اخبار
مطالب اخیر
مطالب محبوب
عضویت در خبرنامه

با وارد کردن ایمیل در کادر زیر و ثبت آن مشترک خبرنامه وب سایت افغان لرن خواهید شد و از آخرین مطالب سایت بهره مند می شوید

توجه داشته باشيد بعد از وارد کردن ايميل خود و ثبت آن، ميبايست ايميل خود را تاييد نمایید

اغلب کارشناسان حمایت های آی.اس.آی را دلیل بقای شبکه حقانی می دانند و خودکفایی گروه را نادیده می گیرند.

انعطاف پذیری شبکه حقانی ویژگی محسوس و نگران کننده این گروه می باشد. به نظر نمی رسد، پس از تغییر رهبری این گروه از جلال الدین به فرزندش سراج الدین، فعالیت های این شبکه کاهش پیدا کرده باشد. سراج الدین در زمان ریاست خود، مناطق تحت نفوذ شبکه حقانی را گسترش داده و منابع مالی متنوعی برای کسب درآمد به دست آورد.
وی همچنین موفق به پشت سر گذاردن عملیات های نظامی پاکستان گردید. در چند سال گذشته، شاهد افزایش استقرار نیروهای شبکه حقانی در شمال، جنوب و از همه مهمتر اطراف کابل می باشیم. تقویت اتحاد شبکه حقانی با طالبان، القاعده، تحریک طالبان، جنبش اسلامی اوزبیکستان و لشگر طیبه، به این گروه اجازه داد تا منابع مالی خود را برای جهاد جهانی و گسترش عملیات هایش، تقویت نماید. برای پیش بینی مسیر حرکت رهبری شبکه حقانی، لازم است تمایل شبکه برای به قدرت رسیدن در کابل و جاه طلبی هایش که از سرحدات افغانستان نیز فراتر می رود، در نظر گرفته شود. آن ها برندگان غیر قابل انکار در چشم انداز در حال تغییر تعارضات موجود در افغانستان می باشند.
سبک رهبری این شبکه، منابع مالی و قدرت فراوانی برای جنگجویان این گروه به ارمغان آورده است. اغلب کارشناسان حمایت های آی.اس.آی را دلیل بقای شبکه حقانی می دانند و خودکفایی گروه را نادیده می گیرند. در حالی که پاکستان پناه گاه های امن برای این گروه فراهم می آورد ولی پشتیبانی و استفاده از این فضا به وسیله بودیجه و تخصص تخنیکی موجب افزایش قدرت آن ها می گردد.

عملیات های ضدشورش پاکستان، تاثیرات غیر مستقیم بر شبکه حقانی داشته اند. تشدید نظارت حکومت بر گروه های متحد تروریستی، موجب کاهش استخدام نیروهای جدید و تامین مالی از طریق مساجد و مکاتب اسلامی گردید. این در حالی است که حکومت پاکستان در عملیات ضرب عضب، شبکه حقانی را به طور مستقیم هدف قرار نداد. برخی ناظران بر این باورند، اسلام آباد این گروه را یک دارایی می پندارد. امریکا برای خروج شبکه حقانی، می تواند تحریم های بیشتری علیه پاکستان وضع نماید، اما به نظر نمی رسد واشینگتن بخش یا تمام کمک های خود به اسلام آباد را متوقف نماید. زیرا روابط دو جانبه دو کشور اهداف دیگری غیر از شبکه حقانی نیز دارد.

اداره امنیت ملی افغانستان تلاش های ضعیفی را برای خلع سلاح این گروه انجام داده است. از طرفی حکومت امریکا نیز از استراتیژی های ضد شورش خود برای مواجهه با شبکه حقانی، به طور موثر بهره نبرده و در همین راستا، حملات طیارات بی پیلوت امریکا بالای رهبران کلیدی شبکه حقانی نیز موجب سرنگونی الیگاریشی حقانی نشده است.

پس از اعلام خبر مرگ جلال الدین، برخی به اشتباه تصور نمودند، با به رهبری رسیدن سراج الدین که بر خلاف پدرش شخصیتی ستیزه جو و غیر سیاسی داشت، فعالیت های این شبکه کمرنگ می شود. در حالی که عملکرد سراج الدین در برخی زمینه ها از پدرش نیز بهتر بوده و به جیث معاون رهبر طالبان و رهبر نظامی طالبان منصوب گردید. موفقیت های سراج الدین موجب تضعیف امیدها برای مصالحه طالبان با حکومت وحدت ملی شد. سراج الدین ضمن اظهار مخالفت با گفتگوهای صلح، انجام آن را منوط به مذاکرات بر مبنای قوانین شریعت و موافقت نیروهای بین المللی اعلام کرد. در همین حال، شورشیان طالبان تقریبا مطمین استند که تحت رهبری وی می توانند به پیروزی نظامی دست یابند. شبکه حقانی در تبلیغات مردمی خود، شرط اصلی بازگشت صلح و ثبات به افغانستان را خروج قدرت های خارجی از آن کشور اعلام می کند. این گروه به درستی می داند که برای سرنگونی حکومت فعلی، پشتیبانی مردم افغانستان به اندازه قدرت نظامی اهمیت دارد. بنابر این آن ها در مناطق تحت کنترول خود، خدمات عمومی از قبیل آموزشی و تحصیلی (اساسا مذهبی) و مراقبت های طبی ارایه می دهند. این گروه به طور فعال نام خود را من‌حیث عامل ثبات معرفی می کند و در تبلیغات خود، خانواده حقانی را من‌حیث میانجی برای حل و فصل منازعات قومی و همچنین ناظر اجرای احکام و موافقت نامه ها، نشان می دهند.

تاثیر روانی حملات شبکه حقانی نیز به همان اندازه قابل توجه است. ذبیح ا… مجاهد سخنگوی طالبان و شبکه حقانی اظهار داشته، حملات شبکه حقانی به کابل برای اشغال آن شهر نیست و تنها جهت تاثیر روانی و ایجاد هزینه های جانی و مالی برای کشور های خارجی و دپلومات هایشان در کابل می باشد. هدف آن ها از طراحی این حملات، نشان دادن ظرفیت خود در حمله به اهداف نظامی و ملکی می باشد. تمرکز دایمی بر اهداف خارجی و حملات بلند مدت این گروه، به تبلیغات سیاسی آن ها مبنی بر اشغال افغانستان به دست قدرت های خارجی، کمک می کند. این گروه از دستگاه های انفجاری دست ساز، واسکت های انتحاری و مبارزانی استفاده می کند که قادرند به لایه های امنیتی کابل نفوذ کرده و با انجام عملیات علیه نیروهای امنیتی و اهداف غیر نظامی، ناتوانی حکومت را در دفاع از ملت و تامین امنیت به نمایش گذارند. شبکه حقانی اولین جمعی در افغانستان می باشد که به طور دایم از بم گذاری های انتحاری استفاده کرد. شبکه حقانی با این اقدامات نشان داده، شیوع ترس و وحشت را بر تخریب واقعی از طریق جنگ های نا متقارن ترجیح می دهد. چرا که افزایش و شیوع حملات انتحاری، موجب شیوع پارانویا و عدم اطمینان مردم کشور به توانایی حکومت وحدت ملی در تامین امنیت باشنده گان و تحقق عدالت، می باشد. به موازات این عملیات ها، با حمله به مکان های توسعوی (مانند سَرَک ها، مکاتب و کسب کارها) سعی در ناامیدی بیشتر مردم از بهبود شرایط زنده گی می نماید. رهبران شبکه حقانی بر این باورند، جنگ فرسایشی با از میان بردن باور افغان ها و نیروهای بین الملل به آینده افغانستان، پیروز می گردد.

این در حالی است که برخی از دستاوردهای سراج الدین تحت شعاع خشونت فزاینده حاصل از ماهیت حملات آن ها خاصتاً علیه غیر نظامیان، قرار می گیرد. از طرفی برخی فعالیت های غیر قانونی شبه نظامیان به رهبری سراج الدین (مانند قاچاق مواد مخدر) از مشروعیت آن ها در میان مردم کاسته است. سراج الدین با اشتراک در فعالیت های جنایت کارانه مانند برخی گروگان گیری ها، مقایسه نامطلوبی را نسبت به پدرش به نمایش گذاشته است. شهرت جلال الدین من‌حیث رهبر مجاهدین، احترام خاصی را برای وی و دیگر همقطارانش به دنبال داشت.

به نظر می رسد در میان گروه های شورشی در افغانستان، شبکه حقانی از اهمیتی بیشتری برخوردار می باشد و به آن گروه اجازه داده شده تا نقش بزرگتر و بیشتری در افغانستان ایفا نموده و در عین حال، تمایلات برای جهاد جهانی افزایش یابد. با کاهش چشمگیر حضور نظامی امریکا در افغانستان، محدودیت های زیادی برای مقابله نظامی با شبکه حقانی ایجاد گردید و عملا بازیگر اصلی در افغانستان، مقامات اسلام آباد می باشند.

کارشناسان بر این باورند،در صورت قطع روابط آی.اس.آی پاکستان با شبکه حقانی، مقامات اسلام آباد باید منافع خود در افغانستان را مورد بازنگری وسیع قرار دهند. این در حالی است که با توجه به حوادث و جریانات اخیر، احتمال وقوع چنین اقدامی بسیار اندک می باشد. روابط نامطلوب میان اسلام آباد و کابل، شکنندگی رو به رشد حکومت وحدت ملی، افزایش فعالیت های هند در افغانستان و از همه مهمتر دستاوردهای نظامی اخیر طالبان، موانع گسست اتحاد میان آی.اس.آی و شبکه حقانی می باشند.