امریکایی ها خود مستقیم و غیرمستقیم به قبیله گرایی ها در افغانستان دامن زده اند، بنابراین می توان قبیله گرایی را دام تنیده شده از ریسمان پوسیده ی شیطان بزرگ دانست.

هر از گاهی رسانه ها و مطبوعات امریکایی با استناد به گزارش های نهادهای آماری وابسته به خود، مطالبی تحلیلی تحقیقی با عنوان چالش ها و معضلات افغانستان منتشر می کنند که کاملا زمانبندی شده، هدفمند و در راستای تحقق یکی از برنامه های بلندمدت غرب در منطقه است.

 

پس از اینکه مواد مخدر، تروریسم، خشونت علیه زنان، بیسوادی، ناامنی، فساد اداری و باندهای مافیایی هر کدام بنابر جدول مدون و مغرضانه ی ارگ در تیتر یک و تیررس ضد تبلیغات و بزرگنمایی امریکا قرار گرفت و به تبع آن طرح های غربی را در خاک افغانستان اجرایی کرد؛ این بار نوبت به قبیله گرایی رسیده است!

 

بدین ترتیب، ذره بین نه چندان تیزبین ولی هوشمند یانکی ها، دست روی نقطه ضعف چند صد ساله ی افغانستان گذاشت و درحالی که خود به انواع و امحای مختلف در طول قرن ها به قبیله گرایی و نژادپرستی دامن زده بود؛ پشتون گرایی رییس جمهور در ارگ ریاست جمهوری و لایه های مختلف حکومت را هدف حمله ی روانی قرار داد.

 

نشریه ی کثیرالانتشار و معروف امریکایی “واشنگتن پست”، به تازگی در گزارشی اشرف غنی را فردی مستبد، شکست خورده در ایجاد اشتغال و تامین امنیت، بی اعتنا به مردم ملکی، در معرض انتقادات تند و تیز و همچنین قوم گرا و با انبوهی از مشاوران و معاونان پشتون تبار توصیف کرده است که همچون دیگر سوگیری های غرب بشدت مورد توجه نهادهای مدنی و نخبگان سیاسی افغانستانی قرار گرفته است.

پیشنهاد بعدی:  قتل عام بیش از 1000 مسلمان در میانمار

 

بنابراین موج واکنش ها و عکس العمل های گروه های صاحب نظر، دولتمردان و مردم ملکی در این خصوص براه افتاده و سیلی از بدبینی ها و خشم تزریق شده از پمپاژ تبلیغاتی و سیاهنمایی ابر قدرت غرب در خون ملت و دولت افغانستان براه خواهد افتاد که دقیقا مد نظر و مطلوب امریکایی ها است و بس!

 

البته در قوم گرایی و نژادپرستی ارگ نشینان مخصوصا حلقه ی تنگ و غیر قابل نفوذ پشتون ها در رأس حکومت هیچ تردیدی وجود ندارد اما نباید ناآگاهانه خود را در دام تنیده شده از ریسمان پوسیده ی شیطان بزرگ انداخت چرا که امریکایی ها خود مستقیم و غیرمستقیم به این قبیله گرایی دامن زده اند و حتی روابط حسنه درازمدتی با این قوم دارند.

 

به عبارت دیگر، حقایقی که توسط خود آگاهان سیاسی یا اپوزیسیون افغانستان در اختیار افکار عمومی افغانستان قرار بگیرد کاملا متفاوت از حقایق دروغینی است که با غرض ورزی های غرب و خارجی ها اذهان عمومی را هدف قرار می دهد؛ حمایات بی دریغ امریکا از سران و چهره های شاخص پشتون مصداقی بر این مدعا است.