اخبار
مطالب اخیر
مطالب محبوب
عضویت در خبرنامه

با وارد کردن ایمیل در کادر زیر و ثبت آن مشترک خبرنامه وب سایت افغان لرن خواهید شد و از آخرین مطالب سایت بهره مند می شوید

توجه داشته باشيد بعد از وارد کردن ايميل خود و ثبت آن، ميبايست ايميل خود را تاييد نمایید

 

سیزده سال از شهادت یکی از رهبران مجاهدین یعنی شهید احمد شاه مسعود که به قهرمان ملی ملقب شد، گذشت.

متاسفانه در تاریخ کشور ما محور زدایی، قهرمان زدایی و الگو زدایی همیشه رواج بوده است. سرود ملی میرود و می آید. بیرق را هر کس تغییر می دهد. تاریخ کشور را می نویسند و باز می نویسند و قبول نمی کنند. لذا هیچگاه تفسیر دقیقی فارغ از حب و بغض درباره کسانی که برای این ملت رزمیدند، وجود ندارد. در حالیکه صرفنظر از اختلافات سمتی و تنظیمی شان، نباید از کارنامه های نیک شان چشم پوشی نمود.

قضاوتها درباره شخصیت و کارکرد های شهید مسعود نیز غالبا یکطرفه، ناقص و آمیخته با حب و بغضند. واقعیت نشان می دهد که مسعود هم اشتباهات فاحش دارد و هم مواردی که می توان آن را مثبت خواند.

گذشته کودکی و دوران تحصیل و مبارزات افتخار آفرین و مقاومت شجاعانه اش قابل تحسین است تا آنجا که برخی مسعود را سنبل مقاومت کل مردم افغانستان می دانند و بی شک که چنین بوده است. در سال 1375 خورشیدی که مسعود به اروپا دعوت شد خطر القاعده و طالبان را گوشزد کرد اما جامعه جهانی جدی نگرفت. شاید به این دلیل که جامعه جهانی تصویر روشنی از افراط گرایی القاعده و طالبان نداشتند.

وی در آغاز فعالیت در سازمان اخوان؛ به زیر چتر پاکستان خزید و به تحریک و تشویق یک کشور بیگانه علیه رژیم داوود به قیام بر خاست. البته می توان گفت که رژیم داوود یک رژیم مستبد و دیکتاتور بود اما قیام علیه آن رژیم به دستور پاکستان یک نقطه ی سیاه در زندگی مسعود به شمار می رود. شرکت در کودتای ضد نجیب الله و از میان بردن ارتش ملی افغانستان، نقطه سیاه دیگری در زندگی مسعود است.

ناتوانی در حفظ اتحاد شمال و کوشش برای حذف دیگران و گرفتن قبضه قدرت که منجر به فاجعه شد یکی دیگر از ضعف های مسعود است هرچند اضافه خواهی ها و تند روی های تنظیم های دیگر و نقش پاکستان و مهره ی فعال آن یعنی گلبدین در جنگ های کابل را نباید دست کم گرفت.

در این میان آنچه چهره مسعود را در اذهان برخی از اقوام کشور مخدوش ساخته است ، دخالت وی در جنگ های داخلی به عنوان یک طرف درگیر بوده است. پناه دادن به گلبدین که شاید انگیزه اخوانی گری داشت و البته بعضی ها آن را به صفات جوانمردی مسعود می گذارند، یکی دیگر از نقطه های ضعف مسعود بود.

جنایاتی که در دوران تصدی مسعود بر وزارت دفاع کشور و طرف درگیر در جنگ های داخلی از طرف نیروهای وی ( مانند بقیه طرف های درگیر ) نقل قول می شود ، پشت هر انسانی را بلرزه در می آورد.

شیر پنجشیر که در زمان 4 ساله دولت مجاهدین به ریاست جمهوری برهان الدین ربانی مسولیت وزارت دفاع را برعهده داشت ، مرتکب اشتباهات بی توجهی به دیگر اقوام کشور شد که باعث بروز مخالفت ها در درون هسته های جهادی گردید و بالاخره طالبان به تسلط خود بر پایتخت به درگیری های داخلی در کابل پایان دادند.

مذاکره ی مسعود با طالبان در لوگر که گفت حاضر است قانون اسلامی طالبان (که واقعا افراطی بود) را بپذیرد، نشان داد که او هنوز یک بنیاد گرا باقی مانده و حاضر بود برای شرکت در قدرت از حقوق انسانی مردم افغانستان بگذرد و با مزدوران پاکستان کنار بیاید.

با این همه، مسعود پس از شکست به وسیله طالبان به بازبینی گذشته خود رسید . او مانند برخی از سازشکاران به طالبان تسلیم نشد و سر سختانه نیروی مقاومت ضد طالب را سازمان داد و رهبری کرد. مسعود در این برهه زندگی خود علیه پاکستان و دسایس استخبارات نظامی آن ایستادگی کرد و نقشه های شوم اسلام آباد را افشا نمود.

از سوی دیگر نشانه های در وجود مسعود دیده شد که نشان می داد او به اشتباهات گذشته خود پی برده است. از آن جمله صرف نظر کردن از ایده قبضه انحصاری قدرت. او زمانی که جرگه هرات دایر می شد ؛ با تاکید مکرر به استاد ربانی گفت که تو در آن جرگه باید استعفا دهی تا راه برای ایجاد یک دولت اشتراکی(تفاهم ملی) باز گردد ولی مرحوم ربانی به وعده خود وفا نکرد.

در آخرین سال حیات مسعود ظاهرا درک کرده بود که خلاء صحنه سیاسی افغانستان را باید با روشنفکران پر کرد. او در این راه اولین نمایش ها را انجام داد ولی دیگر دیر شده بود و در اولین حمله انتحاری در تاریخ 18 سنبله 1380 خورشیدی در ولسوالی خواجه بهاء الدین ولایت تخار که توسط دو مرد عرب انجام شد ،دار فانی را وداع گفت.

پس از آن لوی جرگه اضطراری که در پایان دولت موقت تشکیل شد به احمدشاه مسعود لقب قهرمان ملی داد و سالروز کشته شدن مسعود تعطیل عمومی در کشور اعلام شده و بنام روز شهید مسمی گردید.

شکی نیست که مسعود از نظر خصایل فردی یک فرمانده زیرک و استراتژیست ماهری بود و از لحاظ کرکتر شخصی کمتر کسی را مانند او در تاریخ افغانستان سراغ داریم که متاسفانه تمامی صفات پاک و انسانی و اسلامی مسعود با جنایات نیروهایش در دوران درگیری های داخلی زیر سوال رفت.

طرف دیگر قضیه کسانی هستند که پس از مسعود، برخی یاران و شاگردان وفاداری برای وی نشدند و تا توانستند از کنار نام مسعود سوء استفاده نمودند. زراندوزی، زورگویی، غصب اموال بیت المال و مردم، تجاوز و ده ها مورد منفی دیگر، از جمله پیامدهایی است که پس از رفتن مسعود، همراهان، دوستان و شاگردانش به یادگار در اذهان عامه بجا گذاشته اند.

بگذریم، چرا که از قدیم گفته اند:زبان سرخ سر سبز می دهد بر باد!!! اما سوال دیگر این است که آیا اگر مرحوم احمد شاه مسعود زنده می بود، به عنوان رییس جمهور انتخاب می شد یا خیر؟ آیا اکنون می توان به تیم اصلاحات و همگرایی به عنوان بازماندگان احمدشاه مسعود نگریست؟آنچه تاکنون عبدالله از خود نشان داده این است که وی نماینده احمدشاه است و اکنون نیز به 50 درصد از حکومت آینده راضی شده است. ولی آیا اگر مرحوم احمدشاه مسعود هم زنده بود، راضی به این موضوع بود یا خیر؟