اخبار
مطالب اخیر
مطالب محبوب
عضویت در خبرنامه

با وارد کردن ایمیل در کادر زیر و ثبت آن مشترک خبرنامه وب سایت افغان لرن خواهید شد و از آخرین مطالب سایت بهره مند می شوید

توجه داشته باشيد بعد از وارد کردن ايميل خود و ثبت آن، ميبايست ايميل خود را تاييد نمایید

نزدیک به دوهفته پیش سی تن از مسافرینی که از هرات به قصد کابل در سفر بودند توسط افراد مسلح نقابدار در شاهراه کابل قندهار ربوده شدند. بگفته شاهدان، موتر مسافران توسط افراد مسلح ناشناس، متوقف و بعد از پیاده نمودن مسافرین از موتر، آنان را به محل نامعلومی انتقال داده اند. بگفته شاهدان، افراد ربوده شده، از ملیت هزاره بوده و افراد نقابدار نیز بعد از تثبیت هویت، مسافران دیگر را آزاد و این سی تن را باخود برده اند. لازم به یادی آوری است در حالی که مسیر کابل قندهار یکی از جمله پرفت و آمدترین راه های کشور به شمار می رود که روزانه صدها موتر در این مسیر رفت و آمد می کنند، به دلیل حضور گروه های مخالف و تروریستی، در عین حال یکی از ناامن ترین راه های مواصلاتی کشور نیز محسوب میگردد که قربانی های زیادی را نیز گرفته است.

 

چنانچه پیش از این نیز بارها همین گروه های مسلح موجب ناامنی و اعمال خشونت کشتار در این مسیر گردیده بودند و در روزهای اخیر به دلیل بروز شایعه حضور گسترده اعضای گروه تروریستی داعش در ولایت زابل و برخی از نقاط هم مرز با آن ناامنی و نگرانی این راه مواصلاتی به شدت افزایش یافته بود.

 

در این رابطه هشدارهای لازم نیز به حکومت و نهادهای امنیتی داده شده بود، ولی متاسفانه در این راستا عملا به جز اظهار نظرهای رسانه ای و اطمینان دادن های کاذب هیچ اقدام موثری را برای تامین امنیت این راه مواصلاتی حیاتی انجام نپذیرفته است. هر چند در اوایل هویت اصلی گروگان گیران مشخص نبود و گمانه های مختلف در مورد آن وجود داشت اما در آخرین گزارش های نشر شده به نقل از مقام های ولایت زابل و نیز متنفذین قومی آن ولایت گفته شده است که اسیران در دست عناصر مسلح چچنی و ازبیک می باشند که به گروه داعش ارتباط دارند.

 

هم چنین در مورد رهایی اسیران این رویداد تاثر انگیز متاسفانه در روزهای نخست مقام های حکومتی سکوت تکان دهنده و پرسش بر انگیزی را در پیش گرفته بودند. به همین دلیل سران اقوام و منتفذین محلی سعی کردند تا از طریق گفتگو و مذاکره اسیران را نجات دهند ولی متاسفانه این تلاش ها هرگز به نتیجه لازم منجر نگردید. بدنبال ناکامی گفتگوها و مذاکرات سران و بزرگان قومی و محلی، نیروهای امنیتی کشور بشمول اردوی ملی و پولیس ملی عملیات گسترده ای را برای رهایی اسیران و سرکوب گروگان گیران براه انداختند. عملیاتی که هرچند با تبلیغات و همهمه زیاد همراه بود ولی تاکنون نتیجه مشخصی را بدنبال نداشته است.

 

اکنون گفته می شود که این عملیات بنا به دلایل متعددی از جمله نامساعد بودن فضای جوی منطقه متوقف گردیده است. خانواده های گروگان گیران در طول این مدت هررنج و سختی را که در تصور نگنجد متحمل گردیدند اما انتظار داشتند که حداقل بعد از سپری شدن مدت زمانی سرنوشت عزیزان شان روشن شود ولی تا هنوز متاسفانه موضوع هم چنان کلاف سردرگم باقی مانده است.

 

بدون تردید وقوع چنین رویدادهای در کشور های که در شرایط ناپایدار امنیتی بسر می برند دور از انتظار نیست؛ اما نکته اساسی در چند نکته دیگر است که شرح داده می شود.: نخست این که در مورد ناامن بودن این راه مواصلاتی بارها هشدار لازم داده شده بود و نیز رویدادهای عینی که نشان از ناامنی جدی و گسترده در این مسیر وجود دارد آشکار بود؛ چرا نیروهای امنیتی در مورد تامین امنیت این راه اقدام لازم را روی دست نگرفتند؟ مهم تر این که وقتی یک حکومت قادر نباشد که مهم ترین و تنها راه مواصلاتی ولایات غرب و جنوب و مرکز کشور را تامین نماید، چگونه می توان انتظار داشت که چنین حکومتی امنیت کل کشور را تامین سازد!؟ بنابراین نفس اهمال یا ناتوانی و ناامن بودن این راه مواصلاتی خود پرسش بر انگیز می باشد.

 

مسئله دیگر که مربوط می شود به سرنوشت رباینده شدگان؛ چرا نیروهای امنیتی و مقام های مسئول همیشه سعی دارند که حقیقت موضوع را از مردم بپوشانند. سخن بر سر این نیست که رازهای نظامی و استخباراتی را افشا سازند؛ سخن بر سراین است که هرگونه معلومات و اطمینانی که لازم است بر اساس اطلاعات دقیق و روشن به مردم داده شود. با گذشت چندین هنوز مشخص نیست که ربایندگان چه کسانی هستند. اندک معلوماتی که بدست آمده است از منابع غیر رسمی می باشد. این مسئله غیرشفاف بودن عملکرد نیروهای امنیتی با مردم را نشان می دهد یا این که ناتوانی آنان را در شناسایی عاملین رویدادها بروز می دهد.

 

هم چنین در روزهای نخست مقام های مسئول مدعی بودند که تروریست ها در محاصره کامل نیروهای امنیتی هستند و عنقریب خبرهای خوشی به مردم داده خواهد شد. اما با گذشت بیش از دو هفته نه تنها خبرهای خوش داده نشده است، بلکه سخن بر سراین است که تروریست ها اسیران را بصورت گروه های کوچکتر و حتا انفرادی در مناطق مختلف پخش و تقسیم کرده اند. این مسئله اگر حقیقت داشته باشد نشان می دهد که تروریست ها در منطقه از سلطه و نفوذ بسیار جدی و مطمئنی برخوردار هستند که قادر اند بسادگی حلقه محاصره را شکستانده و اسیران را به هر نقطه ای که دل شان بخواهد انتقال می دهند.

 

به هر صورت این واقعه زنگ های خطر را به صدا در آورده است. این عمل گروگانگیری به شکل کاملا سازمان یافته شده و هدفمند صورت گرفته است. طولانی شدن این رویداد نشان از آن دارد که یا نیروهای امنیتی توان مقابله با آنان را ندارد یا این که در پشت پرده کدام مشکل جدی در کار است. هرچه باشد در نهایت این واقعه می تواند مقدمه‌ یک وحشت بزرگ دیگر در کشور تلقی گردد. زیرا اولین نشانه گیری و هدف آن یک قوم خاص و محروم است و دیگر این که حکومت با گذشت چندین روز نتوانسته در مدیریت و کنترل این وضعیت ابتکار و توانایی لازم را نشان دهد.

 

بنابراین حکومت و نیروهای امنیتی باید با این رویداد و دیگر رویدادهای کشور با قاطعیت و واقع‌بینی برخورد کنند. اگر در روزهای گذشته حضور داعش در کشور یک شایعه و تبلیغات گفته می شد ولی اکنون به یک واقعیت روشن بدل شده و تحرکات آن‌ها از نشانه‌های احتمالی گذشته، به فعالیت‌های سازمان‌یافته، منظم و قوی بدل شده است.

 

متاسفانه در بسیاری از نقاط کشور که آنان نفوذ کرده اند اولین اقدام شان اقدام تفرقه افگنانه و فرقه ای بوده است که برای دامن زدن به جامعه و بحران آفرینی از نوع سوریه و عراق بسیار خطرناک می باشد. گزارش شده است که برخی افراد این گروه در ولایت‌های لوگر، میدان‌وردک، غزنی و ارزگان برای گروه داعش تبلیغات می‌کنند و از مردم می‌خواهند که به این گروه بپیوندند. نیروهای امنیتی باید با این تهدید ها را با قدرت و قاطعیت پاسخ بگویند. نیروهای امنیتی و حکومت هم اکنون عوامل، شبکه‌ها و هسته‌های این گروه را پیش از این‌که قوی شوند، در نطفه نابود نمایند. اگر با شبکه‌ها و عوامل این گروه اکنون با بی‌تفاوتی و سستی برخورد شود، ممکن است این بلا به‌زودی در میان توده‌های سنتی مردم ریشه دوانده و تبدیل به تهدیدی جدی برای امنیت کشور شود.