اخبار
مطالب اخیر
مطالب محبوب
عضویت در خبرنامه

با وارد کردن ایمیل در کادر زیر و ثبت آن مشترک خبرنامه وب سایت افغان لرن خواهید شد و از آخرین مطالب سایت بهره مند می شوید

توجه داشته باشيد بعد از وارد کردن ايميل خود و ثبت آن، ميبايست ايميل خود را تاييد نمایید

یکی از نمایندگی های وزارت خارجه، سفارت افغانستان در بیشکک است که گویا قبرستانی سوت و کور یا دزدخانه ای به سرپرستی جناب سفیر، نورمحمد قرقین است، سفیری که اکنون در کابل مشغول تجارت و ملاقات های شخصی خود است و معلوم نیست که وزارت خارجه و وزیر شوخ طبعش از این موضوع اطلاع دارند یا خیر که سفیر کجا است و چه می کند!

 

کشور افغانستان از بعد حکومت، دولتی و ملی دارای نقاط ضعف زیادی است که هرکس با نیم نگاهی کوچک از بیرون می تواند آشفته بازاری را ببیند که بر اساس ضرب المثلی وطنی سگ صاحبش را گم می کند!

این ضرب المثل زمانی پررنگ تر خواهد بود که بخواهی با بینش، درون دولت و حکومت را نگاه کنی و آنوقت است که یا باید همرنگ جماعت شوی و یا خود و دیگران را رسوا کنی.

براساس راه حل دوم که پیش برویم به وزارت امورخارجه خواهیم رسید و نمایندگی های آن که خون کارمندان خود و مهاجرین افغانستانی که در سایر کشورها پناهی به جز سفارت ندارند را در شیشه ساخته و هر روز آن را با دسیسه و تزویر و صد البته فساد اداری و ساختاری می نوشد.

 

فکر می کنم جناب صلاح الدین ربانی، وزیر شدن را یک ساعت تیری شوخ دانسته که فقط نام و آوازه به همراه دارد و تنی چند از داماد و اعضای حزب جمعیت و فامیل شان را صاحب وظیفه می کند و کمی هم قدرت به آن حزب عطا می دارد وگرنه اگر جدی و دور از هیاهوی شهرت و مقام نگاه کند در می یابد که با قبول این مسوولیت، جان و مال و وقت و زمان و زندگی میلیون ها افغانستانی را در سراسر جهان متاثر ساخته است.

یکی از نمایندگی های وزارت خارجه، سفارت افغانستان در بیشکک است که گویا قبرستانی سوت و کور یا دزدخانه ای به سرپرستی جناب سفیر، نورمحمد قرقین است، سفیری که اکنون در کابل مشغول تجارت و ملاقات های شخصی خود است و معلوم نیست که وزارت خارجه و وزیر شوخ طبعش از این موضوع اطلاع دارند یا خیر که سفیر کجا است و چه می کند!

 

باید بدانید که جناب سفیر (نور محمد قرقین) و جناب قنسول سابق جنجال ها و بی آبرویی های بسیاری درون سفارت با هم داشته اند که معلوم نیست ریشه اش چیست و چرا هیچکدام شان حاضر نشده اند حرمت سفارت را حفظ کنند و به همین دلایل و شاید هم غیر، سفیر او را به طور کامل خلع مسوولیت کرده و هیچ وظیفه ای به او محول نکرده و اکنون که پنهانی در کابل به سر می برد، سکرتر دوم سفارت را سرپرست کرده و این سفارتخانه را ریشخند خود ساخته است و این موضوع غیر اصولی می باشد.

 

جالب تر آنکه سکرتر دومی که اکنون سرپرست سفارت است با رویی گشاده و با افتخار این مسوولیت ناحق را در کنار مسوولیت هایی که از قبل تصاحب کرده بود، پذیرفته تا یک تنه و همزمان سفارت را به انزوا و سکوت و مرگ فرو ببرد و وظیفه اش را به نحو احسنت برای منفعل کردن سفارت انجام دهد.

 

سفیر هم در راستای وظیفه ی خطیر تخریب وجهه و توانایی های سفارت و کارمندانش که همه گویا دشمن خونی هم هستند، تمامی مدارک را بدون امضا در آرشیو خود و یا در اتاقش پنهان کرده و متاسفانه این خانه ی ملت را به یک مکان پوچ و بدون ذره ای فعالیت دیپلماتیک و مفید مبدل ساخته و جالب تر آنکه در دوره حکومت حامد کرزی سفیر شده است و تا هنوز هم در این دوره از حکومت، این سفارت نوپا در دست او است.

 

سکرتر دوم دیگر سفارت که مسوول بخش قنسولی است، هرازچند گاهی سر از خانه بیرون کرده و شاید اشتباهی گذرش به سفارت بیفتد و همراه و همپای نور محمد قرقین تیشه به ریشه افغانستان و دولت و مردمانش می زند.

به تازگی یک سکرتر دوم دیگر هم به این سفارت خاموش و منزوی اضافه شده است که اطلاعاتی از او در دست نیست اما به هرحال مشت نمونه خروار است!

 

پیش از اینها هم دو نفر به نام های حمید غنی سکرتر اول و صابری سکرتر دوم در اینجا مشغول به کار بوده اند که از بنیانگذاران چپاول و بی مسوولیتی و آشفتگی اوضاع سفارت هستند و با پایان یافتن دوره ننگین دیپلماتیک شان به وطن بازگشته اند.

 

تعداد زیادی کارمند محلی هم در لیست کارمندان وجود دارد که شاید دو یا سه نفرشان مورد نیاز سفارت است و دیگران با نام ها و اسامی مختلف فقط معاش دریافت می کنند و یا حضور ندارند و یا هم وظیفه ای به جز خوردن و خوابیدن ندارند و علت حضور یا عدم حضورشان سوال برانگیز است اما به هر روی بوی فساد مالی به مشام می رسد و شاید سفیر و دیپلمات اداری جوابی داشته باشند اگر کسی سوال کند.

موضوع جالب دیگر شایعاتی است که در مورد گروه های تفتیشی که از وزارت خارجه می آیند وجود دارد این گروه ها قبل از اعزام به ماموریتِ تفتیش مفلس هستند اما بعد از بازگشت ناگهان چند هزار دالر در جیبشان اضافه گی می کند، فکر می کنم معامله برد-برد پرسودی باشد!

این سفارت طوری است که حتی اعضای آن را دیگر سفارت های درون کشور قرغیزستان و وزارت خارجه آن نمی شناسند و تا هنوز گمنام است چرا که سفیر و سایر بخش ها که در تملک تعدادی محدود است نه توجهی دارند و نه برایشان مهم است و نه هم در فکر بیرون کردن خود و سفارت از این تکرار و انزوا هستند و قطعا از این آشفتگی و گمنامی و ناشناسی سود می برند!

 

این سفارت طوری است که حتی اعضای آن را دیگر سفارت های درون کشور قرغیزستان و وزارت خارجه آن نمی شناسند و تا هنوز گمنام است چرا که سفیر و سایر بخش ها که در تملک تعدادی محدود است نه توجهی دارند و نه برای شان مهم است و نه هم در فکر بیرون کردن خود و سفارت از این تکرار و انزوا هستند.

 

جناب رییس جمهور و در این زمینه ی خاص، جناب رییس اجرایی (که تا هنوز صلاحیت های خودتان هم مشخص نیست و شاید گله ای هم از وزارتی که دردستان شما است نباشد) اما من اگر جای شما بودم، خون می گریستم و فکرهای کلانی چون صلح با طالبان و بهبود اقتصاد جهانی و نشست ها و کنفرانس های محیط زیستی را کمی معطل می کردم و فکری برای اصلاح خود و دولتی که با توافق بنا شده می کردم.

 

امیدوارم گوشی برای شنیدن حقایق در وطنم باقی مانده باشد و کسی کاری کند، من مسوولیت نوشتاری ام را انجام دادم باقی اش با شما…

همیشه یادمان باشد که همه از خاکیم و بازگشت همه به سوی اوست، پس اعمال و کردار خود را بازبینی کنیم، باشد که رستگار شویم!

موضوع : اخبار