اخبار
مطالب اخیر
مطالب محبوب
عضویت در خبرنامه

با وارد کردن ایمیل در کادر زیر و ثبت آن مشترک خبرنامه وب سایت افغان لرن خواهید شد و از آخرین مطالب سایت بهره مند می شوید

توجه داشته باشيد بعد از وارد کردن ايميل خود و ثبت آن، ميبايست ايميل خود را تاييد نمایید

مجاهدین و سران حکومت قبلی نه تنها قادر به حراست از ثبات و نظام کنونی نیست بلکه مجاهدین یکی از موانع تحکیم نظام و دموکراسی در کشور است. در وضعیت کنونی آنچه نظام و کشور را تهدید می کند، اظهارات اعضای همین شورا است..

 

 

دیروز، شورای حراست و ثبات افغانستان اعلام موجودیت کرد. اعضای این شورا را عبدالرب رسول سیاف، محمد یونس قانونی، معاون اول حامد کرزی، عبدالهادی ارغندوال، وزیر سابق اقتصاد، بسم الله محمدی، وزیر سابق دفاع، عبدالروف ابراهیمی، رئیس مجلس نمایندگان، محمد اسماعیل خان، وزیر سابق انرژی و آب و عمر داوود زی، وزیر پیشین داخله می باشد. جناب، ابراهیمی و قانونی ایجاد این شورا را حراست از ثبات و نظام کنونی افغانستان اعلان کرد. آن ها وضعیت کنونی کشور را خطرناک توصیف کرده و بیان داشتند که وضعیت کنونی کشور ممکن موجب سقوط نظام و فروپاشی نظم کنونی گردد. مسئله صلح، برگزاری شورا های ولایتی و ولسوالی از دیگر اهداف این شورا مطرح شد. چند نکته اساسی و بنیادی در ارتباط با این شورا و اعضای آن لازم به ذکر است.

 

اول؛ مهمترین نکته اساسی و جدی این است که مهمترین اعضای این شورا پست های مهم در حکومت قبلی را اشغال نموده بود. با روی کار آمدن حکومت وحدت ملی و گسترش مشکلات عمومی دیدگاه های بر این محور می چرخید که حکومت وحدت ملی برخی مشکلات همانند ناامنی، کاهش رشد اقتصادی، بی ثباتی و … را از حکومت قبلی به میراث برده است. این نظر بیشتر از جانب کسانی ابراز می شد که در چارچوب حکومت جای گرفتند. با این حال اگر از حق نگذریم حکومت وحدت ملی برخی مشکلات را از حکومت قبلی به ارث بردند. حال سوال این است که اعضای کنونی شورا همانند سیاف، قانونی، ابراهیمی، عمر داوود زی، اسماعیل خان در دوران کاری خود برای حل مشکلات مردم چکار کردند که اکنون می خواهد از ثبات و نظام کنونی حراست نماید. آیا در دوره که آین ها مهمترین پست های دولتی را اشغال کرده بود، صلح برقرار بود و روند صلح بهتر از وضعیت کنونی دنبال می شد؟ آیا انتخابات شوراهای ولسوالی در زمان این ها برگزار شد. کدام یک از این ها، در دوره کاری خود روند صلح را نقد نمودند و یا از برگزاری انتخابات شورا های ولسوالی سخن به میان آوردند. این ها به ظاهر اگر چه بیان می دارد که آن ها دنبال پست و مقام و وزارت نیستند اما واقعیت این است که در پس ذهن همه این ها چیزی جزء سهم گرفتن در قدرت وجود ندارد. بنابراین، آنچه این ها اعلان نموده است هیچ سنخیت با کار و فعالیت آن ها در دوره کار شان ندارد.

 

دوم؛ همان طور که بیان داشتم مهمترین اعضای این شورا افراد جهادی است. سیاف به عنوان یک فرد جهادی صراحتا اعلان داشته است که از برکت تفنگ مجاهدین است که امروز کسانی بر مسند قدرت تکیه زده اند و انتخابات در افغانستان برگزار می شود. باید به اعضای این شورا یادآوری کرد که ویرانی و بربادی کشور نیز متوجه همین جهادی ها است. اگر جهاد مجاهدین در برابر نیرو های شوروی را قابل دفاع بدانیم آیا جنگ های درونی مجاهدین قابل دفاع است؟ بدون شک، قابل دفاع نیست. جنگ های درونی مجاهدین کشور را ویران کرد و زیر ساخت های اقتصادی کشور را نابود کرد. از این جهت، باید گفت که ویرانی و برباد دادن کشور توسط مجاهدین باعث شد که گروه طالبان شکل گیرد و قدرت سیاسی را بدست گیرد و در نهایت جامعه جهانی در کشور بیاید و انتخابات برگزار شود. آنچه امروز ما داریم از برکت تفنگ مجاهدین نیست. از برکت حضور جامعه جهانی در افغانستان است. بنابراین، اشتباه است اگر بپنداریم که اعضای این شورا نقش مهم در سازندگی و ساختن این کشور داشته است. در وضعیت کنونی آنچه نظام و حکومت تحت فشار است به خاطر زورگویی های همین مجاهدین است. فراموش نکنیم که امروزه مجاهدین در میان مردم سلاح توزیع می کند و حاکمیت کشور را زیر سوال می برد. بنابراین، لازم است که نگاه به گذشته بیاندازیم و عملکرد مجاهدین را به شکل آنچه واقع شده است مورد بررسی قرار دهیم. باور نگارنده بر این است که تنها از مبارزه مجاهدین در برابر نیرو های شوروی می توان دفاع کرد ولی جنگ های درونی میان مجاهدین و اشغال کردن نهاد های حکومتی در دوره پسا طالبان از سوی مجاهدین در هیچ صورتی قابل دفاع نیست.

 

سوم؛ در وضعیت کنونی آنچه وضعیت را وخیم می سازد اظهارات برخی سران حکومت قبلی و مجاهدین است. برخی از سران حکومت قبلی و اعضای شورای حراست و ثبات افغانستان کشور را برباد می دهد. حکومت کنونی در صدد حل مشکلات فراروی روابط افغانستان با پاکستان است. اما اظهارات این ها باعث وخیم شدن روابط میان دو کشور می شود. به صورت مشخص در زمان که رئیس جمهور غنی به اسلام آباد به سر می برد و در نشست قلب آسیا سخنرانی می کرد اعلامیه صادر کرد که یک سوم خاک پاکستان را به افغانستان نسبت داده بود. این اعلامیه بدون شک، اعلامیه بربادی کشور بود. جناب عمر داوود زی یکی از اعضای شورای حراست و ثبات افغانستان صراحتا بیان داشت که پاکستان خون های ریخته شده در افغانستان را حساب خواهد داد. این سخنان چیز جز برباد دادن کشور نیست. بنابراین، اهداف این شورا هر چه باشد حراست از ثبات و حفظ نظام کنونی نیست. بلکه برباد دادن کشور و گسترش دامنه منازعه در کشور است.

 

بنابراین، ما بیش از آن که نیازمند ایجاد شورا برای حراست از ثبات افغانستان باشیم نیازمند آنیم که دست از فشار آوردن و نفوذ در درون حکومت به منظور دست یابی به اهداف شخصی خود دست برداریم. ما به جای این مسئله شدیدا به یک اپوزیسیون قوی نیاز داریم که حکومت را از رفتن به راه منحرف باز دارد. اپوزیسیون که وابسته به خواست ها و منافع شخصی مبتنی نباشد. بلکه منافع عمومی و جمعی را دنبال نماید. با این حال، یکی از خواست های این شورا که برگزاری لوی جرگه به منظور مشخص کردن ساختار حکومت کنونی است برحق است. لوی جرگه قانون اساسی باید برگزار شود و پست اجرائیه کنونی باید مشخص گردد زیرا، ساختار کنونی هیچ همخوانی با قانون اساسی کشور ندارد.

در پایان این نوشتار باید گفت که مجاهدین و سران حکومت قبلی نه تنها قادر به حراست از ثبات و نظام کنونی نیست بلکه مجاهدین یکی از موانع تحکیم نظام و دموکراسی در کشور است. در وضعیت کنونی آنچه نظام و کشور را تهدید می کند، اظهارات اعضای همین شورا است. در تقابل قرار دادن کشور در برابر پاکستان چیزی نیست که منجر به صلح و آوردن ثبات در کشور گردد. بلکه قرار دادن کشور در برابر پاکستان منجر به بربادی و ویرانی کشور می گردد. از این جهت، اعضای شورا باید یکبار دیگر وضعیت کشور و مناسبات کشور با پاکستان بازنگری نماید. ما بیش از آنکه نیازمند شورایی باشیم که سراسر پارادوکس عمل می کند نیازمند آنیم که یک اپوزیسیونی هستیم که حکومت را از رفتن به راه منحرف باز دارد.