اخبار
مطالب اخیر
مطالب محبوب
عضویت در خبرنامه

با وارد کردن ایمیل در کادر زیر و ثبت آن مشترک خبرنامه وب سایت افغان لرن خواهید شد و از آخرین مطالب سایت بهره مند می شوید

توجه داشته باشيد بعد از وارد کردن ايميل خود و ثبت آن، ميبايست ايميل خود را تاييد نمایید

حکومت افغانستان از سال ۲۰۰۸ به بعد در عمل از تمام مسایل حکومتداری و بازسازی دست کشید و به صورت سطحی و سمبولیک توجه خود را به مسأله صلح با مخالفان مسلح معطوف نمود. اگر این عطف توجه بر مبنای واقعیت های سیاسی و امنیتی کشور و منطقه صورت می گرفت و راهبردها و رویکردهای مشخص برای دستیابی به صلح در نظر گرفته می شد، امر ضروری و پسندیده تلقی می شد؛ اما تأسف در اینجا است که حکومت هیچ استراتژی، خط سیر و برنامه ای برای مذاکره با شورشیان تدوین نکرده بود. اغلب مسایل صلح به گونه شعاری دنبال می شد و تنها در حرف روی آن تأکید می گردید.

طی این سال ها از مسأله صلح به حیث یک ابزار برای توجیه ناکامی های حکومت استفاده می شد و بهانه ای برای سوق و تخصیص بودجه برای بازسازی مناطق سرحدی و ولایات ناامن. بودجه ای که هیچگاه به مصرف نرسید و پروژه هایی که هرگز تطبیق نشد. همه چیز به گونه خیالی و شعاری پیش می رفت، حتا آمارهای رسمی دولتی در فضای خیالی تهیه می شد و در اختیار مردم قرار می گرفت. دور دوم ریاست جمهوری کرزی را می توان از ناکام ترین دوره ها در پانزده سال گذشته یاد کرد. در این دوره کمک های خارجی بی پروا حیف و میل می شد، قانون اساسی از سوی مقامات بلندپایه حکومتی نادیده گرفته می شد و فساد در تمام ادارات ریشه دوانده بود و چتر معافیت، حاشیه امنی را برای مافیای قدرت و ثروت به وجود آورده بود. اگر مردم افغانستان پس از خروج نیروهای خارجی یکباره بر لبه پرتگاه سقوط قرار گرفت، عمده ترین عاملش کمکاری ها و بی بندو باری های سیاسی و اداری بود که در آن دوره به یک عمل فراگیر تبدیل شده بود.

با روی کار آمدن حکومت وحدت ملی و چالش های عمیق و فراگیری که در زمینه کار، اشتغال و درآمد مردم به وجود آمد، انتظار آن بود که حکومت زندگی و رفاه مردم افغانستان را بازهم به پای صلح خیالی قربانی نسازد؛ بلکه روی یک راه حل واقعی، همه جانبه و مبتنی بر منافع ملی افغانستان مکث نماید. اگرچه موضع گیری های حکومت وحدت ملی در قبال صلح و مذاکره با مخالفان مسلح دولت، واقع بینانه تر به نظر می رسید؛ اما از آنجایی که جنگ و صلح در افغانستان ابعاد منطقه ای و بین المللی پیدا کرده، در جلب همکاری های عملی و جدی کشورهای دخیل در مسأله افغانستان توفیق چندانی نداشته است.

برگزاری اجلاس چهارجانبه صلح به اشتراک افغانستان، پاکستان، آمریکا و چین، روشنترین نقطه ای بود که مردم افغانستان می توانست به آن امید ببندند، اما زمانی که می رفت تا این مذاکرات به گفتگوی مستقیم میان دولت افغانستان و مخالفان مسلح منجر گردد، رهبری طالبان هر نوع گفتگو با حکومت افغانستان را رد کرد. طالبان برای پیوستن به مذاکرات صلح پیش شرط هایی را مطرح کرد که پذیرش آن از سوی حکومت امری ناممکن بود.

حالا این مذاکرات در حالی به بن بست مواجه شده که طالبان در سال گذشته به پیروزی های بزرگ نظامی دست یافته بود. تصرف ولایت کندز و تعداد زیادی از ولسوالی ها در شمال، شمال شرق و جنوب و جنوب غرب کشور نشانه پیروزی هایی است که طالبان می تواند در موضع گیری های سیاسی خود روی آنها حساب باز کند. فعلا مسأله صلح تحت شعاع حملات بهاری طالبان قرار گرفته است. حملاتی که احتمالا سخت و با تا کتیک های جدید همراه خواهد بود. مقامات پاکستان هم از آمادگی طالبان برای حملات بهاری سخن گفته است و مقامات امنیتی نیز تأیید می کند که طالبان مانند سال گذشته حملات خود را شروع خواهد کرد.

بنابراین مردم افغانستان انتظار دارند که حکومت بجای دلخوش کردن به سراب صلح، به راهکارهای جنگ بیندیشد و کمیت و کیفیت نیروهای امنیتی کشور را مطابق نیازهای موجود بالا ببرد. در ضمن دستگاه دیپلماسی کشور باید از حالت کما بیرون آمده و با رایزنی با کشورها، فشارهای سیاسی لازم بر پاکستان و گروه طالبان را افزایش دهد.

موضوع : اخبار