دولت پاکستان در اقدامی که قابل پیش بینی بود، بر خلاف تمامی موازین بین المللی نیروهای نظامی خود را عازم یمن کرد تا با عربستان سعودی در تجاوزش به این کشور سهیم شود.

 

پیوستن این کشور غیر عربی به ایتلاف حمله به یمن، نشان داد که مانند گذشته اسلام آباد دارای روابط نزدیک و عمیق با ریاض و همچنین دیگر کشورهای عربی حوزه خلیج فارس است و اهمیت بسیاری برای امنیت آنها قایل می باشد، به همین دلیل هر اقدامی که امنیت عربستان سعودی بطور خاص و کشورهای عربی حوزه خلیج فارس بطور عام را تهدید کند، با واکنش جدی پاکستان مواجه می شود.

 

البته روابط ریاض و اسلام آباد سابقه ی دیرینه دارد به ویژه خوش خدمتی نواز شریف نخست وزیر پاکستان که پس از کودتای سال ۲۰۰۰ که منجر به سرنگونی نواز شریف از قدرت شد، این ریاض بود که به وی پناه داد. (در واقع هر دیکتاتوری که از قدرت خلع می شود سر از عربستان بیرون می آورد).

 

آنگونه که سفیر عربستان در واشنگتن اذعان کرده بسیاری از هماهنگی های این تجاوز به یمن از ماه ها قبل برنامه ریزی شده بوده که سفر مهم سلمان بن عبد العزیز، وزیر دفاع وقت عربستان سعودی و پادشاه کنونی این کشور به اسلام آباد و درخواست از مقام های پاکستانی برای براندازی نظام سوریه و برکناری بشار اسد از جمله این گفتگوها بوده است.

 

هرچند که روابط اسلام آباد و ریاض عمیق تر از آن است که در قالب کلمات بگنجد چرا یکی از مهمترین عوامل نزدیکی پاکستان و عربستان سعودی، تبدیل شدن اسلام آباد به پل ارسال کمک های لجستیکی عربستان سعودی به گروه های افراطی از جمله طالبان در کشور ما است که شکوفایی مدارس دینی طالب پرور، از جمله آثار منفی و زیان بار این کمکهای مالی آل سعود به پاکستان می باشد.

پیشنهاد بعدی:  پوشاندن جنایاتِ پدر توسط پسر!

 

البته نباید ناگفته بماند که در مقابل پاکستان نیز تاثیر بسیار مهمی بر عربستان سعودی گذاشته است. آن هم پنجاه سال پیش که ارتش پاکستان اقدام به آموزش ارتش عربستان سعودی کرد و تجارب و مهارت های خود را در اختیار آن قرار داد تا آل سعود موفق به تشکیل نیروی هوایی گارد سلطنتی شوند. یا می توان به کمک مهندسان پاکستانی در بنای استحکامات سعودی در طول مرزهای مشترک عربستان با یمن جهت مقابله با خطری که آل سعود از جانب حوثی ها احساس می کرد، اشاره کرد.

 

صرف نظر از این حضور نظامی پاکستان، بسیاری از اتباع این کشور نه تنها در عربستان سعودی که در تمام کشورهای عربی حوزه خلیج فارس در موسسات و دستگاه های دولتی و حکومتی این کشورها حضور و فعالیت دارند و در مقابل قرار است تا پاکستان سلاح های هسته ای خود را تقدیم عربستان کند.

 

به گفته ی بسیاری از آگاهان مسایل سیاسی منطقه تمامی این همکاری های اسلام آباد و ریاض تحت نظر مستقیم کاخ سفید تنظیم می شود. همانگونه که نقشه مصالحه و مذاکره با طالبان که امروز اشرف غنی در حال اجرای آن است از سه سال گذشته توسط انگلیسی ها ترسیم شد و از آنجا که عربستان و پاکستان در ایجاد این گروه نقش به سزایی داشته اند، کشورهای غربی روند مذاکرات را به این دو کشور واگذار نموده اند. به عبارت روشن تر باید گفت مصالحه با طالبان حاصل تلاش سه سال گذشته سازمان های اطلاعاتی پاکستان، عربستان، بریتانیا و آمریکا بوده است .

پیشنهاد بعدی:  ناامنی، بیکاری، فساد وفقرعامل افزایش مهاجرت افغان ها

 

قسمت تاسف برانگیز بحث اینجا است که به دستور کاخ سفید، اشرف غنی مامور به اطاعت از مزدوران منطقوی آمریکا یعنی اسلام آباد و ریاض است که این مطلب را به راحتی می توان از اختصاص دادن اولین سفرهای خارجه ی اشرف غنی به این کشورها دانست، تا در راستای اهداف غرب و برنامه ریزی های کاخ سفید، طالبان را ملت افغانستان تحمیل کند.