اخبار
مطالب اخیر
مطالب محبوب
عضویت در خبرنامه

با وارد کردن ایمیل در کادر زیر و ثبت آن مشترک خبرنامه وب سایت افغان لرن خواهید شد و از آخرین مطالب سایت بهره مند می شوید

توجه داشته باشيد بعد از وارد کردن ايميل خود و ثبت آن، ميبايست ايميل خود را تاييد نمایید

دیروز، در ولایت زابل ۲۰ مسافر هزاره گروگان گرفته شده است. این هشتمین مورد گروگان گیری است که در مسیر شاهراه کابل-غزنی-قندهار-هرات صورت می گیرد. بر اساس آمار های منتشر شده تا هنوز ۸۳ نفر گروگان گرفته شده اند که از این میان ۲۲ نفر کشته شده اند و سرنوشت ۵ نفر معلوم نیست و بقیه رها شده اند. در آخرین مورد که هفت نفر از سوی گروگان گیران سربریده شد موجب تظاهرات میلیونی شهروندان کشور در داخل و خارج از کشور شد. اما، واکنش حکومت مرکزی در قبال گروگان سرد و ناامید کننده بوده است. نتیجه این گروگان گیری چه پیامد ها و نتایج بر حکومت مرکزی دارد؟ انگیزه گروگان گیران چیست؟ چه اقدامات می توان برای توقف و برچیدن گروگان گیری انجام داد؟ در نوشتار کنونی در صدد پاسخ به سوال های مذکوریم؟

 

تظاهرات بیستم عقرب در واقع انزجار مردم با گروگان گیری و سربریدن و مخالفت با گروه های شورشی و دهشت افکن بود. با وجود این حکومت افغانستان و نخبگان سیاسی آن را حرکتی در مخالفت با ارگ ریاست جمهوری و تضعیف پایگاه اجتماعی خود خواند. به همین خاطر، واکنش ارگ نشینان در قبال تظاهرات میلیونی مردم کابل منفی بود. تنها در فردای تظاهرات برخی نخبگان سیاسی همسویی خود را با مردم نشان دادند اما توجهی به خواست ها و مطالبات مردم صورت نگرفت. یکی از مطالبات مردم این بود که باید بر ولایت زابل حمله گسترده صورت گیرد و زابل را از وجود شورشیان پاکسازی نماید. بیش از ده روز از تظاهرات و حرکت میلیونی مردم کابل می گذرد اما، تا هنوز هیچ اقدامی مبنی بر حمله و سازماندهی حمله بر ولایت زابل و بر لانه های شورشیان صورت نگرفته است. پیامد گروگان گیری و ادامه با سکوت نخبگان سیاسی روشن است. اگر در بیستم عقرب مردم کابل مخالفت خود را با گروگان گیری و انزجار خود را از شورشیان بروز دادند سکوت نخبگان سیاسی می تواند اعتراض مردم را علیه خود برانگیزد. در وضعیت کنونی که فعالیت شورشیان در سراسر کشور افزایش یافته و حملات آن ها شدت گرفته خیزش مردم در برابر حکومت می تواند منجر به تضعیف و ممکن منجر به سقوط حکومت مرکزی گردد. از این جهت، پیامد و نتایج گروگان گیری و سکوت ارگ نشینان در برابر آن می تواند پیامد وحشتناک داشته باشد. از این جهت، نخبگان سیاسی و نهاد های امنیتی باید با درک این مسئله اقدامی در راستای پاکسازی ولایت زابل انجام دهد.

 

انگیزه شورشیان به صورت مشخص می تواند قومی و مذهبی باشد. زیرا، تا هنوز گروگان گیری در این مسیر متوجه یک گروه اجتماعی خاص و دارای مذهب خاص صورت گرفته است. در ماه حوت سال جاری که ۳۱ گروگان گرفته شدند، تمام شان هزاره بودند. هزاره ها از میان دیگر مسافرین جدا شدند. این می رساند که انگیزه شورشیان قومی و مذهبی است. هزاره ها یا به خاطر اینکه متعلق به قوم هزاره است و یا به خاطر مذهب شان گروگان گرفته شدند. با توجه به اینکه که گروگان گیران مسافرین هزاره را از بقیه جدا کرده اند و با خود برده اند، انگیزه دیگری متصور نیست.

 

با توجه به برخورد سرکوبگرانه حکومت مرکزی در گذشته نسبت به هزاره ها سکوت نخبگان سیاسی و حکومت نیز مبنای قومی دارد. حکومت مرکزی اگر چه با شورشیان در ولایت مختلف درگیری جنگ و منازعه است با این حال، نمی توان هیچ دلیل بر بی تفاوتی حکومت در قبال گروگان آورد. بی تفاوتی حکومت هیچ توجیه منطقی هم ندارد. زیرا، گروگان گیری یک پدیده جدید نیست. آغاز گروگان گیری از ماه حوت سال جاری شروع شد. از زمان تا کنون ماه ها می گذرد. به این دلیل نمی توان، توجیهی بر بی تفاوتی و سکوت نخبگان سیاسی نمود. بنابراین، سکوت و بی تفاوتی نخبگان سیاسی نیز انگیزه قومی دارد.

 

با توجه به اینکه هزاره ها در چهارده سال گذشته با حکومت مرکزی همسو بوده است و همواره از حکومت مرکزی حمایت نموده است. با توجه به اینکه پایگاه اجتماعی حکومت وحدت ملی ضعیف است و حکومت با بحران های مختلف مواجه است، لازم است که حکومت اقدامات زیر را برای از بین بردن پدیده گروگان گیری انجام دهد.

 

اول؛ در گام نخست حکومت مرکزی باید حملاتی را بر ولایت زابل برای پاکسازی شورشیان سازماندهی نماید. این کار، در کوتاه مدت این کار می تواند از گروگان گیری جلوگیری نماید. اکثریت باشندگان ولسوالی خاک افغان نیز خواهان حضور نیرو های امنیتی در این ولسوالی است. نگارنده که صحبتی با باشندگان ولسوالی خاک افغان داشته است، بار ها از آن ها شنیده است که آن ها خواهان حضور نیرو های امنیتی کشور در این ولسوالی است. اما در نبود حمایت حکومت مرکزی آن ها مجبور است به خاطر حفظ جان و مال خود با نیرو های شورشی همانند گروه طالبان همسویی نشان دهد. بنابراین، زمینه های اجتماعی حضور نیرو های امنیتی کشور در ولایت زابل و به خصوص در ولسوالی خاک افغان فراهم است. این کار، این سود را برای حکومت مرکزی دارد که هزاره ها را دوباره با خود همسو می سازد. با این حال، حمله بر ولایت زابل نمی تواند برای همیشه گروگان گیری را متوقف سازد. از این جهت لازم است که حکومت مرکزی اقدامات اساسی و جدی تری را انجام دهد.

 

دوم؛ با این حال، برای از بین بردن دائمی گروگان گیری لازم است که یک قول اردو در مناطق هزارجات زده شود. تا در صورت حمله شورشیان و گروگان گیری هزاره ها این قول اردو اقدام عاجل و به موقع انجام دهد. ایجاد قول اردو در هزاره جات این سود را برای حکومت دارد که حمایت هزاره ها را برای همیشه با خود داشته باشد و هزاره ها به عنوان یک عقبه استراتژیک حکومت در آید. تعلل حکومت در ایجاد قول اردو قابل توجیه نیست. سخن گفتن از نبود بودجه نیز قابل دفاع نیست. براساس برآورد های کارشناسان نظامی حکومت در وضعیت کنونی به لحاظ مالی و لجستیکی و … قادر به ایجاد یک قول اردو در مناطق هزارجات است. جدا از این مسئله، حکومت در چارچوب پیمان های امنیتی که با کشور های مختلف امضا نموده است، می تواند مسئله اهمیت و ضرورت ایجاد قول اردو را به کشور های مختلف مطرح نماید. کشور های مختلف بدون شک، حاضر به پرداخت منابع مالی این قول اردو خواهد شد.

 

در پایان این نوشتار باید یک بار دیگر متذکر شد که انگیزه گروگان گیری مشخص است. انگیزه قومی و مذهبی برجسته تر از همه است. با این حال، سکوت ارگ و نخبگان سیاسی نیز انگیزه قومی دارد. ادامه گروگان گیری و بی تفاوتی نخبگان سیاسی اما، پیامد وحشتناک می تواند برای حکومت مرکزی داشته باشد. می تواند رفتار و واکنش مردم را علیه خود برانگیزد. بنابراین، لازم است که حکومت در زودترین فرصت حملات را بر ولایت زابل برای پاکسازی این ولایت از وجود شورشیان انجام دهد. برای توقف دائمی گروگان و حفظ هزارجات به عنوان یک عقبه استراتژیک لازم است که یک قول اردوی مجهز ایجاد نماید. هیچ توجیه از سوی حکومت مرکزی قابل قبول نیست.

موضوع : اخبار