اخبار
مطالب اخیر
مطالب محبوب
عضویت در خبرنامه

با وارد کردن ایمیل در کادر زیر و ثبت آن مشترک خبرنامه وب سایت افغان لرن خواهید شد و از آخرین مطالب سایت بهره مند می شوید

توجه داشته باشيد بعد از وارد کردن ايميل خود و ثبت آن، ميبايست ايميل خود را تاييد نمایید

انسان در طول زندگی فراز و نشیب های مختلف را تجربه می کند. تلخی وشیرینی، فراز و نشیب، فقر و رفاه …. انسان های اصیل در هر حالتی که باشند شخصیت و اصلیت خویش را هرگز فراموش نمی کنند اما هستند انسان های بی پایه و موقف که با گذشت زمان پله ترازو را دیده هر سوی که سنگینی کرد بسوی آن تغییر موقف می دهند. بنده که سالیان متمادی می شود در وزارت جلیلیه معارف افتخار خدمت را دارم با شخصیت های واقعی و اشخاصی که شخصیت کاذب اختیار کرده اند آشنا شده ام.

مسوولیت وظیفوی بنده در ادوار مختلف طوری بوده که بیشتر با وزیر صاحب معارف و رییس معارف کابل در ارتباط بوده ام.

 

با آمدن رییس معارف بنام سعید منصور بعضی ها خوشی می کردند که ایشان جوان نزدیک به وزیر هست و می تواند مصدر خدمت گردد اما عده ای دیگر بودند که می گفتند ایشان کسی هست با حیف و میل بودجه معارف بغلان صاحب چند باب خانه و اپارتمان در شهر کابل گردیده در حالیکه چند سال قبل که در یک بانک خصوصی در شهر چاریکار کار می کرد تا خانه اش به شینواری غوربند در موتر های باربری می رفت. چون از رفتن در موتر باربری شرم اش میامد برای اینکه کسی نشناسد وی را یک لنگ را در سر و رویش می انداخت.

 

خلاصه مطلب که با گذشت زمان و بعد از چند ملاقات کاری با ایشان معلوم شد که ایشان از دکتور های دروغین و بیسواد هست که با گذشت سالیان دراز در پاکستان بجز از شهادتنامه های جعلی چیزی دیگری به ارمغان نیاورده است.

پیشنهاد بعدی:  کارنامه عبدالله در اجلاس شانگهای

 

وی با کارمندان چنان برخورد می کرد که گویا خودش رییس معارف نه بلکه یک چوپان حرفوی است که از مدنیت و تمدن کوچکترین بهره ندارد.

وی از کارمندان سابقه دار و دانشمند می آموخت و فردا با تمام پر رویی به آنها همان موضوع را تشریح می کرد و با تمام چشم سفیدی آنها را بیسواد می خواند.

 

پر رویی های رییس معارف کنونی بنام سعید منصور زیاد است که نمی شود در اینجا ذکر کنم. وی در سخنانی تلویحاً به بعضی از کارمندان اعلان می کرد که وی از نخبگان انگشت شمار وزارت معارف و حتی افغانستان است و حتی سویه دکتورایش نسبت به دکتورای وزیر فعلی بالاتر است!

اما من بحیث یک مسلمان و یک افغانستانی خداوند را شاهد دیده شهادت می دهم که وی دکتورا ندارد هر کس که باور نمی کند می تواند به وزارت محترم تحصیلات عالی مراجعه نماید.

 

چون همه می دانستند که وی گماشته وردک صاحب است لذا وی با استفاده از نزدیکی با آقای وزیر بخود می بالید و به دیگران گوشزد می کرد که گویا تمام پیشنهادات اش قبول می شود.

 

این شخص چنان دروغگو و پر روی است که انسان به وجدانش حیران می ماند و من قصه ای از ایام اولش در ریاست معارف کابل ذکر می کنم.

قبل از آمدن وی به ریاست معارف تلفن دیجتال ریاست خراب شده بود. آقای منصور به این فکر بود که کسی از این موضوع خبر ندارد.

روزی کار عاجل پیش شد و من به دفترش رفتم تا اجراآت کند. وقتی داخل دفترش شدم ایشان گوشی را در گوش گرفته چنین وانمود می کرد که با کسی حرف می زند و همواره “وردک صاحب” را تکرار می کرد.

پیشنهاد بعدی:  جزئیات سناریوی آمریکا در شمال سوریه

صحبت تقریبا ۵ دقیقه ادامه یافت و بعد از خدا حافظی بنده را مخاطب قرار داده گفت نام خدا وزیر صاحب آنقدر کار میته که فقط در کل وزارت تنها من (سعید منصور) استم و بس. وقتی دیگران کار را نمی فهمند پس اینقدر رییس و معین و پرسونل بیسواد چه می کند باید منفک شان کند. هیچ وقت برای سر خاریدن هم ندارم.

 

وی می خواست که ادامه بدهد که شخصی با پلاس و تجهیزات وارد دفتر شد و گفت می خواهم تلفن دیجیتال را ببینم که شکایت شده خراب است. من گفتم رییس صاحب همین اکنون با وزیر صاحب صحبت کرد چگونه خراب است؟ دیدم که رنگ رییس صاحب تغییر کرد. سپس گفتم که ببین میشه کدام مشکل داشته باشد. وقتی وی گوشی را برداشت گفت که هیچ کار نمی کند. رییس صاحب چگونه صحبت کرده است. دیدم که رییس در وضعیت پر تکلف به سر می برد. رخ بسوی آنشخص کرد و گفت که تو هم بیسواد استی هیچ چیز را نمیفهمی. وی در جواب گفت چرا چه شده رییس صاحب؟ آقای منصور گفت: تلفن جور و تیار را خراب می گویی بخیالم که برای پول بهانه جور کرده ای.

شخص : رییس صاحب قبل از آمدن شما تلفن خراب بود و حالا هم خراب است.

 

در این اثنا دیدم که گونه های رییس جدید به دوران رسیده سرخ شد و بطرف ساعت نگاه کرد. شخص خطاب به رییس گفت که رییس صاحب مه ده سال می شود که در وزارت کار می کنم و میگم این تلفن خراب است و خودت ادعا می کنی که همراه وزیر صاحب صحبت کرده ای. بیا همین اکنون به این شماره زنگ می زنیم و دستگاه دفتر وردک صاحب را نیز می بینیم. و دفعتا موبایلش را برداشت و به شماره دفتر زنگ زد که شبکه جواب داد.

پیشنهاد بعدی:  لایق اداره ی ولایت بامیان چه کسی است؟

 

رییس که دیگر چاره ای ندید گفت هر چه می کنی بکو حالی مه وقت ندارم همراه وردک صاحب جلسه دارم و از دفتر برامد.

 

گر به دولت برسی مست نگردی مردی!

گر به ذلت برسی پست نگردی، مردی!

اهل عالم همه بازیچه دست هوسند!

گر تو بازیچه این دست نگردی، مردی

 

با حرمت : م. موحد کارمند سابقه دار وزارت محترم معارف

موضوع : اخبار