اخبار
مطالب اخیر
مطالب محبوب
عضویت در خبرنامه

با وارد کردن ایمیل در کادر زیر و ثبت آن مشترک خبرنامه وب سایت افغان لرن خواهید شد و از آخرین مطالب سایت بهره مند می شوید

توجه داشته باشيد بعد از وارد کردن ايميل خود و ثبت آن، ميبايست ايميل خود را تاييد نمایید

کارگران افغان و در واقع آنهایی که تحت سرپرستی کارفرمایان کار می‌کنند، وضعیتی به مراتب ناگوارتر از بیکاران را تجربه می‌کنند!

عرق‌های روی پیشانیشان و ترک‌های روی دستانشان گویای همه چیز است، کسب روزی حلال. از زمانیکه آفتاب هنوز تیغ نکشیده تا پاسی از شب فقط و فقط کار می‌کنند تا آینده‌ای برای فرزندانشان رقم بزنند.

 

افغانستان مُـلکی است که ۷۵ تا ۸۰٪ آن کوهستانی و ۲۰ تا ٪۲۵ دارای پتانسیل زراعت با داشتن جنگلات مثمر و غیر مثمر و دریاهای خروشان و معدن‌های دست نخورده و مردمان زحمت‌کش و آزادی خواه. از جمعیت ۲۷ ملیونی آن، حدود ۶۰ فیصد در مزارع و باغات کار می‌کنند.

 

کارگران نجیب و زحمتکش افغان هر روزه در مزارع و باغات کشور زحمت کشیده و بیش از توان خود کار می‌کنند. آنها بدون هیچ چشمداشتی تنها به کسب رزق حلال فکر می‌کنند. کارگران افغان در جامعه‌ای زنده گی می‌کنند که همواره سایه ارباب و رعیتی در آن جاری و از حقوق بشر محروم بوده‌اند. آنها عادت کرده‌اند که توقعی از هیچکس نداشته باشند و تنها به بازوان خود تکیه کنند.

 

یافتن شغل در افغانستان کار بسیار سختی است که امروزه اکثر جوانان کشور با آن درگیر هستند. روزها در شهرهای کلان افغانستان شاهد خیل عظیمی از جوانان جویای کار هستیم که ساعتها در میدان‌های کلان شهر می‌ایستند اما شغلی را بدست نمی‌آورند. حتی کسانی هم هستند که ساعات کار کردن آنها در هفته از تعداد انگشتان دست تجاوز نمی‌کند.

 

حالا مشکل اینجاست که کارگران افغان و در واقع آنهایی که تحت سرپرستی کارفرمایان کار می‌کنند، وضعیتی به مراتب ناگوارتر از بیکاران را تجربه می‌کنند. چراکه در جامعه جنگ زده امروز افغانستان، کارگران با پذیرفتن هرگونه شرایطی و تنها برای گذارن زنده گی آنهم به سختی، تن به هر کاری می‌دهند.

 

معاش پایین، نداشتن سلامت شغلی، نبود بیمه از سوی کارفرما، ناامنی، شرایط کاری دشوار، عدم پرداخت معاش، از دست دادن بی‌دلیل کار، لت و کوب، توهین و تحقیر، همه و همه از جمله مشکلاتی هستند که کارگران افغان با آنها دست و پنجه نرم می‌کنند.

 

کار بر روی باغات و مزارع، معادن، تعمیر‌های نیمه‌کاره، سَرَک‌ها و کارهای عمرانی، در گرمای طاقت فرسای تابستان و سرمای زمستان بسیار سخت بوده و در مقابل معاش ناچیزی که دریافت می‌کنند، دور از عدالت است.

 

کارگران افغان از بیکاری و فقر به کارهایی با شرایط سخت پناه می‌آورند، اما معاش ناچیز آنها پاسخگوی نیازهای خانواده‌شان نیست. در بسیاری از موارد این افراد به مهاجرت روی می‌آورند.

 

ماده ۳۰ قانون کار افغانستان، ساعت‌ کار را به صورت متوسط در یک هفته ۴۰ ساعت تعین کرده اما کارگران افغان مجبور هستند، برای به دست آوردن دستمزد بیشتر، هر هفته نزدیک به ۱۰۰ ساعت کار کنند. در برخی از موارد آنها موفق به دریافت آن می‌شوند اما در بسیاری از موارد نیز در این امر ناکام می‌مانند.

 

از طرفی دیگر با ورود نیروهای امریکایی در افغانستان و اشغال زمین‌های زراعی، فضا برای کشت مواد مخدر برای آنها باز شد و با به کارگیری جوانان افغان و در واقع استثمار آنان، از آنها در جهت منافع خود استفاده کردند.

 

این امر باعث شد تا میزان کشت مواد مخدر بنابر آمارهای رسمی پس از حضور امریکا در افغانستان به چندین برابر افزایش یافت که این خود باعث روی آوردن بیشتر جوانان به مواد مخدر شده و در نتیجه آن تاثیری منفی بر چهره و آینده آفغانستان خواهد داشت.

 

کارگرانی که روز به روز مفلستر می‌شوند

 

ساعت‌ها کار در کوره‌های خشت پزی با آتشی که آدم را می‌بلعد، ایستادن در سَرَک‌های پر پیچ و خم و هراس آور، برداشت محصولات زراعی، رفتن بر روی داربست‌هایی با ارتفاع زیاد و غیره همهگی از مشاغل سختی در افغانستان به حساب می آیند که علیرغم سختی آنها، دستمزد ناچیزی عاید کارگران افغان می‌شود.

 

با بالارفتن مخارج زنده گی و گسترش ناامنی و فقر و نبود شغل‌های ثابت و آینده‌دار در افغانستان، کارگران مجبورند تا با همان درآمد اندک به گذران زنده گی روی بیاورند و همین باعث شده تا کارگران در افغانستان که بیشترین قشر را در کشورمان به خود اختصاص می‌دهد، روز به روز مفلستر شوند.

 

برخی از اتحادیه‌های کار و کارگری در افغانستان به دنبال شرایط اسفناک معیشتی کارگران افغانستان دست به اعتراضاتی زدند و خواستار بهبود اوضاع شدند، اما به نظر می‌رسد تمرکز دولت بیشتر بر روی تامین امنیت بوده تا ایجاد اشتغال و بهبود شرایط آن.

 

ادامه این شرایط به نظر می‌رسد به از دست دادن نیروهای بیشتر، آسیب‌پذیر شدن قشر کارگر جامعه، افزایش روند مهاجرت و بی‌اعتمادی مردم به دولت می‌شود.

 

اطفال و زنان کارگر؛ تهدیدی برای آینده در افغانستان

 

واقعیت اینجاست که بخشی از جامعه کارگر افغانستان را زنان و اطفال کشور تشکیل می‌دهند. آنها با داشتن شرایط مختلف زنده گی تن به انجام کارهایی می‌دهند که برخی از آنها جزو مشاغل سخت و مردانه به حساب می‌آید.

 

برخی از اطفال بی‌سرپرست مجبور هستند برای گذران زنده گی خود و یا تامین مصارف خانواده در نبود پدر، کار کنند. آنها معمولا با کار در مزارع و باغات و سَرَک‌ها، خشتپزی و یا دستفروشی، با دریافت معاشی ناچیز تن به شرایط سخت کاری می‌دهند.

 

علیرغم قانون کار افغانستان، که کار کردن در مشاغل پر خطر برای افراد زیر ۱۸ سال ممنوع است، آخرین آمارها نشان می‌دهد که حدود ۶۰ هزار طفل افغان در مشاغل سخت مشغول به کار هستند.

 

اشتغال اطفال افغان عواقب و پیامدهای ناگواری را برای خود آنها و در وهله اول جامعه افغانستان دارد. آنها با کار کردن از تحصیل و آموزش دور مانده و باعث آسیب پذیری آنها می‌شود. در واقع این پدیده شوم که روز به روز در افغانستان در حال فراگیرتر شدن است، آینده افغانستان را تهدید می‌کند.

 

زنان بی‌سرپرست و یا سرپرست خانوار نیز به اجبار در شرایطی سخت مانند پشم‌زنی تن به کار می‌دهند و سلامت آنها تحت تاثیر کار و حرفه آنها به خطر می‌افتد.

 

کارگران در تمامی نقاط کشور، مانند همه کارگران دنیا باید از معاش مربوط به کار برخوردار بوده و بتوانند در محیطی امن و سالم به کسب روزی حلال روی آورند.

 

روز جهانی کار و کارگر در حالی در کشورمان برگزار شد که همچنان شاهد ناعدالتی‌ها و بی تدبیری‌های دولت در زمینه بهبود اشتغال و کسب و کار هستیم و دستان پینه بسته و چهره‌های آفتاب سوخته کارگران خود حکایت‌ از درد و رنجی بی‌پایان دارد.

موضوع : اخبار