مقاله و تحلیل خبری
مطالب اخیر
مطالب محبوب
عضویت در خبرنامه

با وارد کردن ایمیل در کادر زیر و ثبت آن مشترک خبرنامه وب سایت افغان لرن خواهید شد و از آخرین مطالب سایت بهره مند می شوید

توجه داشته باشيد بعد از وارد کردن ايميل خود و ثبت آن، ميبايست ايميل خود را تاييد نمایید

در این مطلب قصد داریم ماجرای دختری بنام ملیحه قربانی از زبان خودش که در بغلان از طریق یک مقام پولیس مورد تجاوز قرار گرفت را تعریف کنیم …

وی ماجرا را اینگونه تعریف می کند:

نزدیک به نیمه های شب بود که دروازه منزل ما با صدای بلندی شکسته شد و چهار فرد مسلح به کلاشینکوف و چاقو، وارد منزل ما شدند.
در آن شب هیچ مردی در خانه ما نبود. من از ترس زیاد، زیر لحاف مادر بزرگم خود را پنهان کردم؛ ولی مردان مسلح، درست به طرف من آمده و دستم را گرفته و کشان کشان به طرف بیرون از منزل بردند. من، مادر کلانم و دو خواهرم همه ما با صداهای بلندی فریاد می‌زدیم و از مادرم کمک می‌خواستیم؛ ولی انگار تمام مردم قریه مرده بودند و هیچکس صدای ما را نشنید.
این گفته های ملیحه؛ دختری است که چهار ماه در بند اختظافچیان بود و هیچ فرد یا نهادی به فریاد وی نرسید؛ تا او را از بند نجات دهد.
این دختر ۵ ماه قبل از ولسوالی خوست ولایت بغلان، توسط افراد مسلح ناشناس از منزلش ربوده شده و به جای نامعلومی منتقل شده بود.
پس از آنکه ملیحه اختطاف می‌شود نهادهای امنیتی ولایت بغلان بعد از انتشار خبر و درخواست پدر او در ولسوالی خوست به خاطر رهایی این دختر عملیات نظامی راه اندازی می‌کنند؛ ولی این عملیات ناکام شده و این نیروها نمی‌توانند این دختر را پیدا کنند. پس از مدتی، عملیات دوم نیز توسط پولیس بغلان در ولسوالی خوست به خاطر رهایی این دختر از نزد آدمربایان راه اندازی می‌شود؛ اما باز هم عملیات ناکام می ماند و پولیس بغلان برای بار سوم با بیشتر از ۴۰۰ نیروی پولیس عملیات دیگری راه اندازی می‌کند. عملیات چهارم هم نتیجه نمی‌دهد.

سرانجام این دختر بعد از چهارماه مشروط بر اینکه اول این دختر از ولسوالی خوست خارج نشود، دوم به رسانه ها و نهادهای عدلی و قضایی مراجعه نکند و سوم اینکه این دختر تمام کسانی که پولیس در عملیات ها در پیوند به این قضیه بازداشت نموده را ببخشد، با فیصله بزرگان قومی آزاد می شود.
ولی زمانی که ملیحه از بند آدمربایان رها شد همراه با پدر و کاکایش و به کمک یکی از بزرگان قومی از ولسوالی خوست فرار نموده و خود را به ولایت بغلان می رساند.

ملیحه می‌گوید:زمانی که مرا اختطافچیان از منزل بیرون کردند، من زیاد مقاومت می‌کردم؛ ولی آنان مرا زیاد لت و کوب کردند؛ تا جایی که چندین قسمت سرم شکست و بیهوش شدم. زمانی که به هوش آمدم در یکی از منازل بودم و هرقدر که سر و صدا می‌کردم کسی به فریادم نمی رسید. بعد از دو روز یکی از مردان اختطافچی آمده برایم گفت که کسی نمی تواند تورا از چنگ ما رها کند؛ به همین خاطر تو باید با یکی از ما نکاح کنی و ما ملا را آوردیم؛ ولی من سر و صدا کردم و آنان نتوانستند که مرا نکاح کنند. فردای همان روز قوماندان امنیه ولسوالی خوست به همان منزل آمد و به من اخطار داد که قوماندان امنیه ولسوالی، من هستم و من طرفدار این آدم‌ها هستم. حالا کسی نمی‌تواند تو را از نزد اینها رها کند؛ پس تو باید با یکی از آنان نکاح کنی؛ ولی من این کار را نکردم.

ملیحه اضافه می کند:بعد از چندروز برای آدمربایان خبر آمد که در ولسوالی پولیس هایی از مرکز ولایت بغلان می آیند و آنان مرا از راه کوه ها به ولسوالی اندراب انتقال دادند. زمانی که پولیس از ولسوالی خوست بیرون شد آنان مرا دوباره به خوست بردند. بعد از چند مدت باز هم پولیس هایی که در قوماندانی با این آدمربایان رابطه داشتند به آنان خبر دادند که پولیس ها باز به ولسوالی خوست می آیند و آنان بازهم مرا به کوه ها بردند؛ ولی بار سوم که پولیس ها به خاطر رهایی من به خوست آمدند شخصی به اسم وکیل ذبیح که وکیل شورای ولایتی است و از اقوام آدم‌ربایان می‌باشد به آنان اطلاع داد که این بار پولیس ها تمام کوه ها را خواهند گشت و آنان این بار مرا به مرکز ولسوالی خوست بردند و زمانی که پولیس ها می‌خواستند آنجا را تلاشی کند؛ چون وکیل ذبیح با قوماندان امنیه بغلان به عنوان همکار پولیس ها آمده بود در همان منزل که من بودم پولیس ها را نگذاشت که آن منزل را تلاشی کند.
این در حالی است که بعد از ناکام ماندن عملیات سوم، پولیس، قوماندان امنیه ولسوالی خوست و سه افسر پولیس دیگر را به اتهام همکاری با آدمربایان بازداشت کرد که محکمه اول نظامی، قوماندان امنیه ولسوالی خوست را به ۶ سال زندان و سه افسر دیگر را هر کدام به ۵ سال زندان محکوم کرد.
بعد از رهای ملیحه از نزد آدمربایان، ۹ تن دیگر نیز به اتهام دست داشتن در این قضیه بازداشت شدند؛ ولی ملیحه می‌گوید که قوماندان امنیه و سه افسر دیگر که به چند سال زندان محکوم شده اند باید جزای بیشتری ببینند؛ چرا که آنان تنها به اتهام غفلت از وظیفه جزا دیده اند؛ در حالی که آنها از جمله آدمربایان بوده اند.

ملیحه در حالی‌که اشک می ریخت گفت:من از حکومت و نهادهای عدلی و قضایی می‌خواهم کسانی که بالای من تجاوز نموده اند را به اعدام محکوم نماید و کسانی -چه پولیس و چه افراد دیگر- که در اختطاف من دست داشته اند، جزای سنگین دهد.

در همین حال، نوریه حمیدی؛ یک عضو شورای ولایتی بغلان، اختطاف ملیحه را یک امر شرم آور و دور از انسانیت دانسته می‌گوید که وجود افراد مسلح در ولایت بغلان باعث شده؛ تا خشونت ها علیه زنان در بغلان افزایش پیدا کند و اکثریت مسئولین حکومی در این ولایت از گروه های مسلح غیرمسئول حمایت جدی می‌کنند.
همچنین مل پاسوال اسدالله شیرزاد؛ فرمانده پولیس بغلان می‌گوید با وجود اینکه پولیس به خاطر رهایی ملیحه، چندین بار در ولسوالی خوست عملیات هایی را انجام داد؛ ولی تمام این عملیات ها ناکام ماند و تنها پولیس به تعداد ۱۴ تن که در قضیه اختطاف ملیحه دست داشتن را بازداشت کرد؛ اما عامل اصلی این قضیه از ساحه فرار کرده است.
با این حال آقای شیرزاد اذعان می کند که علت ناکامی های پولیس در رابطه به رهایی ملیحه از نزد اختطافچیان روابط قوماندان امنیه ولسوالی خوست و چند پولیس دیگر با اختطافچیان بوده است.
وی گفت که در رابطه به این قضیه، قوماندان امنیه ولسوالی خوست و دو افسر پولیس دیگر بازداشت شده و تمام پرسونل ولسوالی خوست به ولسوالی دیگری تبدیل شده اند.
آقای شیرزاد نیز وجود افراد مسلح غیرمسئول و حمایت شدن این افراد از سوی برخی مسئولین حکومتی را پذیرفت!

موضوع : دسته‌بندی نشده