اخبار
مطالب اخیر
مطالب محبوب
عضویت در خبرنامه

با وارد کردن ایمیل در کادر زیر و ثبت آن مشترک خبرنامه وب سایت افغان لرن خواهید شد و از آخرین مطالب سایت بهره مند می شوید

توجه داشته باشيد بعد از وارد کردن ايميل خود و ثبت آن، ميبايست ايميل خود را تاييد نمایید

عدالت يک آرمان انساني است، آرماني که در طول تاريخ، بشريت به دنبال آن بوده است و همواره براي تحقق آن تلاش کرده اند. عدالت اجتماعي اما مفهوم مدرن تر است و بهره مندي مردم يک جامعه را از عدالت و فرصت ها، خدمات و امکانات برابر در جامعه، مورد تحقيق قرار مي دهد.

تحقق عدالت اجتماعي يکي از ضرورت هاي هر جامعه ي انساني است، اما متاسفانه يکي از گم شده هاي جامعه ي افغانستان و شهروندان کشور، عدالت در عموم و عدالت اجتماعي بصورت خاص است. سالهاست مردم افغانستان از فقدان عدالت اجتماعي رنج مي برند، اما به نظر مي رسد تداوم اين رنج براي آنها غير قابل تحمل شده است و از هيچگونه تلاش در جهت تحقق آن دست بر نمي دارند.

بي عدالتي يکي از دلايل اصلي تنش ها و بحران هاي اجتماعي است، بي عدالتي فاصله بين شهروندان يک کشور را افزايش مي دهد و سبب ايجاد کينه و دشمني در بين آنها مي شود. بسياري از انقلاب هاي تاريخ بشريت بخاطر فقدان عدالت اجتماعي بوجود آمده است، مصلحان بزرگ تاريخ، هميشه بخاطر تحقق عدالت اجتماعي و رفع تبعيض و نابرابري برخواسته اند و حرکت هاي بزرگ اصلاحي شان را راه اندازي کرده اند.

اما هر جامعه ي ناگزير است براي رسيدن به ثبات، آرامش، وحدت و همبستگي، تن به اجراي عدالت بدهد و عدالت اجتماعي را در ابعاد مختلف آن، تحقق ببخشد. جامعه ي افغانستان نيز براي جلوگيري از بحران هاي فزاينده ي اجتماعي، نياز دارد تا زمينه تحقق عدالت اجتماعي را فراهم کند. حکومت افغانستان بايد بصورت جدي به رعايت عدالت اجتماعي تعهد بسپارد و از عملي شدن آن به شهروندان کشور، اطمينان بدهد.

با وجود که در تاريخ افغانستان، عدالت اجتماعي همواره از مرکز توجه دور بوده است و مورد بي مهري قرار گرفته است، اما خوشبختانه اکنون گفتمان جدي عدالت اجتماعي در حال شکل گيري است و فضا براي گفتن و بحث از عدالت و بخصوص عدالت اجتماعي آماده شده است.

اگر به شبکه هاي اجتماعي به دقت نگاه شود، همه ي شهروندان کشور، از عدالت اجتماعي مي نويسند و فقدان آن را يکي از دلايل اصلي نابساماني هاي امروز جامعه ما مي دانند. شکل گيري اين نوع گفتمان، نشان مي دهد که ما  درحال گذار از گذشته ي بسته، تک قطبي و قوم محور هستيم و به ضرورت هاي بنيادين جامعه خود توجه مي کنيم.

عدالت اجتماعي براي شهروندان کشور به يک مسئله محوري و اصلي تبديل شده است و دغدغه ذهني بسياري از شهروندان مي باشد، اميدواري هاي زيادي هم براي تحقق آن بوجود آمده است و يک از مسئوليت هاي اصلي رسانه ها و فعالين مدني و اجتماعي است که اين اميد را همچنان در دل مردم زنده نگهدارند.

يکي از مسايل جدي، تغيير نگاه به عدالت اجتماعي است. در گذشته همواره نگاه سلبي به مسئله عدالت اجتماعي در افغانستان وجود داشته است، بسياري ها از عدالت و عدالت اجتماعي تعريف کرده اند و خوبي هاي آن را بر شمرده اند، اما گفته اند در جامعه ما امکان تحقق آن وجود ندارد و  شرايط براي اجراي عدالت اجتماعي مهيا نيست. نگاه سلبي به عدالت اجتماعي آن را دور از دسترس قرار مي دهد و تلاش ها را براي تحقق آن ضربه مي زند. نگاه به عدالت اجتماعي، بايد از نگاه سلبي به نگاه ايجابي تغيير کند و از فرصت هاي که عدالت اجتماعي براي شهروندان کشور بوجود مي آورد، بيشتر گفته شود و زمينه ها و راههاي تحقق آن نيز بايد بيشتر از پيش مورد بررسي قرار گيرد و در مرکز توجه مردم قرار داده شود.

اما چرا گفتمان عدالت اجتماعي براي ما مهم است و ضرورت داريم که اين گفتمان را تقويت کنيم و ادامه دهيم؟ اهميت آن در کجا است و چه تغييراتي را امکان دارد بوجود بياورد؟

عدالت اجتماعي را مي توان از چند ديدگاه مورد بررسي قرار داد و اهميت آن را در بخش هاي مختلف زندگي اجتماعي، مورد توجه قرار داد.

از نگاه اقتصادي، عدالت اجتماعي باعث مي شود که تعادل و برابري بين همه ي شهروندان و افراد ساکن در يک جامعه، در مقام استفاده از امکانات موجود در جامعه، منابع ثروت، درآمدهاي اقتصادي و مزايا و لوازم زندگي، بوجود بيايد. يا بعبارت ديگر، تحقق عدالت اجتماعي در يک جامعه باعث مي شود که وضعيتي در اجتماع حاکم شود که همه ي افراد بتوانند از لوازم و اسباب آسايش و رفاه برخوردار باشند و قوانين حقوقي و جزايي بصورت يکسان و بدون تبعيض درباره آنها اجرا شود. همچنان تحقق عدالت اجتماعي باعث مي شود که همه ي افراد جامعه بر اساس ميزان فعاليت شان از سرمايه هاي اجتماعي و اقتصادي برخوردار گردند و از تحميل کردن تمام مشقت ها بر يک عده و اختصاص تمام وسايل رفاه و آسايش براي عده ي ديگر، جلوگيري گردد. توزيع نابرابر منابع ثروت و در پي آن بخش مهمي از درآمدهاي که از منابع ثروت بدست مي آيد؛ سبب تمرکز درآمد و ثروت جامعه در دست يک گروه خاص مي شود و اين خود به خود شکاف طبقاتي و بي عدالتي را در جامعه بوجود مي آورد.

متاسفانه در افغانستان منابع ثروت ملي و به تبع آن درآمدهاي حاصل از سرمايه هاي ملي، هيچگاه بصورت برابر توزيع نشده است و همواره بصورت ناعادلانه و نابرابر به مصرف رسيده است. توزيع ناعادلانه منابع و سرمايه هاي ملي؛ يکي از جدي ترين دلايلي مي تواند باشد که ما گفتمان عدالت اجتماعي را بايد ادامه دهيم و براي تقويت و تداوم اين گفتمان تلاش کنيم.

از لحاظ سياسي نيز، عدالت اجتماعي باعث مي شود که قدرت بصورت عادلانه توزيع گردد و مشارکت همه ي اقشار جامعه بصورت مساويانه و برابر در دسترسي به منابع قدرت، در نظر گرفته شود. با تحقق عدالت اجتماعي، اين زمينه فراهم مي گردد که تمام افراد جامعه بدون در نظر داشت مسايل زباني، قومي، مذهبي و جغرافيايي، به منابع قدرت دسترسي پيدا کنند و در تصميم گيري هاي کلان سياسي سهيم باشند. از اين جهت اگر به تاريخ افغانستان نگاه کنيم، مشارکت سياسي بصورت واقعي اش، هيچگاه در حکومت هاي افغانستان در نظر گرفته نشده است و منابع قدرت همواره متمرکز بوده است و هميشه گروه خاصي از امکانات و منابع قدرت برخوردار بوده اند و استفاده کرده اند. براي تغيير اين وضعيت نيز ضرورت است که گفتمان عدالت اجتماعي در سطح کلان ملي و سياسي مطرح گردد و همچنان با قوت خود باقي بماند و هر روز بصورت جدي تر و بنيادي تر، به آن پرداخته شود و راهکارهاي عملي آن جستجو گردد.

به لحاظ اجتماعي نيز، تحقق عدالت اجتماعي باعث مي شود که زمينه استفاده همگاني از برنامه ها، خدمات اجتماعي، منابع ثروت و درآمدهاي اقتصادي، دسترسي به آموزش و رسانه ها و اطلاعات، فراهم گردد.

عدم دسترسي مساويانه به خدمات اجتماعي، آموزشي و فرهنگي باعث شده است که بخش هاي از کشور در محروميت تاريخي بسر ببرند و از حد اقل امکانات و خدمات اجتماعي برخور دار نباشند. بنابر اين راه اندازي و تقويت گفتمان عدالت اجتماعي يک از ضرورت هاي فوري جامعه افغانستان است و اين گفتمان بايد تا زمان تحقق عدالت اجتماعي ادامه يابد.

جنبش هاي اجتماعي همانند« جنبش روشنايي»؛ فرصت هاي زيادي براي تقويت گفتمان عدالت اجتماعي و گسترش آن، فراهم مي سازند؛ زيرا هدف اصلي ايجاد اين چنين جنبش ها؛ نفي بي عدالتي و تحقق عدالت اجتماعي و تاکيد بر توزيع عادلانه و برابر سرمايه ها و منابع ملي، توزيع مساويانه و عادلانه منابع قدرت و ايجاد زمينه برخورداري از فرصت ها، امکانات و خدمات برابر اجتماعي است.