر افغانستان یک رتبه صعود نموده است.

در ۶ ثور سال جاری، رئیس جمهور غنی تعریف از دشمن دست داد. داعش، شبکه حقانی، شبکه القاعده و برخی از گروه طالبان را دشمن مردم و حکومت افغانستان خواند. او در عین حال، به نیروهای امنیتی کشور دستور داد که به صورت قاطع با دشمن برخورد نماید و آن ‎ها را به صورت تمام عیار سرکوب نماید. او در دیدار با مقامات نیروهای و نهاد های امنیتی کشور نیز دستور حمله و سرکوب داعش، شبکه القاعده و شبکه حقانی را داد. اظهارات رئیس جمهور خوشبینی های زیادی را خلق نمود. این امیدواری شکل گرفت که دوره مماشات و برخورد تساهل آمیز با گروه های دهشت افکن گذشته است. نیروهای امنیتی کشور نیز در برخورد با گروه های تروریستی از تمام قوا استفاده نمودند. هر روز و هر هفته در گزارش های نهاد های امنیتی خبری از کشته شدن تعدادی از اعضای گروه داعش و دستگیری و کشته شدن شبکه حقانی می آید. این نشان از توانایی نیروهای امنیتی کشور است.

با وجود برخورد قاطع نیروهای امنیتی با شبکه حقانی، گروه داعش و شبکه القاعده اما، برخورد حکومت با گروه طالبان قابل نقد است. رئیس جمهور اعلان داشت که برخی از گروه طالبان دشمن مردم افغانستان است. با این حال، معیاری برای تشخیص طالب دوست و دشمن وجود ندارد. نه رئیس جمهور و نه نیروهای امنیتی کشور قادر به تشخیص طالب دوست و دشمن نیست. این مسئله دشواری ‎های زیادی را برای نیروهای امنیتی در میدان جنگ خلق می کند. زیرا، در وضعیت کنونی تهدید از سوی گروه طالبان متوجه مردم و حکومت افغانستان است. داعش و شبکه القاعده توانایی تصاحب و کنترل یک ولایت را ندارد. آن ‎ها حتی تصور سقوط حکومت مرکزی افغانستان را نیز در سر نمی پروراند. با این حال، گروه طالبان متفاوت از داعش و شبکه القاعده است. آن ‎ها سودای بازگشت به قدرت سیاسی را دارد و برای سقوط حکومت تلاش می کند. از این جهت، شاید بتوان گفت که دشمن شماره یک حکومت افغانستان گروه طالبان است.

از طرفی دیگر، تفکیک میان گروه طالبان و شبکه حقانی امری نادرست و بیجا است. زیرا، رئیس شبکه حقانی معاون اول رهبر گروه طالبان است. به لحاظ سازمانی شبکه حقانی وابسته و زیر مجموعه گروه طالبان محسوب می شود. بنابراین، روابط در سطح بالایی میان گروه طالبان و شبکه حقانی وجود دارد. به همین خاطر، نمی توان میان شبکه حقانی و گروه طالبان تفکیک قائل شد. تفکیک میان شبکه حقانی و گروه طالبان گمراه کننده است. اعضای شبکه حقانی خود را وابسته به گروه طالبان می پندارد و زیر پرچم این گروه می جنگد. بنابراین، معنی ندارد که میان شبکه حقانی و گروه طالبان تفکیک قائل شویم. تفکیک قائل شدن میان گروه طالبان و شبکه حقانی قبل از رهبری ملا اختر منصور تا حدودی درست بود. زیرا، شبکه حقانی با وجود وفاداری به ملا محمد عمر، رهبر گروه طالبان تا حدودی مستقل عمل می کرد. اکنون اما، این شبکه در گروه طالبان ادغام شده است و بخش از ساختار گروه طالبان در آمده است.

دو مسئله نشان داد که سران حکومت وحدت ملی اراده کافی برای سرکوب دشمن شماره یک خود ندارد. بی ثباتی افغانستان بیشتر از فعالیت گروه طالبان است تا داعش و شبکه القاعده. داعش عملا تنها در ولایت ننگرهار فعالیت می کند و در دیگر ولایت ‎ها قادر به جذب و سربازگیری نشده است. این گروه تنها توانایی فعالیت در سراسر ولایت ننگرهار را هم ندارد. بنابراین، این گروه تهدیدی جدی برای حکومت افغانستان در شرایط کنونی نیست. این گروه ممکن است در آینده تبدیل به خطر جدی شود به همین خاطر، سرکوب این گروه از سوی نیروهای امنیتی به دستور شخص رئیس جمهور کاری خوبی است. با این حال، اولویت اساسی و بنیادی حکومت برای آوردن ثبات در افغانستان نیست. شبکه القاعده بعد از حملات یازدهم سپتامبر دچار سردرگمی شد. رهبران و اعضای آن فرار نمودند. رهبر این گروه در سال ۲۰۱۱ کشته شد. این گروه تا هنوز نتوانسته است دوباره خود را سازماندهی نماید و دست به حملات دهشتناک بزند. به همین خاطر، می توان گفت که از جانب شبکه القاعده نیز خطری جدی متوجه حکومت افغانستان نیست.

گروه طالبان اما، توانایی کنترل ولایت، ولسوالی ‎ را دارد. این گروه عملا کنترل بسیاری از ولسوالی های کشور را در اختیار دارد. جنگ جدی نیز میان نیروهای امنیتی و گروه طالبان است. پارسال این گروه طالبان بود که کنترل شهر کندز در اختیار گرفت. در برابر نیروهای امنیتی در ولایت بغلان مقاومت نمود. در هلمند نیروهای امنیتی کشور را به محاصره در آورد. پارسال این گروه طرح دریافت مالیات از شبکه های مخابراتی را روی دست داشت. بسیاری ها این حرکت گروه طالبان به معنی ایجاد حکومت موازی درک نمود. این در حالی است که هیچ یک از گروه های دیگر توانایی چنین کاری را ندارد. نه قادر به سقوط یک ولایت است و نه سودای کسب قدرت سیاسی را در سر می پروراند. حضور گروه ‎های دیگر در افغانستان منوط به حضور و ادامه فعالیت گروه طالبان است. به دیگر سخن، تا زمانی که گروه طالبان وجود دارد گروه داعش، شبکه القاعده و دیگر گروه های تروریستی قدرت مانور را دارد اما زمانی که گروه طالبان از میان برداشته شود دیگر گروه ها فرصت ماندن در افغانستان را از دست می دهد. زیرا، آن ‎ها در سایه حضور گروه طالبان نفس می کشد.

بنابراین، بالا آمدن افغانستان در لیست انستیتیوت مطالعات اقتصاد و صلح به معنی بهبود اوضاع کشور نیست. بلکه به معنی بدتر شدن اوضاع سیاسی و امنیتی کشوری دیگری است که در جایگاه افغانستان قرار گرفته است. اراده سیاسی برای سرکوب داعش و القاعده ستودنی است اما، تفکیک قائل شدن میان شبکه حقانی و گروه طالبان ناامید کننده و گمراه کننده است. بنابراین، تا هنوز اراده سیاسی برای سرکوب گروه طالبان وجود ندارد. تا این گروه هست بی ثباتی جز لاینفک افغانستان خواهد بود.

موضوع : اخبار