اخبار
مطالب اخیر
مطالب محبوب
عضویت در خبرنامه

با وارد کردن ایمیل در کادر زیر و ثبت آن مشترک خبرنامه وب سایت افغان لرن خواهید شد و از آخرین مطالب سایت بهره مند می شوید

توجه داشته باشيد بعد از وارد کردن ايميل خود و ثبت آن، ميبايست ايميل خود را تاييد نمایید

روابط امریکا و پاکستان در طول بیش از ۶ دهه که از تاسیس کشور پاکستان می گذرد، همواره تابع نیازهای منطقوی امریکا به داشته‌های پاکستان از یک سو و نیازهای اقتصادی ، امنیتی و سیاسی پاکستان به امریکا و مجموعه کشورهای غربی همسو ، از سوی دیگر بوده است.

در طول جنگ سرد ، پاکستان شریک راهبردی امریکا برای سد کردن راه نفوذ شوروی سابق به آبهای گرم جنوب بود. بعد از پایان جنگ سرد، پاکستان با بی‌اعتنایی امریکایی‌ها مواجه شد و این بی‌توجهی تا زمان حمله شوروی سابق به افغانستان ادامه یافت.

امریکا به منظور جبران شکست ویتنام و زمین‌گیر کردن شوروی سابق، جنگ افغانستان را آغاز کرد. با آغاز جنگ افغانستان بار دیگر پاکستان من‌حیث شریک راهبردی امریکا در کمک و تاثیر گذاری بر مجاهدین مورد توجه واشنگتن قرارگرفت.

بعد از شکست و خروج شوروی سابق درافغانستان، باردیگر اهمیت پاکستان نزد امریکایی‌ها کاهش یافت و تنها حادثه ۱۱ سِپتِمبر و حوادث بعد از آن توانست امریکا را مجدداً متوجه اهمیت فراوان پاکستان کند.

از آن زمان تا کنون، پاکستان و امریکا درگیر در بحران افغانستان و جنگی که مبارزه با تروریزم نامیده شد و نیز درگیر روابطی شدند که یک سوی آن نیاز و سوی دیگر آن بی‌اعتمادی بوده است .

مردم کشورمان به سیاست پاکستان در رابطه با افغانستان پالیسی دوگانه می‌گویند. .

مردم کشورمان همواره سعی داشته‌اند که امریکا را مجاب کنند که پاکستان بخشی از راه حل نیست بلکه بخش عمده مشکل افغانستان است. این باور که به امریکایی‌ها و افغان‌ها منتقل شده، موضوعی است که در طول سال‌های حضور امریکا در منطقه، برای آنها مشخص شده است. این تفکر الگویی از روابط توام با نیاز و بی اعتمادی طرفینی را، بین امریکا و پاکستان برقرار کرده است.

اخیرا نمونه‌ای دیگر از این الگوی روابط دو جانبه در روابط دو کشور، نمایان شد که با اطمینان می‌توان گفت همان طور که اولین نمونه نبوده ، طبیعتا آخرین آن هم نخواهد بود.

توقف کمک مالی امریکا به پاکستان و چالش در روابط دو کشور

در تاریخ ۱۴-۲-۹۵ ، «جان‌ کربی» سخنگوی وزارت امور خارجه امریکا اعلام کرد پاکستان باید خودش پول خرید طیارت جنگی اف ۱۶ را فراهم کند.

وی افزود: پیش از این کنگره امریکا فروش جنگنده به پاکستان را تأیید کرده بود اما در حال حاضر خود پاکستان باید مبلغ مورد نیاز برای این معامله را تهیه کند و بدون رضایت کنگره بودجه‌ای برای این کار تعین نمی‌شود.

سخنان سخنگوی وزارت خارجه امریکا در مورد کمک نظامی ۷۴۲ ملیون دالری به پاکستان بود که ۴۳۰ ملیون دالر از آن به تأمین بخشی از هزینه خرید طیارات جنگی اف ۱۶ مربوط می‌شد.

کنگره امریکا پا را از این هم فراتر گذاشت و فروش جنگنده به پاکستان را مشروط به آزادی شکیل آفریدی کرد. آفریدی متهم است با اجرای پروگرام جعلی واکسیناسیون پولیو یا فلج اطفال محل اختفای بن لادن در ابیت‌آباد پاکستان را برای امریکایی‌ها مشخص کرده است.

جنرال «جان نیکلسون» قومندان ناتو در افغانستان هم در اظهار نظری که در واقع نوعی بیان علت رفتار امریکا تلقی می‌شود، گفت: پاکستان حاضر نیست صادقانه علیه شبکه حقانی وارد عمل شود.

وی افزود: امریکا نگران این است که پاکستان پروگرام سلاح هسته‌ای خود را گسترش ‌دهد و ممکن است این سلاح‌ها را در اختیار شبه ‌نظامیان افغانستان خاصتاً شبکه حقانی قرار دهد.

** شکیل آفریدی و چالش در روابط امریکا و پاکستان

مساله به دولت امریکا محدود نشد و دونالد ترامپ، نامزد متفاوت حزب جمهوری خواه این کشور در مصاحبه با فاکس نیوز گفت که ظرف چند دقیقه می‌تواند شکیل آفریدی را آزاد کند. شاید وی علاوه بر خط و نشان کشیدن برای پاکستان، قصد تحقیر رقبای دمکرات خود را هم داشت ولی پاکستانی‌ها به اظهارات وی پاسخ دادند.

چودهری‌نثارعلی‌خان وزیر امور داخله پاکستان با اعتراض به مصاحبه ترامپ درباره آزادی شکیل آفریدی گفت: اسلام‌آباد تسلیم خواسته‌های امریکا در مورد «شکیل آفریدی» نمی‌شود.وزیر امور داخله پاکستان با انتقاد شدید از سخنان «ترامپ» تأکید کرد: وی باید بداند که این کشور یکی از ایالت‌های امریکا نیست که درباره آن اظهار نظر کند.

«چوهدری‌نثارعلی‌خان» افزود: مقامات امریکایی باید یاد بگیرند که چگونه درباره یک کشور مستقل اظهار نظر کنند. وی همچنین گفت : دونالدترامپ از نقش پاکستان در زمینه مبارزه با تروریزم بی‌خبر است. وی با ناچیز خواندن کمک‌های امریکا به پاکستان گفت: نمی‌توان در ازای کمک‌های ناچیز مالی، پاکستان را تهدید کرد.

وزارت امور خارجه امریکا در گزارشی اعلام کرد: بیشتر اعضای کنگره این کشور حاضر نیستند با ادامه کمک مالی به پاکستان موافقت کنند و دولت اوباما باید به درخواست آنها عمل کند. سرتاج عزیز مشاور امور خارجی نخست وزیر پاکستان طی سخنانی در مشرانو جرگه این کشور گفت: روابط این کشور با امریکا از ۳ ماه پیش به حالت تعلیق درآمده و مسایلی همچون به توافق نرسیدن درباره همکاری هسته‌ای و تحویل ندادن شکیل آفریدی منجر به تنش در روابط دو کشور شده است.

وی در ادامه گفت: کنگره امریکا تحت تأثیر لابی هند قرار گرفته و تلاش می‌کند اوباما رییس جمهور این کشور را از کمک مالی به پاکستان منصرف کند. رضا ربانی رییس مشرانو جرگه پاکستان نیز در اظهاراتی صریح اذعان کرد که روابط پاکستان با امریکا نامتعادل و غیر عادلانه است که به عاملی برای تأمین منافع واشنگتن تبدیل شده و در این خصوص منافع اسلام‌آباد در نظر گرفته نمی‌شود.

** الزامات امریکا برای ارتباط با پاکستان

سوای این اظهارات نسبتاً تند طرفین به نظرمی‌رسد اصل قضیه چیز دیگری است.

امریکا اکنون در افغانستان در وضعیتی قرار گرفته، که نه توان پیروزی قاطع بر مخالفان دولت کابل را دارد و نه می‌تواند بعد از پانزده سال تحمل مصارفی سنگین در افغانستان بدون هیچ دستاوردی، از این کشور خارج شود و همه چیز را به حال خود رها کند. امریکا به شدت، نیازمند راه‌حل آبرومندانه‌ای برای بحران افغانستان است.

این نیازمندی امریکا در شرایطی بیشتر رخ می‌نمایاند که در ماه‌های آینده، انتخابات ریاست جمهوری این کشوربرگزار خواهد شد. در این انتخابات حزب دمکرات حاکم بر کاخ سفید، در رقابت با جمهوری خواهان، که با کاندیدایی هنجارشکن جنجالی و متفاوت نظر بخش گسترده‌ای از افکار عمومی امریکا را به خود جلب کرده‌اند، نیاز به ارائه کارنامه‌ای قابل قبول در زمینه‌های مختلف دارد.

دمکرات‌ها که مایلند یک دوره چهار ساله دیگر نیز در کاخ سفید بمانند، نیازمند ارائه کارنامه موفقی برای خود در همه زمینه‌ها، از جمله چالش‌های کنونی و درگیری‌های مزمن در خاورمیانه هستند.

تلاش دمکرات‌ها برای به نتیجه رساندن پرونده سوریه، خاتمه دادن به بحران یمن، ایجاد صلح میان طالبان و دولت کابل و نظایر آن در همین راستا قرار دارد.

در پرونده صلح طالبان با دولت افغانستان، مهمترین مشکل امریکا، همان کسی است که شریک و هم پیمان این کشور در مبارزه با تروریزم می‌باشد. برای حل پرونده جنگ افغانستان امریکا ناگزیر است به شریک خود یعنی پاکستان مراجعه کند.

پاکستانی‌ها در سیاستی دوگانه که بعد از ۱۱ سِپتِمبر با شدت و ضعف دنبال کرده‌اند، هم شریک امریکا هستند و هم مهمترین عامل دوام و بقای نیرویی به نام طالبان افغانستان.

امریکایی‌ها در یکی دو ماه اخیر، با ورود پاکستان به روند صلح چهارجانبه و وعده جدی مسئولان این کشور به کشاندن طالبان به پای میز مذاکره، امیدوار بودند که شاید بحران ۱۵ ساله افغانستان به پایان خوشش می‌رسد و اوباما می‌تواند در رقابت‌های انتخاباتی، یافتن الگویی برای حل مناقشه در افغانستان و مذاکره با طالبان را من‌حیث برگ برنده، رو کند.

چهار دور مذاکره تقریبا بی‌حاصل و در پایان آن، اعلام جدی طالبان برای عدم ورود به مذاکرات و به جای آن اعلام آغاز نبردهای بهاری در سال جدید، با نام عملیات عُمَری که (ظاهرا برای بزرگداشت رهبر پیشین طالبان – ملاعمر- این نام برگزیده شد ) نشان داد که امید امریکایی‌ها واهی بود.

کار تا جایی،= برخلاف روند صلح پیش رفت که اشرف غنی از خیر صلح با طالبان که تا پیش از آن به شدت مشتاقش بود گذشت و دستور آغاز عملیاتی به نام شفق را علیه طالبان صادر کرد.

اکنون امریکایی‌ها که در اثر سال‌ها حضور در افغانستان، تجربه کافی را از رفتار پاکستانی‌ها اندوخته‌اند، نمی‌توانند خشم خود را از این مساله پنهان کنند که پاکستان، علی‌رغم میل نشان دادن به پروسه صلح و حضور در همه مراحل آن، حاضر نیست هیچ فشار جدی به طالبان وارد کند و آنها را وادار به صلح نماید.

در این شرایط بار دیگر بازار تهدید به قطع یا توقف کمک‌ها و اتهام زنی به پاکستان و اظهاراتی شبیه آنچه در بالا خواندید گرم می‌شود.

پاکستانی‌ها که به خوبی از نیازهای امریکا به پاکستان خبر دارند و حوصله فراوان در این بازی‌ سیاسی، ضمن پاسخگویی به اتهامات امریکایی‌ها بر فعالیت‌های آشکار خود از جمله عملیات ضرب عضب که علیه تروریست‌ها در جریان است تاکید دارند و نیمه پنهان این عملیات‌ها را نیز با پیچیدگی کامل و استادانه هدایت می‌کنند و اتهامات امریکا را منکر می‌شوند.

حال سئوال اینجاست که در نهایت چه اتفاقی خواهد افتاد. قبل از پاسخ به این سئوال و برای درک بهتری از موضوع به یکی دو نمونه از موارد چالش برانگیز در روابط دو کشور در طول سالیان گذشته اشاره می‌کنیم :

** سابقه چالش‌ها در روابط امریکا و پاکستان

اوایل ماه حمل ۱۳۸۹ در حمله امریکا به یک پُسته سرحدی پاکستان چند مامور سرحدی این کشورکشته شدند. پاکستانی‌ها چند روز سرحد مشترک را بستند و جلوی انتقال تدارکات امریکا به افغانستان را گرفتند. بعد از یک دوره چالش بین دو طرف، در اواخر ماه حمل ۱۳۸۹ اعلام شد که اعطای یک بسته دوملیارد دالری کمک نظامی امریکا به پاکستان، در دستور کار قرار دارد و سپس سرحد گشوده شد.

در سال ۱۳۹۰ یکباردیگر حمله امریکایی ها به یک پُسته پاکستان در سرحد افغانستان ۲۴ کشته بر جای گذاشت، پاکستانی‌ها متعاقب این حمله اعلام کردند در روابط با امریکا تجدید نظر می‌کنند و حتی اعلام کردند که نیروهای امریکایی باید پایگاه خورشیدی را که احتمالا بخشی از پروازهای طیارات بی پیلوت، از آنجا انجام می‌شد، تخلیه کنند. این بار نیز سرحدات به روی تردد خودروهای حامل سوخت و تدارکات نیروهای امریکایی بسته شد و امریکا هم در مقابل از توقف کمک ۷۰۰ ملیون دالری به پاکستان، خبر داد.

حناربانی وزیر خارجه وقت پاکستان در تهدیدی ظریف، اعلام کرد در صورت قطع کمک‌های نظامی، واشنگتن مسئول هر نوع شکست در جنگ با تروریزم خواهد بود.

این بحران بیش از قبل و چند ماه طول کشید و برای فشار به امریکا و امتیازگیری از این کشور، احزاب مذهبی پاکستان تظاهرات گسترده علیه امریکا به راه انداختند. هدف از برگزاری این تظاهرات این بود که دولت و خاصتاً اردوی ملی پاکستان بتوانند به امریکایی‌ها بگویند که توافق دوباره با این کشور، برای مسئولان پاکستانی دشوار است و مصارفی مردمی دارد، لذا امریکایی‌ها باید امتیاز بیشتری بدهند.

برای امریکا استفاده از مسیر پاکستان نسبت به راه‌های دیگر، نظیر مسیر روسیه ماهیانه ۱۰۰ ملیون دالر، صرفه‌جویی در پی داشت. امریکایی‌ها بار دیگر با اعلام پرداخت کمک بیش از یک ملیارد دالری نظر پاکستان را جلب کردند و راه‌ها باز شد. دیگر از آن تظاهرات ملیونی احزاب مذهبی هم خبری نبود و یک بار دیگر توان مدیریت پاکستان در چنین سناریوهایی برای همه خاصتاً امریکا روشن شد.

نمونه دیگر دستگیری ریموند دیویس جاسوس امریکایی که ۲ پاکستانی را در لاهور کشته بود است.

بعد از یک دوره کشمکش میان امریکا و پاکستان بر سر این مسئله عاقبت، عربستان وساطت کرد و پرداخت دیه قربانیان و خسارات پاکستانی‌ها را بر عهده گرفت و ریموند دیویس که اتهامات سنگینی چون قتل و ایجاد شبکه گسترده جاسوسی در پاکستان را در پرونده خود داشت، با یک پرواز ویژه سر از میدان هوایی بگرام افغانستان درآورد.

سایه نیاز طرفینی و ناگزیری دو سویه بر روابط امریکا و پاکستان

همان طور که در این سوابق مشاهده شد دو عنصر نیاز طرفینی و ناگزیری دو سویه، بر روابط امریکا و پاکستان اثر گذار است.

امریکا برای تداوم حضور در افغانستان نیازمند مسیر پاکستان برای تدارک نیروهایش است. انتخاب مسیرهای جایگزین از طریق شمال افغانستان، خصوصا پس از بحران اوکراین، برای امریکا مقدور، مطمئن و مقرون به صرفه نیست.

امریکا می‌داند که پاکستان با سابقه کار بیش از سی ساله با گروه‌های شبه‌نظامی افغانستان و شناخت و نفوذ گسترده در میان آنها، از قدرت تاثیر گذاری فراوانی در بحران این کشور برخوردار است. حتی اگر امریکایی‌ها، بخواهند بدون پاکستان بحران افغانستان را به نقطه مطلوبی هدایت کنند، در صورت عدم تامین نظر پاکستان، از قدرت تخریبی آن کشور در افغانستان در امان نیستند.

پاکستان نیز با داشتن اقتصادی ضعیف و همسایه‌ای قوی نظیر هندوستان نیازمند داشتن رابطه‌ای مناسب با امریکاست، بنابراین هیچگاه و در هیچ دعوایی به اصطلاح تا آخر خط نخواهد رفت و با صبر و حوصله مثال زدنی و قدرت مدیریت درونی و کار گروهی که عمدتا با مدیریت اردوی ملی انجام می شود، دیر یا زود امتیاز لازم را خواهد گرفت و نظر امریکا را هم جلب خواهد کردتا منافع دراز مدت خود را تأمین کند.

اینگونه چالش‌ها در روابط دو کشور، که هر از چند گاهی رخ می‌نماید، با تاثیرپذیری از نیازهای دو سویه، پس از مدتی، حل می‌شود و دو شریک با درک ناچار بودن در ادامه همکاری، به نحوی دعوا را خاتمه می‌دهند.

بهترین شاهد بر صحت این تحلیل سخنان قائم مقام وزارت خارج پاکستان است که در تاریخ ۲۱/۲/۹۵ در رسانه‌ها نشر شد و ما با این سخنان این نوشته را به پایان می بریم و قضاوت را به خواننده محترم می سپاریم :

اعزاز احمد چوهدری قائم مقام وزارت خارجه پاکستان با وجود رد پیش شرط های امریکا برای کمک به پاکستان تاکید کرد: (( روابط پاکستان و امریکا دچار فراز و نشیب های بسیاری شده است، اما این روابط هرگز آنقدر ضعیف نبوده است که به خاطر یک مسئله اختلافی از هم گسسته شود. پاکستان از متحدان امریکا در جنگ علیه تروریزم است و پیروزی پاکستان در جنگ با تروریزم در واقع پیروزی تمام دنیا محسوب می شود.

وی با تاکید بر روابط حسنه بین دو کشور امریکا و پاکستان گفت: ما با امریکا در بسیاری از مسایل نقطه نظرات یکسانی داشته و تلاش می‌کنیم تا امریکایی‌ها را متوجه این نکته بکنیم که ما همچنان در جنگ با تروریزم با آنها همکاری می‌کنیم. در کنگره امریکا نیز بسیاری هستند که از مواضع پاکستان حمایت می‌کنند. همه می‌دانند که پاکستان برای برقراری امنیت در افغانستان، مخلصانه به تلاش پرداخته است و ما باور داریم که امنیت افغانستان در امنیت پاکستان نهفته است.

وی در ادامه افزود: نخست وزیر پاکستان نیز در سفر خود به کابل به اشرف غنی رییس جمهور افغانستان تاکید کرد که دشمنان افغانستان، نمی‌توانند دوست پاکستان باشند و ما همیشه به این موضوع پایبندیم و در تلاش هستیم تا مذاکرات بین طالبان افغانستان و دولت این کشور به نتیجه مطلوب برسد.

اعزاز احمد چوهدری در ادامه تاکید کرد در موضوع خرید طیارات جنگی اف-۱۶ از امریکا نکته مهم این است که ما این طیارات را با هدف مبارزه با تروریست‌ها تهیه می‌کنیم و قرار است که ۴۰ فیصد از هزینه خرید این جنگنده را پاکستان پرداخت کرده و ۶۰ فیصد باقیمانده را امریکا بپردازد چرا که مبارزه با تروریزم در منطقه، همکاری مشترک بین دو کشور بوده است.

قائم مقام وزارت خارجه پاکستان اذعان کرد که برخی لابی‌ها در امریکا علیه پاکستان فعالیت می‌کنند و باعث بوجود آمدن مشکلاتی در روابط دو کشور می‌شوند اما جنگ با تروریزم ادامه دارد و همه قدرت‌ها باید در این جنگ با یکدیگر همکاری کنند.