اخبار
مطالب اخیر
مطالب محبوب
عضویت در خبرنامه

با وارد کردن ایمیل در کادر زیر و ثبت آن مشترک خبرنامه وب سایت افغان لرن خواهید شد و از آخرین مطالب سایت بهره مند می شوید

توجه داشته باشيد بعد از وارد کردن ايميل خود و ثبت آن، ميبايست ايميل خود را تاييد نمایید

آقای جان کری وزیر خارجه امریکا، شما در آخرین کنفرانس رسانه‌ ای خود شکل گیری دولت وحدت ملی در افغانستان را به عنوان یکی از مهمترین دستاوردهای ماموریت خود نام بردید. به باور من در اینجا شش پرسش، اهمیت پیدا می‌ کند:

 

  1. اصل مشروعیت این تصمیم شما در چه بود؟

آیا منبع مشروعیت چنین دستاورد شما روشن شده است؟ از دید حقوق ملی، چنین فیصله‌ ای مشکل مشروعیت حقوقی دارد. این ساختار شما در هیچ قانونی تعریف نشده است. از دید حقوق بین‌ الدول نیز دچار ضعف مشروعیت است. چه، مشروعیت بین‌ المللی هر مذاکره‌ ای برگرفته از مشروعیت ملی آن است و پیامد چنین مذاکراتی در تاثیر ضعف مشروعیت، شکننده و ناتوان می‌ باشد.

 

  1. آیا این تصمیم شما حرفه‌ ای بود؟

تصور می‌ کنم در این تصمیم شما، بیشترین سیاسیون به‌ رهبری دو داکتر سهیم بودند که یکی مردم‌ شناس و دیگری چشم‌ شناس می‌ باشد. در حالیکه جایگاه چهره‌ های تخصصی به‌ ویژه دست‌ اندرکاران امور حقوقی، سیاسی و اقتصادی به‌ شدت خالی بوده است. واقعیت این است که زمانی تصامیم سیاسی از بار حرفه‌ ای و تکنیکی سبک می‌ باشد، اغلب به بیراهه می‌ رود. چه، تصمیم‌ های سیاسی همیشه از مثبت‌ گرایی احساساتی نشات می‌ گیرد. در حالیکه تصمیم‌ هایی که بر بنیاد حرفه‌ و تخصص شکل‌ می‌ گیرند، واقعیت‌ گرا هستند.

 

  1. آیا فکر نمی‌ کنید تصمیم شما ضعف استراتژیک داشت؟

تصمیم شکل‌ گیری حکومت وحدت ملی با پیش‌ شرط‌ های مهمی که در سند سیاسی آن تسجیل شده است، گرفته شد. اما استراتژی‌ که بتواند این تصمیم را عملی، نظارت و ارزیابی کند، شکل نگرفت. شما بیشتر فرد محورانه عمل کردید. ما از مذاکرات شما با دو داکتر یک سند سیاسی به‌ دست داریم. در حالیکه این سند باید به ماموریت‌ ها و پالیسی‌ های حقوقی، سیاسی، اقتصادی و اجتماعی تبدیل می‌ شد و مردم بازده آن را مشاهده و احساس می‌ کردند. حال یگانه چیزی‌ که مردم احساس می‌ کند، انتظار بیشتر در جاده‌ ها، موقع عبور و مرور رهبران بی‌ شمار حکومت وحدت ملی است. یا هر زمانی‌که شما را زحمت می‌ دادند و خود به کابل تشریف می‌ آوردید، پایتخت به‌ کلی فلج می‌ شد. یا اینکه ازدیاد بی‌ سابقه مشاوران رهبران حکومت وحدت ملی که به‌ شدت سبب نارضایتی مردم است. یا اینکه ده‌ ها هزار جوان افغانستانی، کشور را ترک کردند. نرخ بیکاری و معتادین مواد مخدر روی جایش و ده‌ ها مشکل اجتماعی و اقتصادی دیگر…

 

  1. آیا ضعف ساختار نظام سیاسی یک مساله عادی است؟

این تصمیم شما نظام سیاسی را دچار پارادوکس (تناقض‌ اندیشی) مدیریتی کرده است. تا به‌ حال رهبران و دست‌ اندرکاران امور این دولت نمی‌ دانند که جایگاه‌ حقوقی‌ و سیاسی‌ شان در کجا است. منابع حقوقی شان چیست و تعهد بر همدیگر را چگونه باید ساختارمند سازند. رسانه‌ ها می‌ گویند که منبع اصلی این تصمامیم شما هستید. شما امروز خود در سی‌ ان‌ ان این را گفتید. وقتی شما دست به‌ این معامله زدید، باید آن‌ را تا آخر به انجام می‌ رسانیدید. آیا شما که خود یک سیاست‌ شناس معروف هستید نمی‌ دانید پیامد ضعف ساختاری نظام چیست؟ آیا شما ماهیت درونی و متضاد ایدیالوژیک دو داکتر را نمی‌ شناسید؟ آیا نا‌هماهنگی اجتماعی (قومی) افغانستان را که توسط همین دو داکتر و طرفداران شان دامن زده می‌ شود نمی‌ شناسید؟ آیا جایگاه تفنگ و پول‌ های سیاه را در سیاست و اقتصاد افغانستان نمی‌ شناسید؟ آیا فاسدترین چهره های سیاسی و اقتصادی را که در همین نظام حرف‌ های اساسی را می‌ زنند و پارتنرهای شما هستند، نمی‌ شناسید؟

 

  1. نگاه حقوق بین‌ الدول به این کار شما چگونه است؟

اگر شما ادعای دستاورد بزرگ برای شکل‌ دهی چنین نظامی را در افغانستان دارید، به مشکل حقوق بین‌ الدول مواجه نمی‌ شوید؟ حق خود ارادیت ملت‌ ها که یکی از اساسی‌ ترین حقوق ملت‌ ها در روابط بین‌ الملل است نمی‌ تواند در تاثیر فشار سیاست‌ های برونی تعریف، تعیین و یا تمثیل شود. هر گونه تخطی از این اصل مداخله خارجی معنا پیدا می‌ کند.

 

  1. آیا دیپلوماسی شما در افغانستان کامیاب بود؟

آمریکا یکی از بزرگ‌ ترین سفارت‌ ها و ماموریت‌ های خود را در کابل جا به‌ جا کرده است. سی‌ آی‌ ای نیز یکی از بزرگ‌ ترین ماموریت‌ های خود را در کابل دارد. کابل، پایگاه جنرالان بلند رتبه ارتش آمریکاست. چگونه شد که این دیپلوماسی پر قدرت شما با این پشتوانه استخباراتی و نظامی نتوانست یک حکومت ورشکسته پس از کرزی را که در بانک مرکزی‌ اش بیش‌ از ۴۰۰ ملیون دالر نداشت، اداره کند و در جریان ۱۴ سال حکومت رییس جمهور سرگردان، جایگزینی برای وی تنظیم نتوانست؟ آیا می‌ توان چنین ساختاری «حکومت وحدت ملی» را جایگزینی خوب برای دولت افغانستان دانست؟ آیا این مردم که بدترین جنایات ضد بشری را در چهل سال اخیر تجربه کردند، سزاوار چنین دولتی هستند؟ این چه دستاوردی است جناب وزیر؟ رییس جمهور شما در یکی از آخرین سخنرانی‌ هایش به جهان اعلام کرد که شما توانایی شکست طالبان را ندارید. این چه دیپلوماسی است؟ شما چه پیامی به مردم جهان به‌ ویژه مردم افغانستان ارایه می‌ دهید جناب وزیر؟

 

واقعیت این است که در دو سال اخیر سیاست خارجی شما در جهان به چالش‌ های بزرگی مواجه شد. دکترین اوباما جنگ را در خاورمیانه به روس‌ ها واگذار کرد. ناتو دشواری‌ های زیادی را با ترکیه و روسیه تجربه کرد. اتحادیه‌ اروپا از سیاست خارجی آمریکا پیرامون خروج بریتانیا ناراض است. در چنین وضعیتی شکل‌ گیری حکومت وحدت ملی توسط این دکترین بیشتر به «زرد رویی» این سیاست خارجی در برابر مردم آمریکا و افغانستان شباهت دارد تا دستاورد.

 

من عظمت تاریخ و ارزش‌ های مردم آمریکا را می‌ دانم. آن مردم سخاوتمند فرزند و پول خود را در چنین راهی نباید هدر دهند. روزانه بچه‌ های جوان ما در این راه به‌ دست جانیان شهید می‌ شوند. این کار سزاوار مردم آمریکا و افغانستان نیست. آمریکا و افغانستان به دولت برخواسته از اراده مردم، در خدمت مردم و برای آینده مردم افغانستان نیاز دارد. در آن صورت است که مردم ما به حمایت شما ارج خواهد گذاشت.

 

من به مثابه شاگرد سیاست که در شرق و غرب آموزش دیده‌ ام خواهشمندم تا به‌ جای دستاورد دکترین اوباما-کری یا حکومت وحدت ملی افغانستان «درس‌ های حکومت وحدت ملی» افغانستان استفاده برید. درس‌ هایی‌ که نباید در هیچ جای دیگر دنیا استفاده‌ اش کرد. برای شما بازنشسته‌ گی راحتی آرزو می‌ برم. روزهای دشواری را سپری کردید و سزاوار آرامش روحی هستید.

موضوع : اخبار