اخبار
مطالب اخیر
مطالب محبوب
عضویت در خبرنامه

با وارد کردن ایمیل در کادر زیر و ثبت آن مشترک خبرنامه وب سایت افغان لرن خواهید شد و از آخرین مطالب سایت بهره مند می شوید

توجه داشته باشيد بعد از وارد کردن ايميل خود و ثبت آن، ميبايست ايميل خود را تاييد نمایید

این یک واقعیت است که افغانستان دارای منابع غنی و ذخایر زیر زمینی فراوان است که تا هنوز دست نخورده و استفاده ناشده باقی مانده است. اما مردم افغانستان قرن هاست که با خستگی، درماندگی و گرسنگی روی این گنج ها خوابیده اند بدون این که نفعی از این بابت برای آنها نرسیده باشد و یا کوچکترین مشکل شان از این راه حل گردیده باشد.
دلیل این بوده که در افغانستان هیچگاه حاکم دلسوز، آگاه، متخصص و روشنفکر روی کار نیامده تا روی مسایل زیربنایی کشور تعمق و برنامه ریزی می کرد و مسیر ترقی و پیشرفت را به روی مردم افغانستان می گشود.  نظام های خودکامه و مستبدی که مشروعیت شان را از فتوای چند ملا و ارباب ترسو و چاپلوس قریه ها کمایی می کردند و برای تضمین دوام حاکمیت شان روی آب و خاک این سرزمین با بیگانگان معامله می کردند و با تفرقه افگنی و برجسته سازی تفاوت های نژادی و قومی، مناسبات اجتماعی میان مردم افغانستان را برهم می زدند و فرهنگ خصم پنداری و نفاق را در جامعه ترویج می کردند.
توسعه و ترقی یک کشور مرهون تلاش های جمعی احاد آن کشور می باشد. هیچ کشوری با تلاش یک کتله خاص به مدنیت، آزادی و توسعه دست نیافته است. کشورهای توسعه یافته نیز در ابتداء این مهم را در فرهنگ و روابط اجتماعی خود حل کردند، بعد به صورت همگانی در راه توسعه و پیشرفت گام برداشتند. در افغانستان اما این مشکل تاکنون حل ناشده باقی مانده است. از یک سو زنان که نیمی از جمعیت کشور را تشکیل می دهند، از حقوق شهروندی و از جمله حق کار برخوردار نیستند و از سوی دیگر بیش از نیمی از کل نفوس کشور عملا و علنا در شرایط تبعیض، فقر و عقب ماندگی قرار گرفته بودند و کمترین زمینه و فرصتی برای کار و رشد استعدادهای این بخش از مردم فراهم نمی گردید.
تا زمانی که چرخ قدرت در دست یک اقلیت بسیار کوچک قرار داشته باشد وتا زمانی که تمامی امکانات و فرصت ها در انحصار یک اقلیت نامشروع باشد، تا زمانی که عدالت در یک کشور به معنای واقعی کلمه پیاده نشود و حقوق شهروندی باهمه زیر مجموعه هایش برای تمام شهروندان کشور به رسمیت شناخته نشود و تا زمانی که امکانات و فرصت های ملی به گونه برابر و عادلانه در میان مردم افغانستان توزیع نگردد، سخن گفتن از پیشرفت، توسعه و رفاه یک امر خیالی و صرفا ذهنی خواهد بود.
توسعه به نیروی انسانی فعال و با ظرفیت ضرورت دارد. این نیرو از میان شهروندان سراسر کشور قابل تأمین می باشد. فراهم سازی زمینه های تعلیمی و تحصیلی عادلانه برای جوانان می تواند در رشد، شکوفایی و شناسایی استعدادهای فوق العاده در کشور کمک کند. تا زمانی که عدالت، برابری و آزادی در جامعه در تمام سطوح و در تمام عرصه ها حکمفرما نشود، بحث از مدنیت، دموکراسی و رفاه اجتماعی دروغ و فریبی بیش نخواهد بود.
امروز سیاستمداران و رهبران ما در زمان کمپاین انتخاباتی و در زمانهای دیگر حرف های خوب و به ظاهر قشنگی می زنند و روی اصلی ترین نیازها و مشکلات مردم دست می گذارند، سپس وعده می دهند و با ارایه یک راه حل ساده دورنمای امیدوار کننده ای برای مردم ترسیم می کنند؛ اما مشکل این رهبران این است که متأسفانه نه خود به سخن هایشان باور دارند و نه توانایی حل آن مشکلات را در خود می بینند. اما بازهم قاطعانه و با جدیت برای مردم وعده می دهند. حال ممکن است نتیجه آنی و مؤقتی این سخن ها و وعده ها رضایت و دلخوشی مردم از فرد مسؤل باشد؛ اما برایند دراز مدت این وعده های پوچ و سخن های بی هدف، فروریزی دیوار اعتماد مردم به رهبران و سیاستمداران و نابودی باورهای مردم به یک سلسله ارزش ها و اصل ها خواهد شد. بنابراین بهتر است که حکومت و رهبران جامعه وقتی به مردم وعده می دهند، حداقل پنجاه درصد به توانایی های شان در عملی ساختن وعده ها، اطمینان داشته باشند.

موضوع : اخبار