اخبار
مطالب اخیر
مطالب محبوب
عضویت در خبرنامه

با وارد کردن ایمیل در کادر زیر و ثبت آن مشترک خبرنامه وب سایت افغان لرن خواهید شد و از آخرین مطالب سایت بهره مند می شوید

توجه داشته باشيد بعد از وارد کردن ايميل خود و ثبت آن، ميبايست ايميل خود را تاييد نمایید

از زمان هاي دور که در جنگ هاي باستاني  دختران جوان توسط نيروهاي دشمن به گروگان گرفته مي شد تا امروز که زنان و کودکان مورد هدف گلوله افراد مسلح قرار مي گيرند و در حمله هاي انتحاري و انفجارها معمولا انسان هاي بي گناه و کودکان و زنان به قتل مي رسند، انسان هاي عادي همواره از صلح دم زده است و آن را ستايش کرده و بر دوام آن تاکيد کرده اند. اما جنگ نيز جز جدايي ناپذير زندگي بشر بوده است و همواره انسان هاي بوده اند که بيشتر از صلح به جنگ روي آورده اند و جنگ طلبي آنها آرامش را از جهان بشري سلب کرده است.
افغانستان نيز در تاريخ خود هيچگاه نتوانسته صلح و ثبات دايمي را تجربه کند. جنگ هاي مختلف زندگي مردم افغانستان را متاثر ساخته است و باعث شده است که صلح و ثبات در کشور به وجود نيايد. عدم ثبات دايمي، پروسه مردم سالاري و حکومت داري خوب را نيز با چالش  مواجه ساخته است و مجال توسعه زيربناهاي اقتصادي و فرهنگي را از مردم کشور ما گرفته است.
در شانزده سال پس از طالبان، هرچند که ما توانسته ايم چندين انتخابات را با تمام حاشيه هايش برگزار کنيم و براي اولين بار انتقال مسالمت آميز قدرت را شاهد باشيم، اما هنوز کشور ما از صلح دوامدار و با ثبات برخور دار نيست و جنگ همچنان در گوشه و کنار کشور ما دوام دارد و براي نمونه ديروز از سقوط منطقه سرخ کوتل ولايت بغلان به دست طالبان خبر داده شد و سربازان امنيتي در اين منطقه تنها توانستند از محاصره جان سالم بدر برند.
در عين حال ديروز پنجمين نشست چهار جانبه افغانستان، پاکستان، چين و ايالات متحده آمريکا برگزار شد. گفتگوهاي چهار جانبه براي يافتن نقشه راه صلح افغانستان برگزار مي شود. اعضاي نشست چهار جانبه در چهارمين نشست خود در ماه حوت سال گذشته، تصميم گرفته بودند که اولين گفتگوي مستقيم با طالبان را در ماه مارچ سال روان ميلادي ترتيب دهند، اما گروه طالبان با انتشار بيانيه  اعلام کردند که در اين نشست اشتراک نمي کنند. طالبان همواره درخواست ها براي گفتگوي مستقيم را رد کرده است و به اين ترتيب تمام تلاش هاي حکومت افغانستان براي رسيدن به صلح با بن بست مواجه شده است و برآيند آنها صلح و آرامش نبوده است.
حکومت افغانستان در سال 1389 شوراي عالي صلح را به منظور تامين صلح در کشور و گفتگو با مخالفين مسلح، تاسيس کرد، چند ماه قبل نيز حکومت وحدت ملي هيئت رهبري اين شورا را با آرايش و ترکيب جديد معرفي کرد، اما با وجود اين همه و  با گذشت بيش از پنج سال، هنوز اين شورا گام مهمي در راستاي تامين صلح بر نداشته است و عملکرد آن از سوي شهروندان کشور با انتقادات جدي مواجه است و ضعف مديريتي آن باعث شده است که بودجه هنگفتي که براي آوردن صلح سرمايه گزاري شده بود، به هدر برود.
آنچه امروزه و اکنون براي مردم ما اهميت حياتي و وافر دارد صلح پايدار و دايمي است. مردم افغانستان از حکومت وحدت ملي و همچنان از  شوراي عالي صلح افغانستان انتظار دارد که زمينه را براي آوردن صلح دايمي در کشور فراهم بسازند و تلاش نمايند تا صلح در کشور ما بصورت پايدار و ثابت تامين گردد.
مسئله گفتگوهاي صلح و تامين صلح پايدار امروزه به نحوي دغدغه هر شهروند افغانستان شده است و در هر کجا، فکر و ذهن  مردم کشور با اين مسئله در گير هستند. مي توان گفت، گفتمان صلح علاوه بر اينکه يکي از مسئوليت هاي حکومت است و بايد از سوي حکومت افغانستان دنبال شود، يک گفتمان مردمي نيز است و مردم افغانستان هر لحظه چشم انتظار اين هستند که مسئله صلح در کشور شان به يک نتيجه قابل قبول و مثبت برسد.
آنچه اکنون حکومت افغانستان مي تواند براي تامين صلح پايدار بايد انجام دهد نکته هاي ذيل است:
گام نخست حکومت افغانستان بايد استراتيژي مشخص جنگ و صلح را تدوين بکند؛ چيزي که وضعيت جاري و سخنان مقامات دولتي کشور، نشانگر فقدان آن در دستگاه ديپلماسي کشور است. رئيس جمهور در سخنراني اش در لندن، به شدت از نقش پاکستان در پروسه صلح افغانستان انتقاد کرد، اما بازهم گفتگوهاي صلح در پاکستان انجام مي شود و حکومت افغانستان يکي از اشتراک کننده ها است. هرچند که حکومت گفته است بنا به تعهدات قبلي اش در اين نشست شرکت مي کند و اولويت را به گفتگوهاي بين الافغاني قايل هست، اما تا زمانيکه ما استراتيژي مشخص در رابطه با صلح نداشته باشيم و هربار با چند تا پيش فرض در گفتگوها حاضر شويم؛ چه اين گفتگوها بين الافغاني باشد و چه با اشتراک ساير کشورها، نتيجه مثبتي حاصل نخواهيم کرد و صلح همچنان براي ما دست نيافتني خواهد بود. اگر واقعا مسئله صلح براي مقام هاي دولتي ما مهم است و همچنان معتقد هستند که پاکستان مي تواند نقش کليدي در آوردن صلح براي افغانستان داشته باشد، آيا انتقادات شديد مقام هاي بلند پايه دولتي از حکومت پاکستان، منجر به بي اعتمادي بيشتر بين دو کشور و آسيب رساندن به پروسه ي صلح نمي شود؟
در گام دوم؛  حکومت بايد بتواند حمايت کشورهاي همسايه و کشورهاي منطقه را از پروسه صلح در افغانستان و استراتيژي صلح دولت، بدست بيارود و آنها را متقاعد بسازد که صلح در افغانستان به نفع آنها نيز خواهد بود و باعث خواهد شد که تهديدهاي امنيتي در کشورهاي آنها نيز کاهش يابد. در گفتگوهاي چهار جانبه، از همسايه هاي افغانستان تنها پاکستان حضور دارد، در حاليکه هر کدام از کشورهاي همسايه ما در پروسه صلح مي توانند نقش داشته باشند و حکومت بايد فضايي را مهيا بسازد که اعتماد همه کشورهاي همسايه را بدست بياورد و توافق نظر و ديدگاه را در رابطه به صلح در افغانستان ايجاد کند.
ايجاد اجتماع نظر و اعتماد سازي در مورد صلح افغانستان بين کشورهاي همسايه، مي تواند راههاي رسيدن به صلح را هموارتر بسازد و روند گفتگوها را نيز با موثريت و در نهايت با موفقيت به انجام برساند. اما نبود اين اجماع نظر و نبود اعتماد در بين کشورهاي همسايه افغانستان، يکي از چالش هاي اصلي صلح در کشور مي باشد و حکومت افغانستان هنوز نتوانسته اعتماد سازي لازم را در مورد پروسه ي صلح بوجود بياورد.
براي موفقيت در پروسه صلح، حکومت افغانستان بايد خود ابتکار عمل را در دست بگيرد. نشست ها و گفتگوها در مورد صلح در افغانستان همواره از سوي همکاران بين المللي و مؤسسات فعال در عرصه ي صلح برگزار شده است. حکومت افغانستان بايد ابتکار عمل را در دست گيرد و با طرح يک استراتيژي دقيق و خشونت پرهيز، وارد ميدان گفتگوهاي صلح شود و بتواند يک اجتماع نظر همگاني را در مورد پروسه ي صلح بوجود بياورد.
حکومت افغانستان براي آوردن صلح پايداردر کشور، بايد برنامه هاي کوتاه مدت، متوسط المدت و دراز مدت داشته باشد، اما متاسفانه در دستگاه ديپلماسي کشور هنوز چنين راهبردي وجود ندارد و بيشتر از اينکه سياست عملگرا و مدون در رابطه با صلح وجود داشته باشد، از سنت ها و ايده هاي کهنه استفاده صورت گرفته است. حکومت بايد افراد خاصي را موظف مي کرد که در مورد صلح بصورت استراتژيک مطالعه و تحقيق مي کرد و تجربه هاي کشورهاي مختلف را بررسي مي کرد و با استفاده از اين تجربه ها و مطالعات دقيق و استراتژيک وارد گفتگو مي شد، اما متاسفانه اکثر کساني که در گفتگوهاي صلح اشتراک مي کنند، با يک ديد استراتژيک پشت ميز گفتگو نمي نشينند و اين باعث شده است که ما هنوز با صلح پايدار و دايمي فاصله ي زيادي داشته باشيم.