کشور ما افغانستان در کنار هند و پاکستان، طی سالهای اخیر از یک سو با ایتلاف‌ها و تقابل‌های داخلی مواجه بوده و از سوی دیگر وجود گروه‌های تروریستی و البته رقابت کشورهای غربی شرایطی بحرانی را بر آنان حاکم ساخته است.

 

وجود مشترکات فراوان در درگیری ها و همگرایی های سه کشور، باعث شده تا کابل، دهلی نو و اسلام آباد به یک میزان درگیری مناقشات سه جانبه باشند، اما در حال حاضر مساله طالبان و مذاکره با آنان به مولفه مهم این سه کشور مبدل شده است.

 

در یک سوی این مثلث دولت اشرف غنی و عبدالله قرار دارد که در مسیر ثبات سیاسی، طرح مذاکره با طالبان را روی دست دارند و حتی رایزنی‌های منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای در این زمینه صورت دادند و در ضلع دیگر این مثلث، پاکستان در کنار حملات ارتش به بخشهایی از گروه‌های شبه نظامی مساله مذاکره با طالبان را مطرح نموده است. هند نیز در حوزه امنیتی ملاحظاتی برای خود دارد.

 

اما مساله طالبان تنها به این سه کشور محدود نمی شود، بلکه بازیگران متعددی در آن ایفای نقش می‌کنند که پچیده‌تر شدن مساله را به همراه دارد ولی شکی در این نیست که کشور ما قربانی اصلی حضور طالبان است زیرا همین طالبان بهانه ادامه حضور خارجی ها در کشور ما شده اند. همین طالبان عامل بر هم زدن امنیت و ثبات ولایات شرقی افغانستان توسط پاکستان شده اند. همین طالبان عامل بحران های اقتصادی از سوی هند شده اند.

 

هرچند که سران اسلام آباد هیچگاه این موضوع را نمی پذیرند و در یک اقدام فریب کارانه، از یک سو ارتش با برخی از گروه‌های وابسته به طالبان در جنگ است و از سوی دیگر دولت به مذاکره با برخی از ارکان طالبان می‌پردازد. هندی ها نیز در کنار تقویت روابط امنیتی و نظامی با افغانستان و پاکستان مذاکراتی با طالبان داشته تا از ظرفیت‌های سران طالبان برای مهار گروه‌های بحران‌ساز در سینگ کیانگ بهره گیرند.

پیشنهاد بعدی:  عربستان و پاکستان مزدوری خود را ثابت کردند

 

در این میان کشورهای دیگری نیز مشاهده می‌شوند که به دنبال مذاکره با طالبان و شرایط بحرانی کابل و اسلام آباد برای رسیدن به منافع خود هستند. بخشی از این سیاست را در عملکردهای آمریکا و انگلیس می‌توان مشاهده کرد. کشور‌هایی که افغانستان و پاکستان را حق خود می‌دانند و برای دخالت در امور داخلی کشور ما ابزارهای گوناگون را به کار می‌گیرند، برای تداوم حضور اشغالگرانه ی خود هیچ دلیل بهتری جز مساله تروریزم و فساد مالی گسترده ندارند، مواردی که خود باعث ایجاد و گسترش روز افزون آن شده اند.

 

آمریکا و انگلیس بازی دوجانبه‌ای را در قبال طالبان اجرا می‌کنند از یک سو ادعای مبارزه با آنان را مطرح می‌کنند و از سوی دیگر با رویکرد به مذاکره یک‌جانبه با طالبان، دولتهای افغانستان و پاکستان را تحت فشار قرار می‌دهند تا در چارچوب خواسته‌های آنان حرکت کنند.

 

برخی کشورهای عربی نیز چشم به طالبان دارند. امارات، قطر و عربستان از جمله کشورهای عربی هستند که طالبان را از ابزارهای خود برای سلطه بر منطقه می‌دانند. اسناد نشان می‌دهد که گروه‌هایی مانند طالبان با پول‌های این کشورها ایجاد شده‌اند و نفوذ زیادی در آنان دارند. این امر زمانی آشکارتر می‌شود که افغانستان و پاکستان برای مذاکره با طالبان سفرهای متعددی به این کشورها داشته‌اند.

 

شواهد حاکی از آن است که کشورهای عربی مذکور با فشار بر افغانستان و برخی مشوق‌های اقتصادی به دنبال جلب رضایت سازمان استخبارات پاکستان برای ارسال طالبان به مناطق مورد نظر آنان است تا زمینه‌ساز بحران‌سازی آنان در منطقه باشد تا مزدوران داعشی غرب تنها نمانند.

پیشنهاد بعدی:  لایق اداره ی ولایت هلمند چه کسی است؟

 

هرچند که از قدیم الایام گفته اند: زمستان می روند و رو سیاهی به ذغال می مانند. بالاخره این روزهای تلخ و سخت تمام می شود و پرده از تمامی جنایات این کشورها برداشته می شود.

 

به امید آن روز

موضوع : اخبار