اخبار
مطالب اخیر
مطالب محبوب
عضویت در خبرنامه

با وارد کردن ایمیل در کادر زیر و ثبت آن مشترک خبرنامه وب سایت افغان لرن خواهید شد و از آخرین مطالب سایت بهره مند می شوید

توجه داشته باشيد بعد از وارد کردن ايميل خود و ثبت آن، ميبايست ايميل خود را تاييد نمایید

فاشیست های افغان نه تنها از نیروهای امنیتی افغانستان و ناتو در راستای انحصار قدرت خویش استفاده می کنند بلکه از تروریزم طالبانی بحیث لشکر قبیلوی برای ترساندن و گرفتن امتیازات از مردم شمال و غرب استفاده اعظمی می نمایند.

 

اول:

اگر به بازی قدرت در چهارده سال اخیر بعد از سقوط حکومت طالبان میان شمال و جنوب نظر بیاندازیم، دو گروه باهم شریک قدرت و یا رقیب بوده اند. در یک قطب، نخبگان پشتون تبار با افکار فاشیستی و برتری طلبی و در قطب دیگر، یک تعداد بازماندگان جهادی با افکار قرون وسطایی و تمامیت خواهی جهاد گرایی

 

فاشیست های افغان از نام قوم شریف پشتون با کارت پشتونیسم وارد بازی شدند و دلالان قومی و مذهبی از نام مردم شریف شمال با کارت بازی جهاد و هویت جهادی وارد بازی شدند. فاشیستان افغان از تمام استعداد و توانایی های فکری پشتون های چپی و راستی به ویژه نسل جوان استفاده اعظمی نمودند اما دلالان جهادی به جز از استعداد جهادی یک منطقه خاص افغانستان دیگر تمام استعدادهای غیر جهادی و روشنفکری را سرکوب و نفی کردند. در نتیجه این بازی نامتوازن فاشیست های افغان توانستند شمال را باری دیگر به برده سنتی خویش تبدیل نمایند.

 

دوم:

منابع قدرت فاشیزم افغان

فاشیسم افغان از پنج منبع قدرت تغذیه می شود:

۱) حمایت خارجی، ۲) انحصار قدرت دولتی،۳) استعداد، مهارت و تفکرتوطیه گری،۴) استفاده اعظمی از ضعف جهادیان شمال و ۵) استفاده از خشونت طالبان بحیث شمشیر داموکلس.

 

پنج منبع ضعف سران شمال:

۱) فاقد حمایت قاطع خارجی ها (به استثنای حمایت قاطع ترکیه از جنرال دوستم)

۲) فاقد صلاحیت دولتی

۳) فاقد تفکر راهبردی

۴) فاقد پایگاه اجتماعی و نظامی

۵) غرق در فساد و عیاشی

 

چهارم:

چگونه فاشیزم افغان از ضعف رقبای جهادی شان سود می برند؟

۶) استعداد توطیه: فاشیست های افغان در چهارده سال اخیر استعداد و توانایی خویش را در مدیریت توطیه و بحران سازی به نمایش گذاشتند و به بسیار سادگی رقبای جهادی شان را تشنه تا لب دریای فاسد کابل برده و پس آوردند، از قدرت بیرون راندند، منزوی ساختند و یا مورد ترور های هدفمند قرار دادند اما رقبای جهادی آنها به جز از استعداد زر اندوزی و عیاشی هیچ برنامه ای حتا برای دفاع از دستاوردهای جهاد شان هم نداشتند.

 

۷) حمایت خارجی: فاشیست های افغان استعداد و تجارب خاص خدمتگزاری به قدرت های خارجی دارند. چنانچه آنها به بسیار آسانی توانستند به کمک حامیان خارجی رقبای شان را از صحنه قدرت افغانستان بیرون بی اندازند. روی تصادفی نیست که فاشیست های اجیر افغان در چهارده سال اخیر از کرزی تا غنی از راه تقلب و زور بحیث رییس جمهور بالای رقبای جهادی شان قبولانده شدند.

 

۸) انحصار قدرت دولتی: فاشیزم افغان از ماشین انحصاری دولتی حد اعظم سیاست برتری طلبی و حذف رقبای شمال شان را تعقیب نمودند. این در حالی است که بسیاری دلالان قومی شمال فاشیسم افغان را در هر انتخابات بر سر شانه های شان خانه بخانه خویش بردند و به کرسی ریاست جمهوری نشاندند اما حالا شکوه از ظلم و توطیه فاشیزم افغان و بی صلاحیتی خویش می کنند.

 

۹) امکانات اقتصادی: فاشیسم افغان در ۱۴ سال اخیر صاحب سرمایه های بزرگ از تولید و قاچاق مواد مخدر گرفته، تا تصاحب تمام کمک های جامعه جهانی، منابع طبعی و زمین در شمال شدند اما یک دسته ای معدودی از دلالان منسوب به شمال در حاشیه حکومت مافیای شریک شدند و از امکانات مادی فراوان برخور دار شدند. این در حالی است که تبعیض و بی عدالتی تا آن حدی بی داد می کند که اکثریت عظیم مردم شمال و بویژه جوانان بیکار و بی سرنوشت هستند و مردم شمال محروم از بازسازی شدند.

 

۱۰) شمشیر داموکلس طلبی: فاشیست های افغان نه تنها از نیروهای امنیتی افغانستان و ناتو در راستای انحصار قدرت خویش استفاده می کنند بلکه از تروریزم طالبانی بحیث لشکر قبیلوی برای ترساندن و گرفتن امتیازات از مردم شمال و غرب استفاده اعظمی می نمایند. فاجعه قندوز یک مثال برجسته آن است، که فاشیزم ارگ کابل در هماهنگی با ناقلان شمال و طالبان مرتکب آن شدند. این در حالی است که فرماندهان جهادی کوچکترین راهبرد مقابله با تروریسم طالبانی و داعش افغانی ندارند. یگانه راهبرد جهادیان شمال چند تا جلسه و یا شوراهای بی مزه و بیکاره، لاف و پتاق غیرت جهادی علیه طالبان است.

 

پنجم:

راهکارها

۱) برای نجات افغانستان نباید منتظر غیرت جهادی و یا شوراهای میان تهی نشست. بدون تعصب چپ و راست، جهادی و غیر جهادی، بدون تبعیض میان ده بالا و ده پایین و یا محلگرایی مردم را در راستای شکست دشمن بسیج نمود.

 

۲) حالا زمان کم حرف زدن و زیاد عمل کردن فرا رسیده است زیرا سونامی خانمانسوز به شدت از جنوب در حرکت است.

 

۳) نباید بیش ازین به ستون پنجم ناقلین اعتماد کرد. آنها هرگز مثل یهودیان مهاجر دنیا کوچکترین محبتی به صلح و ثبات و انکشاف مناطق اشغالی ندارند. طوریکه گفته اند” هرچاته خپل وطن کشمیر ده” برای آنها وطن اصلی شان کوه های سلیمان کشمیر است نه سخاوتمندی مردم بومی قندوز و سرزمین اشغالی افغانستان

 

۴) در مبارزه با تروریسم نباید منتظر غرب و یا ارگ نشست. زیرا آنها خود حامیان تروریسم هستند.

 

۵) برای تصفیه تروریسم از خانه و کاشانه تان نبرد را باید نخست از اهریمن متفکر ارگ کابل آغاز کرد.

 

 

هارون امیرزاده