اخبار
مطالب اخیر
مطالب محبوب
عضویت در خبرنامه

با وارد کردن ایمیل در کادر زیر و ثبت آن مشترک خبرنامه وب سایت افغان لرن خواهید شد و از آخرین مطالب سایت بهره مند می شوید

توجه داشته باشيد بعد از وارد کردن ايميل خود و ثبت آن، ميبايست ايميل خود را تاييد نمایید

دانش‌آموزانی که روی زمین نشسته‌اند و غرق در آیاتی هستند که می‌خوانند با کلاه‌های سفیدی که نشان می‌دهد آن‌ها طلاب یکی از ده‌ها هزار مدرسه دینی پاکستان هستند، امروز مورد انتقاد جدی برخی علمای حقیقت بین پاکستانی قرار گرفته اند.

 

منتقدان مدارس دینی در پاکستان بر این باور هستند که این مدارس دانش‌آموزان را با مهارت‌های زندگی آشنا نمی‌کنند و به جای آن تعصب دینی را رواج می‌دهند. در بسیاری از کتاب‌های مدارس آنجا، به دانش‌آموزان گفته می‌شود که در جهان اسلام دو نوع مسلمان وجود دارد: یکی، مسلمانان واقعی و هدایت شده است که عبارت از وهابیون هستند. دوم، مسلمانانی هستند که در ظاهر مسلمانند و کشتن برخی از آنها با وجود اعتقاد به خدا و رسول و معاد و ادای فرایضی نماز، روزه،حج و ….، واجب و خونشان مباح است.

 

واقعیت این است که قرائت احمقانه و متعصبانه از اسلام، بخش های بزرگی از پاکستان را در نوردیده است که ما همه روزه با جنایات مختلفی که درباره عده ای از مسلمانان رخ می دهد، شاهد بخش کوچکی از کج فهمی دینی این افراد هستیم.

 

به جرات می توان گفت که اسلامی این چنین فقط در پاکستان وجود دارد و اگر امروز رد پای آن را می توان در قسمتهایی از افغانستان هم یافت، چیزی جز صادرات پاکستان نیست.

 

اسلام پاکستانی – که از اسلام ناب محمدی تنها نام و مناسکی را به ارث برده است – زمانی افغانستان را در نوردید که فارغ التحصیلان برخی مدارس دینی سلفی ها در پاکستان ، تحت عنوان طالبان سلاح در دست گرفتند و با افکار متحجرانه ای که داشتند کوشیدند برای تحقق درس هایی که خوانده اند، در افغانستان خلافت اسلامی برپا کنند و یکی از استادان خود به نام “ملامحمد عمر” را امیرالمومنین خواندند!

 

تروریسمی که امروز جهان را به شدت ناامن کرده و به نام اسلام جنایت می کند، نه در “الرقه” که پایتخت داعش است ریشه دارد و نه مخفیگاه ملامحمد عمر، خاستگاه آن است. ریشه اصلی تروریزم را باید در مدارس به اصطلاح دینی پاکستان یافت که توسط تندروهای سلفی و با بودجه های کلان سعودی ها – که سررسید سال مالی اش هم “رمضان” است – اداره می شود. (که البته به دستور مستقیم کاخ سفید صورت می پذیرد)

 

این مدارس کودکان، نوجوانان و جوانان عمدتاً فقیر را جذب می کنند، به آنها نان و سرپناه می دهند و آرام آرام مغزشان را می شویند و در نهایت از آن ساده دلان، افرادی می سازند که دنیا را از دریچه تنگ تحجر می بینند و خشونت، مهم ترین سلاح آنها برای آنچه از صیانت از دین می نامند هست.

 

فارغ التحصیلان عادی و کم فروغ این مدارس، تبدیل سربازان ترور می شوند و گاه خود بعد از گرفتن گواهینامه ورود به بهشت از مدیران این مدارس، عملیات انتحاری انجام می دهند. اما فارغ التحصیلان ارشد مدارس دینی پاکستان، خود به مبلغان تروریزم سلفی تبدیل می شوند و در میان قبایل پاکستان و افغانستان، مردم و به ویژه روستاییان ساده دل را به قرائتی که خود از دین دارند، فرا می خوانند و نتیجه اش نیز می شود زنده زنده سوزاندن انسانها و سر بریدن ها.

 

مردمی که دست پروده این جریان فکری متحجر هستند، به شدت مهیای تبدیل به پیاده نظام های تروریزم هستند زیرا از یک سو، شستشوی مغزی داده شده اند و از دیگر سو، فقر مالی شان زمینه جذب در گروه های شبه نظامی -که لااقل حقوق ثابتی دارند- را فراهم می کند.

 

طالبان و القاعده ومحصول مشترک “مدارس دینی سلفی های پاکستان” و “بودجه عربستان” است که در ادامه روند خود به داعش تبدیل شده است و داعشی ها، چقدر حق شناس هستند که نام مدرسه ای که اخیراً در حلب سوریه تاسیس کرده اند را “اسامه بن لادن” گذاشته اند.

 

جهان، اگر می خواهد با تروریزمی که نقاب اسلام بر چهره زده است مبارزه کند، باید قبل از هر کاری، فکری به حال موتور مولّد تروریزم یعنی مدارس دینی پاکستان نماید چه آن که مبارزه با تروریست های سلاح به دست، تلاش برای بریدن شاخه و برگ است و واگذاشتن ریشه ها.

 

اگر امروز تروریست های داعش پرچم “لااله الّااللّه محمّد رسول اللّه” به دست می گیرند و مردان را سر می برند و زنان را مورد سوء استفاده قرار می دهند، پشتوانه این کارها درس هایی است که در تاریکخانه های پاکستان که نام مدارس دینی را یدک می کشند، داده شده است و خبر بد این که این مدارس، همچنان پر رونق اند و با دو میلیون “طالب” دارالشفای مردمی هستند که از فقر مادی و فرهنگی رنج می برند.

 

جهان در مبارزه با تروریزم سلفی، تا زمانی که آدرس را اشتباه می رود، به جایی نخواهد رسید؛ آدرس این است: پاکستان، مدارس دینی سلفی ها. و جای هزار تاسف دارد که حامد کرزی و پس از آن اشرف غنی با تاسیس بزرگترین مرکز دینی وهابیت در کابل با عربستان سعودی به توافق رسیدند تا مرکز طالب پروری را از پاکستان مستقیما به داخل افغانستان انتقال دهند.