اخبار
مطالب اخیر
مطالب محبوب
عضویت در خبرنامه

با وارد کردن ایمیل در کادر زیر و ثبت آن مشترک خبرنامه وب سایت افغان لرن خواهید شد و از آخرین مطالب سایت بهره مند می شوید

توجه داشته باشيد بعد از وارد کردن ايميل خود و ثبت آن، ميبايست ايميل خود را تاييد نمایید

مردم ولايت قندوز عمده ترين مشکلات خود را نفوذ مجدد مخالفان مسلح، فساد ادارى و بيکارى عنوان کرده و خواستار توجه جدى دولت در اين راستا هستند.

 

متاسفانه امسال علاوه بر طالبان که دوباره بر نقاط مختلف این ولایت نفوذ کرده اند، داعشی ها نیز پرچم خود را در قندوز برافراشته اند تا یکبار دیگر برنامه های امنیتی مسوولان این ولایت زیر سوال برود و اشرف غنی شخص لایق تری را به سمت والی قندوز منصوب نماید.

 

ولایت قندوز:

 

قندوز، از جمله ولایات کهن و تاريخى بوده و در شمال شرق افغانستان واقع است. اين ولايت در ادوار مختلف تاریخ به نام هایى مانند اپاسکا، کهندژ و قندوز یاد شده است.

 

قندوز از جهتى موقعیت مهم جغرافیایی دارد، که وقتى اسکندرکبیر درسالهای ۳۳۰ قبل از ميلاد، در مقابل بیسوس که خویش را پادشاه خوانده بود لشکرکشی میکرد، اپاسکا یعنی قندوز امروزی را پایگاه نظامی خویش قرارداده بود.

 

کهندژ که طی نسل ها و گذشت زمان به قندوز تغییر نام یافته است، در گذشته ها پایتخت تخارستان بود، در روزگار دولت یفتلی ۲۰۰۰ سال قبل، از مهمترین راه تجارتی بود که صفحات جنوب هندوکش را از راه کوهدامن و کوهستان، به صفحات شمال وصل میکرد.

 

در صفحات شمال هندوکوه قندوز، بین تخارستان و باختریان ایستگاه مهمی بود که از آن راه تجارتی سه شاخه شده؛ یکی به طرف بلخ، دیگری به طرف تخارستان و سومی مستقیماً بطرف درياى آمو میرفت.

 

قندوز، دارای زمین های حاصلخیز، دو دریای بزرگ، یک میدان هوايی و یک بندرتجارتی به نام شیرخان بندر میباشد. این ولايت ۲۷۰ کیلومتر با تاجکستان سرحد داشته و دریاى آمو بين تاجکستان و قندوز قرار گرفته است.

 

نفوس قندوز، حدود يک ميليون تن تخمين زده شده است و با مساحت 7668.7 کیلومتر مربع، ازسطح بحر405 متر ارتفاع دارد. اين ولايت در 36,22 درجه، 58,12 دقیقه و30 ثانیه عرض البلد شمالی ودر 68,6 درجه، 52,5 دقیقه و16 ثانیه طول البلد شرقی واقع است.

قندوز در زبان ازبکی، روز معنی میدهد و در زبان دری قلعه کهنه میباشد.

 

اين ولايت، درحدود337 کیلومتری شمال شهرکابل موقعیت دارد. این ولایت در جنوب دریای آمو واقع بوده که در شرق آن ولایت تخار، در جنوب آن ولایت بغلان و در غرب آن ولایت سمنگان واقع است.

 

قندوز، در بهار آب و هواى گوارا؛ اما در تابستان گرماى شديد و در زمستان سرماى خشک دارد. ولى آب و هوا در تابستان، در برخى ولسوالى هايى که داراى درختان و جنگلات است، نسبتاً خوب مى باشد.

 

ولسوالى ها:

 

مرکز قندوز به نام شهر قندوز ياد مى شود و شش ولسوالى دارد که شامل، امام صاحب، دشت ارچی، قلعه زال، چهاردره، علی آباد و خان آباد است.

باشندگان آنرا اقوام تاجک، پشتون، ازبیک، هزاره، ایماق، بلوچ، ترکمن و کوچی ها تشکیل میدهد. در اين ولايت هندو و سیک نیزمسکن گزین هستند که ازاین رو، قندوز را به نام افغانستان کوچک نیز مى نامند.

 

آب بندها:

 

درقندوز، پنج بند بزرگ براى منابع آبى وجود دارد؛ اما همه ساله بخشهايى از آن، به اثر آبخيزى وسيلاب موسمى تخريب ميشود.

 

اين بندها شامل بندبرق خان آباد، بند نهرنقى، بند ايرگنک، بند شاهروان ارچى و بندآب ملاكريم بوده، كه تلاشها براى بازسازى اين بندها ازسوى حوزه درياى آمو، درحوزه شمالشرق آغاز شده است.

 

فرهنگ:

 

به منظور رشد فرهنگ و كلتورمردم قندوز، ازسوى رياست اطلاعات وفرهنگ، تلاشهايى صورت گرفته است. اين ولايت ده هاشاعر و نويسنده و قلم به دست چون: عبدالخالق شادان، محمدصابريوسفى، احمدالله داغ، گلرحيم نيازمند، ولى محمدسايل، نور رحيم عاطف، مجيدپرديس، غلام حيدرحيدر، محمدناصرشيرزى، سيدمحمدنعيم عسكر، قاضى يحيى، نورالعين نوين، سالم بختيار، استاد داكترنجيب كه دردايره المعارف 74 صفحه را در اكادمى علوم افغانستان به رشته تحريردرآورده است، سبحان قُل نامول، محمداسماعيل ملزم، عطاوالرحمن بابر، پشتون رحمانى وغيره را در دامان خويش پرورانده است.

درقندوز؛ حدود ۶۰ نهاد مدنى، انجمن ها و بسترهاى ادبى وجود دارند كه از جمله آن ميتوان از پسرلى، پرديس، جهان نما، ميديوتيک، روزنه صلح، مشاركت جوانان خان آباد نام بُرد.

 

اين انجمن ها گاهگاهى جلساتى دارند و يا هم راه را براى چاپ آثار شعرا و نويسندگان نو فراهم ميسازند؛ اما اخيراً چند محفل مشاعره و نشست هاى فرهنگى، از سوى رياست اطلاعات و فرهنگ باهمكارى قلم به دستان، شعرا و نويسندگان داير گرديده و اين روند، اکنون نيز جريان دارد.

 

همه ساله در اين ولايت محفل مشاعره به نام ريدى گل داير ميشود و شعرا از مناطق مختلف کشور به هدف تبادل نظر و فرهنگ و تحکيم روابط، گردهم مى آيند و شعرهاى خودرا مى سرايند.

 

با ايجاد فصل جديد (دورة حاکميت رييس جمهورکرزى)، جوانان نيز به مطالعه رو آورده اند. درقندوز علاوه بر کتابخانه عامه رياست اطلاعات و فرهنگ، برخى کتابخانه ها در مکاتب، مكانهاى تحصيلى و دكان هاى شهر نيز وجود دارد که مردم ميتوانند از آنها، کتاب براى مطالعه بگيرند.

 

تعداد زيادى از کورس ها به ويژه کورس هاى خطاطى، سواد آموزى و مضامين ديگر وجود دارد، که صدها شاگرد اکنون در آن آموزش مى بينند. کورس هاى انگليسى نيز در چند سال اخير در اين ولايت فعال گرديده است.

 

با آنکه مردم، با به ميان آمدن سامان آلات موسيقى مدرن و جديد؛ از موسيقى محلى تاحدى فاصله گرفته اند؛ اما موسيقى محلى هنوزهم در قندوز جاى خاص خود را دارد. سروده هاى فيروز قندوزى محلى خوان اين ولايت شهرت دارد. در کنار آن، موسيقى رپ (غربى) را بيژن قندوزى که از سالهاى متمادى در خارج از کشور به سر مى برد، نيز در کشور رايج ساخته است.

 

موزيم:

 

رياست اطلاعات وفرهنگ قندوز درچوكات خود، موزيم براى حفظ ونگهداشت آثار و آبدات تاريخى ندارد و روى همين ملحوظ، آثار تاريخى كه به دست مى آيد، براى نگهدارى به موزيم ملى مركز(کابل) فرستاده ميشود؛ اخيراً سه اثر تاریخی به دست آمده از اين ولايت، به موزیم ملی تحويل گرديد.

دو اثر آن، سرهای مجسمه بوده که از گل و گچ ساخته شده و مربوط قرن های چهار و پنجم میلادی و آثار هنرى دوره هنری یونان باخترى میباشد. و اثر دیگر، یک مجسمه کوچک مربوط به قبل از میلاد بوده که از سنگ شست ساخته شده و متعلق به دوره یونان باختری میشود و به قول باستان شناسان، این اثر به نام الهه باران یاد میگردد. بعد از اعزام هيات باستانشناسى از مركز، اين آثار تثبيت شده و توسط قطعه ۰۱۲ پوليس به مركز منتقل گرديدند.

 

آبدات تاريخى:

 

اینکه فردوسی طوسی درشاهنامه، پنج مورد از قندوز یاد کرده، دلیلی برسابقه تاریخی این شهر شده میتواند.

 

شهرتاریخی قندوز در ادوار مختلف تاریخ، به حصه هايی از این حدود وسیع نقل مکان نموده و چندین بار خراب شده است؛ این شهر در قرن هفتم هجری، یکبار دیگر آباد و مرکز تخارستان قرار گرفته و بار دیگر ویران گردیده است.

 

از اوراق تاریخ برمی آید که چندین خاندان از قبیل سواران بخدی، خاندان قندوز، رایت های گلگون و پهلوانان رویین تن، دراین شهر تاریخی حکومت کرده اند.

هیوان تسنگ زایر چينايى، قندوز را به شکل هویچ HOWACH ثبت کرده و به قول او صدها روحانی بودايی درآنجا سکونت داشتند. وى از ١٠ معبد بودايی دراین شهر نيز نام برده است.

 

درعهد اسکندر مقدونی و بعداز آن، تا آخرین سلاله آنها مناطق قندوز یا (اپاسکا) جزئى از مناطق باختربوده، مرکز مهم و تقاطع راه ابریشم میان دامنه های پارا پامیزد و بلخ، مقر فرماندهی اتیوتیدموس به شمار میرفت.

 

۱۹ ساحه تاريخى در قندوز ثبت شده است، که شامل بالاحصارکوچک و بزرگ، کله مناره، تپه چهل دختران، مسجدحاجی شهید، مسجدساقی بای، زیارت خواجه مشهد، روضه امام صاحب، قلعه مهرنگار امام صاحب، تپه متصل دوره قندوز، تپه جرگذر، گل تپه، زیارت حضرت سلطان بابا، تپه ژوبین در ولسوالی علی آباد، تپه مرچ، مگس تپه، کهنه قلعه خان آباد، قلعه زال وغیره مى باشد.

 

کهنه قلعه یا بالاحصار قندوز: نظر به تاریخ طبری، بالاحصار سه هزار و پنجصد سال قبل، ذریعه یکی از پادشاهان فارسی که منوچهر از نبیره فریدون بوده، آباد شد. اين قلعه دارای چهار دروازه، دو حصار بزرگ و کوچک و عمارات بوده و دربین یک خندق عظیم آب قرار دارد، که با ديوار احاطه شده است.

 

بالاحصار قندوز، با ۱۷۴ جریب زمین مساحت، درسه کیلومتری شمال شهر موقعــیت داشته و سجل شده میباشد. روایات مختلف در زمینه وجود دارد. در زمان پادشاهی سلطان حسـین بایقرا بالاحصار قندوز، توسط والی آن امیر خسرو شاه، مجدداً اعمار شد و به حیث مرکز تخارستان تعیين گرديد.

 

بالاحصـار قندوز، در زمان امیر شیرعلی وامیر عبـدالرحمان مرکز میران ازبکی اداره میشد و درآنجا سلـطان مرادخان، امیر اطالغ بیـگ و امیر شاه مرادخان حکومـت کردنـد. تازمان سلطنت غازی امیرامان الله خان حکومت میران دوام داشت و بعداً سقوط کرد و قندوز، به حیث حاکم نشینی تبدیل شـد ومرکز آن به خان آباد انتقا ل یافت.

 

در زمان کی خسرو پادشاه آریانا، “بلخ” امروزی چندین خاندان دیگر مانند “رعیتهای گلـگون سواران بخدی، خاندان قندوزی روین تــنان، شاه مقاتل قندوزی و خاندان خزان یاغزان دربالاحصار حکومت کردند و درقرن هفتم هجری قمری، توسط عساکر چنگیز آتش زده شد.

 

ساحه باستانی کله مناره: اين ساحه در نیم کیلومتری غرب بالاحصارعقب مارکــیت میوه قرار دارد که در وسط آن، سرکى ازجنوب به شمال احداث شده درغرب آن قبرستان دوره اسلامی و زمین های زراعتی، از طرف شرق به مارکیت میوه، از شمال به سرک و از جنوب به منازل مسکونی وصل میباشد.

 

تپه وزیارت چهل دختران: اين زيارت در یک کیلومتری جنوبغرب کله مناره موقعیت دارد. از طرف شمال به زمینهای زراعتی و منازل رهایشی، از جنوب و از شرق نيز به منازل مسکونی و از غرب به قلارتپه محاط است. آبده مذ کور نظر به هدایت و گزارش هیات باستانشناسی، ارزش فرهنگی دارد که باید حفظ ونگهداری شود.

 

تپه زیر دوره یا میدان بزکشی: اين تپه، از ادوار مختلف تاریخی باقی مانده و در پنج کیلومتری جنوبشرق ولا یت قندوز واقع است که در وسط آن، میدان بزکشی قرار دارد. سلسله این تپه ها تاولـسوالی خان آباد و دشت کندهاری امــتداد يافته است. در تپه های یادشـــده، خشـت های 40×40×10 سا نتی متر از دوره کوشانی به ملا حظه میرسد.

 

تپه ژوبین علی آباد: اين ساحه تاريخى، تقریباً در 30 کیلومتری جنوبغرب مرکز قندوز و دریای بغلان قرار داشته و ازآنجا پارچه های سفالی دوره های اسلامی چون تیموری، غزنوی و قبل از اسلام یعنی دوره کوشانی ها به دست آمده است.

 

کهنه قلعه خان آباد: اين قلعه تاريخى در فاصله تقریباً پنج کیلومتری شمالشرق ولسوالی موقعیت دارد و حدود سه جریب زمین را احتوا ميکند. کهنه قلعه، دوره های مختلف تاریخی و فرهنگی را در سینه خود داشته و از جمله نابترین ساحه تاريخی در سطح قندوز تثبیت شده است و متعلق به دوره باختری میباشد.

تپه جرگذر، گل تپه، تپه مرچ ومگس تپه نيز از ساحات باستانى قندوز بوده؛ اما درمورد قدامت آن معلوماتى در دست نیست. تپه های متعدد تاریخی در ولسوالی چهار دره نيز موقعیت دارد که بنابر ملاحظا ت امنیتی، تا هنوز در ثبت آن از سوى رياست اطلاعات و فرهنگ اقدام نشده است.

 

قلعه زال و تپه های تاریخی آن درحدود 45 کیلومترى جنوبغرب ولسوالی امام صاحب موقعیت دارد و تا حال مدیریت آبدات، موفق به دریافت معلومات مزید در مورد آن نگردیده است.

 

بالاحصار و کهنه قلعه ولسوالی امام صاحب؛ در پنجصد متری مرکز ولسوالى واقع است، که زمانه سکندریه و یا باختری را بازگو میکند.

 

ساحه رباط نیز در نیم کیلومتری بالاحصار امام صاحب موقعیت دارد، که حدود پنج جریب زمین را احتوا میکند. در اطراف آن منازل رهایشی قراردارد و حتی خود رباط نيز در معرض خطر جدی از ناحيه تصرف اشخاص و افراد نامعلوم، جهت نمرات رهایشی میباشد.

 

روضه و مسجد امام صاحب: نظر به تاریخ زبان ترکی، نام سابقه امام صاحــب (ارهنگ) یا گنج درسینه خاک میباشد. براساس سروی هیئت فنی ریاست

آبدات تاریخی، روضه حضرت امام صاحب بيش از٢٩ جريب را احتوا ميکند.

 

جهنده حضرت امام صاحب، همه ساله با شرکت هزاران تن به شمول فرهنگيان، مقامات دولتى و مردم از نقاط مختلف کشور، با شور و هلهله برافراشته ميشود.

 

در مورد تاریخچه اين زیارت گفته شده است: زمانیکه اسلام تازه به افغانستان آمد و مسلمانان با حکومت آن زمان دربلخ جهاد میکردند؛ حضرت یحيی سرلشکر مسلمانان شهید شد.

 

سپس مسلمانان تصمیم گرفتند که سرامام را که ازتنش درجنگ جدا شده بود، غرض دفن کردن به بغداد ببرند؛ اما شخصی که میخواست آنرا به بغداد ببرد، درهمين منطقه (ولسوالی حضرت امام صاحب) توسط دشمنان به قتل رسید. بعداً که مسلمانان آمدند؛ سرحضرت یحيی و جسد شخص شهيد را درهمینجا دفن کردند که بعد از آن همه ساله، همین مراسم صورت میگیرد.

 

روایت دیگری هم وجود دارد: زمانیکه سرحضرت امام حسین علیه السلام نواسه حضرت محمد صل الله علیه و آله درکربلاى عراق ازتنش جدا شد؛ غرض دفن کردن، به همین منطقه آورده شده است؛ اما این روایت قوی نمیباشد.

 

مسجد حاجی شهید، ساقی بایی، زیارت و مسجد خواجه مشهد و مسجد جامع تخارستان نيز از جمله ساحات تاريخى و مذهبى قندوز محسوب ميگردد.

مشاهير:

ولايت باستانى قندوز؛ از گذشته هاى دور تاکنون، شخصيت هاى مهم و مشهور اجتماعى و رجال برجسته علمى و سياسى را در خود پرورش داده و خاستگاه علم و هنر و ادب بوده است.

 

هرچند که نام بردن و يادکردن همه مشاهير، در اين مجال نمى گنجد؛ اما مشت نمونه خروار، ميتوان از شخصيت هاى مشهورى همچون غلام سرور ناشرخان، وكيل عبدالرسول، شيرخان، كه بندرتجارتى به نام وى مسمى است، عرض بيگى، سالم بختيار، عارف خان، فقيرزاده، ميرزامحمد ناصرى، اميرمحمد شهيد، سيدجان شهيد، و… نام برد.

 

صنعت:

 

در ولايت قندوز؛ در پهلوى کلالى و پوستين دوزى؛ مسگرى، زرگرى، پشمينه بافى و خامکدوزى، از صنايعى است که يکتعداد مردم در آن اشتغال دارند. درکنار آن ساختن بوت، دف و دايره، ظروف گلى، كاغذتشناب، دستمال كاغذى و توليد برنج، فابريكه آهن، سمنت، يخ سازى، توليد كودكيمياوى و توليدآرد نيز از صنايع اين ولايت محسوب ميشود.

 

گليم، دستکش، جاکت، ليف، دستمال، چادر، لباس، شال سر، کلاه، پيراهن هاى مردانه و زنانه كه توسط زنان بافته ميشود، نه تنها در خانواده ها مورد استفاده قرار ميگيرد، بلکه به خارج از ولايت وحتى خارج از كشور نيز صادر ميشود. هرچند هنوز بازار مناسب خارجى براى اين صنايع دستى ايجاد نشده؛ اما در بازارهاى منطقه، از رونق فراوان برخوردار است.

 

پوستين دوزى نيز يکى از صنايع مشهور قندوز است، که توسط افراد مخصوص مسلکى از پوست هاى مواشى و حيوانات ديگر که داراى پشم ثابت باشد دوخته ميشود؛ اين لباس به خاطرى که گرم است، در فصل زمستان مورد استفاده مردم قرار ميگيرد.

 

مسگران اين ولايت نيز از شهرت خوب برخورداراند؛ مسگران و آهنگران، هم اکنون وسايل نجارى و سامان آلات ديگر مانند بيل، کلند، تيشه، رنده، مارتول، جبل، ديگ، کاسه، آفتابه، لگن و… ميسازند و وضعيت قبلى خود را حفظ کرده؛ اماصنعت مسگرى درسالهاى پسين، به دليل عدم توجه دولت، با ركود مواجه شده است.

 

با اين وجود، وضعيت صنايع دستى که در گذشته، آهسته آهسته کمرنگ شده و ارزش خود را از دست داده بود؛ در دو سال اخير، تا حدى مورد توجه قرار گرفته و اکنون خانم ها در شهر قندوز مصروف کار صنايع دستى بوده که آنرا به بازار عرضه مى نمايند.

 

چندین فابریکه مانند فابریکات پنبه، صابون و روغن سپین زر، فابریکه پروسس لبنیات، فابریکه پروسس برنج، آرد ترمیده، جوس میوه و فابریکه بادنجان رومی و صنعت حکاکی و دست دوزی و غیره نيز در قندوز موجود بود؛ که از اين ميان، صرف فابريكه لبنيات، آرد ترميده، بادنجان رومى، و دست دوزى فعاليت دارند؛ اما متباقى باگذشت هرسال بنا برعوامل اقتصادى با ركود مواجه شده اند.

 

فابريكه تصدى سپين زر، در زمان سردار محمدداوود اعمار شده بود؛ درآن آوان سالهاى ١٣٥٠ هجرى شمسى تا ١٣٥٧ فعاليت داشت و كنجاره، روغن، صابون، ظروف چينى توليد ميکرد، توليد تكه را با فابريكه نساجى گلبهار نيز قرارداد نموده بود و حدود ٢٧٠٠ كارگر داشت.

 

اما اين فابريکه، بعد از تنش ها وجنگهايى سال ١٣٧٠ باگذشت هرروز، با ركود مواجه شد و درحال حاضر، درآن حدود ٣٠٠ كارگرمصروف كاربوده و تنها اين فابريکه؛ روغن، كنجاره پوستک، و صابون توليد ميکند و پنبه را بسته بندى مينمايد و اين توليدات، به داخل و خارج ازكشور صادر ميشود.

 

فابريكه تصدى سپين زر، ازسال ١٣٨١ و سقوط حکومت طالبان، توسط كمپنى فرانسوى نپكود به قرارداد گرفته شده، كه تاحال تحت اثراين كمپنى فعاليت دارد.

موجوديت شیرخان بندر نيز بر اهميت اقتصادى قندوز دلالت ميکند. اين ولايت از طريق پل درياى آمو به تاجکستان و آسیای میانه وصل است. شیرخان بندر، یکی از بنادر مهم کشور بوده و در ولسوالی امام صاحب، در جوار سرحد تاجکستان موقعیت دارد.

 

درحال حاضر، شاهراه شیرخان بندر- بغلان، از جمله شاهراه امن کشور به شمار میرود که علاوه برنقش تاثیرگذار برای تقویت تجارت ازاین بندر و بلندبردن عوایدملی، راه امن و خوب برای انتقال محموله های اکمالاتی ناتو در افغانستان نیز شمرده ميشود.

 

از جانب افغانستان؛ میوه تازه، سمنت، قالین و سایر صنایع دستی به تاجکستان صادر میگردد و از آنطرف مواد نفتى، ساختمانی، صنایع دستی و مواد خوراکه وارد میگردد.

 

شيرخان بندر، ازطريق پل بزرگ که حدود ٦٧٢ متر طول و ١١ متر عرض دارد، با تاجکستان وصل شده است.

 

اين پل، به مصرف حدود ٣٨ ميليون دالر کمک امريکا و ناروى توسط رؤساى جمهور افغانستان و تاجکستان، بر فراز درياى آمو(پُل دوستى) در ماه عقرب سال١٣٨٦ رسماً افتتاح شد.

 

زراعت:

 

قندوز، يک ولايت زراعتى بوده و بيشتر مردم آن، به زراعت و مالدارى اشتغال دارند؛ اين ولايت داراى جنگلات انبوه نيز است.

پسته، بادام و خربوزه به خصوص خربوزه عسقلانى و امام صاحب (مشهور به قندک)، از شهرت به سزايى برخورداراست که به کابل و ساير ولايات و خارج از کشور نيز صادر ميگردد و دهاقين، عوايد خوبى از اين درک به دست مى آورند.

 

در قندوز، بيش از٢٨٢ هزار هکتار زمين قابل زرع وجود دارد که از جمله، اضافه از ٢٣٣ هزار آن آبى و بقيه به شکل للمى کشت ميشود. فعلاً اضافه از٢٣٠ هزار هکتار زمين آبى و ٤٨هزار هکتار زمين للمى، تحت کشت قرار دارد.

٨٨ درصد اين ولايت را، اراضى هموار و١٢ درصد را کوهستانی و نیمه کوهستانی تشکیل داده است.

 

پیداوار عمده زراعتی این ولایت، در قدم اول گندم و برنج(شالى) بوده و سایر غله جات، حبوبات، میوه ها و سبزى ها نیز در این ولایت به پیمانه وسیع کشت ميشود. گندم و برنج قندوز شهرت دارد و علاوه بر مصارف داخلی به ديگر ولايات نيز صادر ميشود. زمانى قندوز بخاطر محصولات گندم، به نام کندوى افغانستان شهرت داشت.

 

ساحه کشت گندم در سال ١٣٩٠بيش از ١٦٠ هزار هکتار و مجموع حاصل آن، اضافه از ٤١٨ هزار تُن تخمین گردیده بود؛ اما ساحه کشت گندم در سال ١٣٩١ به بيش از ١٦٨ هزار هکتار تخمین گردیده که افزایش را نسبت به سال گذشته آن نشان ميدهد.

 

در سـال جاری١٣٩٢ نسبت مساعد بودن شرایط جوی، اقلیم مناسب، بارندگی به موقع و توزیع تخم بذرى اصلاح شده گندم، توقع میرود که میزان سطـح حاصلات (١٥ الی ٢٠) درصد افزایش يابد که این امر، سبب تقویه اقتصاد دهاقین خواهد شد.

 

ورزش:

 

ورزش بخصوص بازى بزکشى درقندوز، از گذشته رواج داشته است. بازى هاى عنعنوى ديگر مانند: غرسى، توپ دنده، کشتى (پهلوانى)، سنگ اندازى، توپ زدن وغيره رواج دارد؛ اما غرسى و توپ دنده کمرنگ شده است.

 

دركنارآن؛ بازى هاى جديد واليبال، فوتبال، پينگ پانگ، باسكتبال، كركت، تكواندو، جودو، كورش، پرورش اندام، شطرنج، و سامبو، رشد قابل ملاحظه نموده که روزمره جوانان مصروف آن هستند.

 

اکنون ۱۸ فدراسيون ورزشى، درقندوز فعال است که هزاران بازيکن زن و مرد، در آنها مصروف ورزش هستند.

موضوع : اخبار