اخبار
مطالب اخیر
مطالب محبوب
عضویت در خبرنامه

با وارد کردن ایمیل در کادر زیر و ثبت آن مشترک خبرنامه وب سایت افغان لرن خواهید شد و از آخرین مطالب سایت بهره مند می شوید

توجه داشته باشيد بعد از وارد کردن ايميل خود و ثبت آن، ميبايست ايميل خود را تاييد نمایید

بعد از ۷ سال از اروپا به اوکراین که در انجا تحصیل کرده بودم سفر کردم.

 

با یکی از دوستان قدیمی وعده گذاشتم تا شام روز دوم عید به خانه اش به میهمانی بروم.

 

نزدیک شام شد دوستم که هزاره است برایم زنگ زد که سفیر ما را به سفارت دعوت کرده بیا که به سفارت برویم ساعتت تیر می شود. منهم قبول کردم ساعت ۸ شام به سفارت رسیدیم. ما را از راه عقبی سفارت به داخل بردند و فورا دوستم به شخصی مرا معرفی کرد و گفت که آقای مامدی سفیر صاحب است.

 

چهره سفیر برایم بسیار اشنا بود فورا شناختمش. این همان شخصی بود که در سال ۲۰۰۴ قونسل سفارت بود و در مقابل ۲۰۰۰ دالر رشوت بر این مکتوب ترک تبعیت افغانستان را داده بود. اما حالا کله و تنه وی دوبرابر سابق شده بود. من به رخ نیاوردم و اوهم مرا نشناخت.

 

بعد از معرفی ما را به جای خاصی که اب فواره می کرد و پر از گل ها بود به نشستن دعوت کرد. حاضران که تعدادشان به حدوه ۱۰ نفر می رسید همه هموطنای هزاره بودند میز قبلا ترتیب شده بود و فقط چند تا دختر مقبول اوکراینی برای ما شراب را سرویس کردند.

 

هنوز غذا خوردن را تا نیم نرسانده بودیم که ساز شروع شد البته ساز وطنی توسط هموطنان خود ما و به دنبال آن بازهم سه دختران اوکرایینی نیمه برهنه در موزیک سبک عربی به رقص پرداختند و این بزم شراب و کباب و رقص تا نیمه های شب دوام کرد.

 

محترم سفیر که نمی خواهم بگویم سفیر افغانستان او هم غرق در نشه بود در همان حالت بیاد هموطنان خود افتادم که انها در چه حال اند و این حاکمان قدرت در چه فکر.

 

در این حالت در حالیکه صدای موسیقی گوش هایم را اذیت می کرد بدون خداحافظی از سفارت تنها بیرون شدم و دیگر چشم هایم مامدی و دیگران را نمی دید.

در نزد خود گفتم این است سفارت دولت اسلامی. این است سفیر دولت اسلامی!

 

با عرض احترامات

انجنیر م . گ