اخبار
مطالب اخیر
مطالب محبوب
عضویت در خبرنامه

با وارد کردن ایمیل در کادر زیر و ثبت آن مشترک خبرنامه وب سایت افغان لرن خواهید شد و از آخرین مطالب سایت بهره مند می شوید

توجه داشته باشيد بعد از وارد کردن ايميل خود و ثبت آن، ميبايست ايميل خود را تاييد نمایید

بحران گروگان گیری در افغانستان از چندین سال بدین سو با به اسارت گرفتن افراد ملکی از نژاد هزاره شروع شد. ده ها تن از مردم هزاره در سالهای گذشته توسط طالبان و گروه های دهشت افگن به اسارت گرفته شدند و در مواردی نیز فجیعانه به قتل رسیدند. در سال روان نیز گروگان گیری به همین شکل و سیاق ادامه یافت اما در روزهای اخیر بیشتر مسافرانی که در شمال کشور توسط طالبان گروگان گرفته می شوند از قوم تاجیک هستند. بدین صورت طالبان با یک برنامه کلان در پی اهداف خود هستند.
طالبان با این کار به اهداف زیادی دست خواهند یافت. اولا، شکاف قومی که در افغانستان فعال است بدین صورت تشدید می شود. طالبان می خواهند مردم افغانستان به گروه های مختلفی تقسیم شوند و هر کدام احساس خود را در قبال دیگران از دست بدهند. مثلا اگر قربانیان گروگان گیری از هزاره بودند دیگران خود را در امنیت احساس کنند و اگر قربانیان از شمال کشور بودند ساکنان جنوب و شرق خود را در امنیت بدانند و بدین ترتیب طالبان به هدف خود برسند. در چنین وضعیتی طالبان می توانند به راحتی کار خود را از پیش ببرند. تقسیم بندی هایی که از این قبیل یک پارچگی مردم را هدف قرار می دهند که در مقابل طالبان بزرگترین نیروی بازدارنده است.
ثانیا، طالبان جغرافیای جنگ را گسترش می دهند. در صورتی که راه ها و شاهراه های کشور در امنیت نباشند، احساس امنیت برای شهروندان در کل از بین خواهد رفت. کمتر کسی با احساس رضایت اقدام به مسافرت می کند. طالبان می خواهند ترس و دلهره را در دل های مردم حاکم گردانند و اطمینان مردم را نسبت به دولت و نیروهای امنیتی متزلزل سازند. هر چند طالبان نمی توانند در جبهه جنگ منظم در مقابل نیروهای امنیتی تاب بیاورند و مبارزه کنند اما با گروگان گیری و ناامن سازی راه های ولسوالی ها و ولایات یک منطقه بزرگ را ناامن می سازند و ترس و اضطراب را در میان شهروندان حاکم می سازند.
اما عکس العمل دولت در مقابل این طرح طالبان نامنظم و مبهم است. دولت با اینکه به خوبی می داند گروگان گیری بر اساس قومیت افراد و ناتوانی دولت در پاسخ دهی مناسب به این بحران مشروعیت و مقبولیت دولت را هدف قرار می دهد و باعث دوری و بی اعتمادی شهروندان نسبت به دولت می شود، اما عکس العمل مناسبی در این زمینه نداشته است. در بسیاری از شاهراه ها با آنکه پسته های دولتی وجود دارند، اما باز هم طالبان تهدید جدی و همیشگی برای مسافران هستند. دولت می تواند با افزایش گزمه های سیار و عملیات های منظم به منظور تامین امنیت شاهراه ها از گسترش بحران گروگان گیری جلوگیری نماید.
از سوی دیگر عکس العمل جامعه مدنی نیز در خور تامل است. در صورتی که فعالان جامعه مدنی به تبع طالبان با مسئله گروگان گیری برخورد قومی کنند و قربانیان را بر اساس قوم و نژاد و سمت شان طبقه بندی کرده و به همان تناسب عکس العمل نشان دهند، مطمینا طالبان به هدف خود رسیده اند. اما اگر مردم افغانستان به گروگان گیری به عنوان یک بحران ملی ببینند و همه نیروهای دولتی و غیر دولتی با یک صدا و متحدانه علیه آن مبارزه کنند، طالبان در رسیدن به اهداف شان شکست خورده اند.
بنابر این دولت و مردم در قبال این بحران مسئول هستند. پاکسازی مناطق شمالی از طالبان و توجه به همه شاهراه های کشور چه در مرکز و چه در شمال باید با برنامه و هدفمندان باشد. راه های زیادی وجود دارد که دست طالبان از سرگ ها و شاهراه های کشور کوتاه شود، اما باید به صورت جدی مورد دقت و بررسی قرار گیرد.

پیشنهاد بعدی:  محترم جلالی بر لزوم تغییرات در ریاست امنیت ملی تاکید کرد