اخبار
مطالب اخیر
مطالب محبوب
عضویت در خبرنامه

با وارد کردن ایمیل در کادر زیر و ثبت آن مشترک خبرنامه وب سایت افغان لرن خواهید شد و از آخرین مطالب سایت بهره مند می شوید

توجه داشته باشيد بعد از وارد کردن ايميل خود و ثبت آن، ميبايست ايميل خود را تاييد نمایید

وی یک روایت پرداخته شده و یک جریان سیاسی است و مرگ وی نقشی در روند جنگ و صلح ندارد و مصداق های واقعی چیزهای دیگری هستند. اینکه ملاعمر دو سال است مرده است و افشا نشده برمی گردد به همین موضوع که چون وی فقط یک روایت است و حضور جسمی و فیزیکی ندارد

 

دو دستگی و چند دستگی در میان طالبان با مرگ ملاعمر افزایش یافته است و عده ای از آنها ملا منصور را به عنوان رهبر جدید خود نپذیرفته و جدا شده اند. این در حالی است که افغانستان در این روزها آهنگ صلح دارد. با این وجود سیاستمدارن بلند پایه افغانستان اظهار می کنند که اختلاف میان طالبان روند صلح و رسیدن به آن را دشوارتر کرده است.

 

آصف آشنا آگاه مسایل سیاسی در برنامه «خبرتودی» گفت: هنگامی که طالبان در افغانستان تسلط داشتند و عمارت ساختند و جوی سیاه را بر مردم افغانستان حاکم کردند می توانستیم از آنها به عنوان یک تنظیم یاد کنیم اما از لحظه ای که این دامنه سیاه برچیده شد، از همان لحظه متلاشی محسوب می شوند. طالبان دیگر انسجام ندارند، طالبان یک جریان شورشی سرکوب شده شکست خورده هستند که در باور مردم غیر قابل قبول و منسوخ شده هستند. در این میان ملاعمر فقط یک روایت پرداخته شده برای مردم افغانستان و حتی جنگجویان طالبان است. چرا که در زمانی هم که عمر زنده بود هیچکس وی را نمی دید. وی یک روایت پرداخته شده و یک جریان سیاسی است و مرگ وی نقشی در روند جنگ و صلح ندارد و مصداق های واقعی چیزهای دیگری هستند. اینکه ملاعمر دو سال است مرده است و افشا نشده برمی گردد به همین موضوع که چون وی فقط یک روایت است و حضور جسمی و فیزیکی ندارد. پاکستان این موضوع را افشا نکرد چرا که آن روایت و عاطفه ای که پرداخته بود نابود می شد.

پیشنهاد بعدی:  آیا پاکستان آماده صلح است؟

 

وی دلیل نرسیدن به صلح با طالبان را چین بیان داشت: از زمانی که گفتگوهای صلح آغاز شد و جرگه صلح میان افغانستان و پاکستان رقم خورد تلاشهایی از جانب افغانستان و پاکستان برای این موضوع صورت گرفت اما همزمان با اینکه این مذاکرات انجام می شده است جنگ نیز جریان داشته است. این مذاکرات به نتیجه نرسید، چرا که طالب یک سامانه، یک تشکیل و یک جریانی نیست که دیگر توان و ظرفیت برگشت به مساله سیاست افغانستان را داشته باشد. طالب یک ابزار سیاسی و یک کارد سیاسی است که متاسفانه هم بازیگران سیاسی در درون افغانستان این کارد را به دست گرفته اند و هم پاکستان و هم کشورهای فرامنطقه مانند آمریکا آن را به دست گرفته اند و برای رسیدن به اهداف خود با آن بازی می کنند.

 

آشنا ادامه داد: بازیگران سیاسی درونی همیشه مرکزی به نام ارگ ریاست جمهوری داشته اند. این موضوع چند دلیل هم دارد. از لحظه ای که در افغانستان بحثی به نام روند صلح و گفتگوهای صلح و شورای عالی صلح فعال شده است، مردم افغانستان، صنف دانشگاهی و تحصیلکرده افغانستان، جامعه مدنی افغانستان، جریان های سیاسی بیرون از ارگ در افغانستان به حافظه جمعی خود مراجعه کنند. کدام روند در هماهنگی با مردم بوده است؟ پروسه صلح از همان اول نوع پرداختن به طالب، رویکرد به طالب، یک رویکرد شخصی و تیمی برخاسته از ارگ و منحصر به ارگ هم در زمان کرزی و هم در زمان اشرف غنی است.

 

وی پروسه صلح را در انحصار عده ای محدود خوانده و گفت: هم اکنون بیشتر از چهارده ماه از حکومت وحدت ملی می گذرد، شورای عالی صلح چه می کند؟ به همان میزان که قدرت و تسلط و نگاه به بحث قدرت در ارگ نشین ها یک بحث انحصاری و تمامیت خواهانه و تیمی و سلیقه ای است در بحث صلح نیز عین این مساله وجود دارد. به این دلیل می گویم که طالب در بعد داخلی نیز یک ابزار سیاسی است، چرا که با اینکه جایی به نام خانه ملت وجود دارد و با رای و نظر مردم به وجود آمده و حرف مردم را می زند، جایگاه پارلمان افغانستان به عنوان خانه ملت و مردم در روند صلح افغانستان در مقایسه با ارگ و شورای امنیت کجا است؟ جایگاه وزارت داخله و خارجه کجا است؟ جایگاه احزاب سیاسی و جامعه مدنی در کجا است؟ چرا صلح تا این حد انحصاری است که هیچکس در آن جایی ندارد؟ آیا مسایلی در پشت پرده وجود دارد که ما مردم نباید از آن آگاه باشیم؟

پیشنهاد بعدی:  افغانستان یک کشور مستعمره مطلق است

 

وی دشواری های صلح را مربوط به سیاستمداران داخلی می داند و می گوید: دشواری های صلح هم به طالبان برنمی گردد بلکه به خود ما بر می گردد. به دولت و مناسبات سیاسی افغانستان برمی گردد. چرا که طالب یک جریان شورشی شکست خورده و منفور است. طالب پدیده ای است که جنایت می کند و از خود هیچ اختیاری هم ندارد. این سیاستمداران ما هستند که طالبان را بزرگ کردند و به آن جایگاه دادند و حالا هم اظهار می کنند که اختلافات میان طالبان روند صلح را با مشکل مواجه می کند در حالیکه هرچه اختلاف و متلاشی شدن در میان دشمن بیشتر باشد برای ما بهتر است.

 

این آگاه سیاسی معتقد است اراده ای برای صلح وجود ندارد و گفت: اگر پاکستان با دولت افغانستان صادقانه در پروسه صلح همکاری کند و طالبان را وادار به صلح کند برای هر دو مردم و هر دو دولت بسیار مفید و موثر است اما بحث این است که طالبان با چه حلقه ای صلح می کنند؟ چه کسی می تواند از طالبان نمایندگی کند؟ یک مدت کرزی یک پروسه خیمه شب بازی را پیش می برد آن هم بدل به عمارت طالبان در قطر شد. روند دیگری آغاز می شود می بینیم که آن طالب که امضای صلح کرده است تاجر از آب در می آید و چندین میلیون دالر از دولت می گیرد و می گریزد. با وجود اینکه بخشی از مشکلات ما با پاکستان است اما چگونگی رویکرد به صلح بیشتر به ابعاد داخلی و اراده برای صلح بر می گردد. صلح در افغانستان یک روند همه شمول و فراگیر نیست که به اجماع ملی که اشرف غنی از آن یاد می کند رسیده باشد.

پیشنهاد بعدی:  دخالت غربی ها؛ مانع تحقق صلح در افغانستان

 

وی در پایان گفت: مشکل ما طالبان نیستند بلکه مشکل ما سیاست های غلط در افغانستان است. مردم ما قربانی طالبان نیستند بلکه قربانی سیاست های اشتباهی هستند که بر مردم افغانستان و بر خلاف خواست مردم بر آنها تحمیل شده است. این حکومت توسط آمریکا بر مردم تحمیل شده است و سیاست های آن هم برمردم تحمیل شده است و به این ترتیب تجارت جنگ در افغانستان گسترش می یابد و آنهایی که باید از این اوضاع سود ببرند می برند.

موضوع : اخبار