اخبار
مطالب اخیر
مطالب محبوب
عضویت در خبرنامه

با وارد کردن ایمیل در کادر زیر و ثبت آن مشترک خبرنامه وب سایت افغان لرن خواهید شد و از آخرین مطالب سایت بهره مند می شوید

توجه داشته باشيد بعد از وارد کردن ايميل خود و ثبت آن، ميبايست ايميل خود را تاييد نمایید

افغانستان بعد از فروپاشی امارت اسلامی طالبان فرصت یافت تا روابط خود را با کشورهای منطقه و بین الملل گسترش دهد. گسترش روابط در عرصه خارجی در دوره پساطالبان در تاریخ روابط خارجی افغانستان بی نظیر بوده است. با وجود گسترش مناسبات افغانستان با کشورهای منطقه و بین الملل اما، ما کمتر شاهد رشد و دگرگونی بوده ‎ایم. به دیگر سخن، گسترش مناسبات و روابط خارجی ما پیامد و نتایج آن چنان ملموس در دگرگونی و توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی ما نداشته است. اکنون نیز تأکید بر گسترش مناسبات و روابط خارجی با کشورهای مختلف از سوی حکومت مرکزی افغانستان می شود. اما، مسئله مهم این است که پیامد و نتایج گسترش روابط و مناسبات خارجی چه تاثیری بر اوضاع و احوال داخلی می گذارد؟ آیا گسترش مناسبات منجر به ایجاد فرصت های جدید برای افغانستان می شود و یا اینکه مناسبات و روابط خارجی ما منهای سیاست داخلی تعریف می شود.

سیاست خارجی به مثابه تداوم سیاست داخلی در خارج از قلمرو یک کشور محسوب می شود. بنابراین، دگرگونی و تحول در مناسبات و روابط خارجی ریشه در سیاست داخلی دارد و یا اینکه تحول در مناسبات و روابط خارجی پی ‎آیند داخلی برای یک کشور دارد. اگر روابط افغانستان با کشورهای مختلف را از همین دریچه بنگریم، در بیش از یک دهه گذشته مناسبات خارجی ما چه تأثیری بر اوضاع داخلی داشته است؟

فروپاشی امارت اسلامی طالبان، شکل گیری حکومت جدید و سرازیر شدن کمک ‎های مالی به افغانستان و حمایت سیاسی ایالات متحده آمریکا و کشورهای عضو ناتو به افغانستان سبب گسترش روابط خارجی افغانستان با کشورهای دیگر شد. در سال ‎های نخست سعی بر آن بود که افغانستان با تمام کشورها مناسبات دیپلماتیک برقرار نماید. زیرا، کمک های مالی کشورهای مختلف فرصت آن را به وجود آورده بود تا حکومت مرکزی افغانستان بتواند هزینه گردانندگی یک سفارت را به لحاظ مالی داشته باشد. با این حال، با کم شدن کمک ها، وضعیت تغییر کرد. سفارت افغانستان در کشورهای که سودمند محسوب نمی شود و سودی برای افغانستان نداشت، بسته شد.

با وجود گسترش روابط افغانستان اما، مناسبات و روابط ما در چارچوب و اصول مشخص و تعریف شده صورت نمی گرفت. به دیگر سخن، ما در روابط خارجی خود هیچ اصول و معیار مشخص نداشتیم. رفتارها، واکنش ‎ها و سخنان رئیس جمهور بازتاب دهنده سیاست خارجی کشور در قبال کشورهای مختلف به حساب می آمد. نه دیپلماسی روشن داشتیم و نه طرح و برنامه اقتصادی، تجاری در مناسبات با کشورهای دیگر. در واقع، ما بیش از یک دهه آشفتگی در مناسبات و روابط خود با کشورهای مختلف تجربه نمودیم. بررسی پیامد چنین روابط و مناسبات بر اوضاع داخلی سخت و دشوار است. با این حال، می توان یکسری نکات را به عنوان فهم بیشتر ارائه نمود. ایالات متحده آمریکا، بعد از حادثه یازدهم سپتامبر ۲۰۰۱، بزرگترین حامی سیاسی، مالی، اقتصادی و نظامی ما در سطح جهان بوده است. ما از هر جهت، نیازمند به کمک های ایالات متحده آمریکا برای حفظ بقا و حتی حفظ روابط با کشورهای مختلف دیگر می باشیم. با این حال، در بیش از یک دهه گذشته ما قادر به درک این مهم نبوده ‎ایم. در فقدان چنین درکی بود که تجربه فراز و نشیب را در روابط خود با ایالات متحده آمریکا تجربه نمودیم. تاخت و تازهای گاه و بیگاه حامد کرزی، رئیس جمهور قبلی افغانستان به ایالات متحده آمریکا به این زودی از ذهن ‎ها فراموش نشده است.

اگر بپذیریم که سیاست خارجی تداوم سیاست داخلی در خارج از قلمرو یک کشور است در آن صورت می توان گفت که ما فاقد یک سیاست روشن در عرصه داخلی نیز مواجه بودیم. زیرا، وجود سیاست داخلی تعریف شده تدوین سیاست خارجی را آسان و راحت می سازد. بنابراین، می توان گفت که در سال ‎های گذشته ما فاقد یک سیاست داخلی در عرصه ‎های مختلف بوده ‎ایم. نه سیاست اقتصادی روشن داشته ‎ایم و نه سیاست اجتماعی و فرهنگی ما مشخص بوده است. ما بر مبنای قضا و قدر پیش رفته ‎ایم.

با روی کار آمدن رئیس جمهور غنی اما، تغییرات در دستگاه دیپلماسی کشور به وجود آمد. او روابط با کشورها و سازمان ‎های بین المللی را در پنچ دسته تقسیم بندی نمود. این تقسیم ‎بندی در واقع، اولویت بندی در روابط با کشورهای مختلف به حساب می آمد. اشرف غنی با این دسته بندی یک قدم در راستای چارچوب ‎مند کردن مناسبات و روابط خارجی برداشت. با این حال، چارچوب و اصولی برای روابط و مناسبات خارجی تعریف نشد. چارچوب که بتواند رفتار ‎ها، کنش ‎های دیپلمات ‎های کشور را جهت ‎دهی و سازماندهی نماید. در فقدان چنین چارچوب و اصول تعریف شده رئیس جمهور غنی اولین تجربه شکست خود را در مناسبات با پاکستان تجربه کرد. او روابط با کشورهای همسایه را در اولویت قرار داده بود. برمبنای آن تلاش ورزید به پاکستان نزدیک شود و پاکستان را متقاعد نماید تا سیاست همسوگرایانه در پیش گیرد. با این حال، پاکستان توجهی به نزدیکی اشرف غنی ننمود و همچنان اهداف استراتژیک خود را در افغانستان دنبال نمود. دیپلماسی افغانستان گزینه دیگری در دست نداشت جز اینکه راهی را برگزیند که رئیس جمهور حامد کرزی برای سال ‎های متمادی دنبال نموده بود. راهی که هیچ سودی برای افغانستان نداشت.

اکنون رئیس جمهور غنی تلاش دارد روابط و مناسبات خود را در فقدان سیاست روشن با کشورهای مختلف ادامه دهد. رئیس جمهور در صدد آن است تا روابط خود را با کشورهای آسیایی میانه در عرصه انرژی، اقتصادی و تجاری گسترش بخشد. با این حال، هیچ استراتژی انرژی تدوین شده و تعریف شده ندارد. در فقدان چنین استراتژی است که سهم برق از پروژه کاسا-۱۰۰۰ می گذرد و آن را به پاکستان واگذار می کند. زیرا، طرح برای مصرف آن ندارد. پیامد آن در دراز مدت بدون شک، نارضایتی شهروندان خواهد بود. زیرا، انتقال برق با ولتاژ بالا آسیب ‎های زیست محیطی و اجتماعی دارد. در وضعیت که شهروندان کشور هیچ سودی از پروژه ها نبرد بدون شک، خواهان متوقف شدن آن می شود. رئیس جمهور غنی در صدد گسترش روابط با دومین اقتصاد بزرگ جهان یعنی چین نیز هست. از روسیه دومین قدرت بزرگ نظامی جهان نیز خواهان کمک نظامی شده است. با این حال، برنامه و طرحی برای جمع کردن منافع متضاد این کشورها ندارد. تضاد منافع کشورها امکان دوام منازعه را در کشور افزایش می دهد.

بنابراین، گسترش و مناسبات روابط خارجی افغانستان فی نفسه یک امر مثبت است و می تواند فرصت ‎های زیادی در عرصه های مختلف خلق نماید. با این حال، گسترش روابط در فقدان یک استراتژی و سیاست روشن می تواند پی ‎آیند منفی و بد برای افغانستان در پی داشته باشد. اولویت بنیادی ما در ایجاد روابط و مناسبات با کشورهای دیگر تدوین اصول و چارچوب سیاست خارجی است تا در پرتو آن همه دیپلمات ‎ها و کارگزاران سیاست خارجی کشور بتواند رفتار و واکنش های خود را تنظیم کند و سیاست خارجی کشور تنها در سخنان، رفتارها و واکنش رئیس جمهور بازتاب نیابد.

موضوع : اخبار