رییس جمهور می گوید که در هفت مرحله، مخالفان تلاش کردند که حکومت و افغانستان را سقوط دهند اما علیرغم تلاش ها سرکوب شدند. از طرفی رییس جمهور به ناامنی هایی در سطح جهان اشاره می کند که کشورهای دیگر جهان هم از ناامنی ها در امان نیستند. گروه های داعش، القاعده و سایر گروه های تروریستی، در نقطه های امن جهان نیز، به عنوان تهدید مطرح می شوند. آیا باتوجه به گفته های اشرف غنی، افغانستان موفق شده اند از زیر یک تهدید بزرگ به نام سقوط افغانستان بیرون آید؟

محمدعلی احمدی، والی پیشین غزنی، در برنامه «تحول» گفت: متاسفانه برخی حرف های حکومت بسیار کلیشه ای، شعاری و عوام فریبانه است. این حرف که مخالفان کوشش کرده اند در طی هفت مرحله افغانستان را سقوط دهند ولی نتوانستند، بسیار بی پایه است و برای فریب افکار عامه زده شده است.

وی، در خصوص گفته رییس جمهور و اوضاع کنونی کشور بیان داشت: قندوز با موجودیت پنج هزار نیروی مسلح سقوط کرد، حکومت در یک ماه، در دند شهاب الدین نتوانست یک پایه برق را تعمیر کند، در حال حاضر، چندین ولسوالی هلمند در دست مخالفان قرار دارد، ولسوالی ناوه غزنی، امروز عملاً به عنوان پایگاه داعش و القاعده تبدیل شده است و مخالفان در آنجا به صورت بسیار مجهز اکمالات می شوند. اینها ناامنی و سقوط نیست پس چیست؟

احمدی، ادامه داد: اگر سقوط به این معنا است که کل افغانستان، مانند دوره عمارت اسلامی در اختیار مخالفان قرار بگیرد، خارجی ها پس برای چه با ما پیمان امنیتی بسته اند؟ علاوه بر آن در حال حاضر، مخالفان هم در آن حد از توانمندی قرار ندارند که بتوانند کل کشور را سقوط دهند. چراکه مردم افغانستان، از دوران طالبان و عمارت اسلامی خاطره ای بسیار تلخ دارند و اکثریت مردم افغانستان هرگز طرفدار روی کار آمدن نظام طالبان نیستند. طالبان وحشی و خشن هستند و از کمترین اساسات انسانی و اسلامی بهره مندی ندارند. جدا از همه اینها پیمان امنیتی با آمریکاوجود دارد و نیروهای آنها نیز در افغانستان وجود دارند بر همین اساس فرضیه سقوط افغانستان نباید در مخیله مخالفان مسلح بگنجد. همچنان ما سیصد و پنجاه هزار نیروی امنیتی داریم. در حالیکه نیروهای مخالفان مسلح به پانزده هزار نفر هم نمی رسد. حالا با این اوضاع نابهنجاری که در کشور به وجود آمده است، رییس جمهور می خواهد، با گفتن این حرفها افکار عامه را فریب دهد و بگوید افغانستان در ورطه سقوط قرار داشت و حکومت آن را حفظ کرده است.

پیشنهاد بعدی:  امضای پیمان امنیتی چه بر سر افغانستان می آورد؟

والی پیشین غزنی، رهبران افغانستان، را عاری از هرگونه مسوولیت و توانمندی برای اداره کشور خوانده و اظهار کرد: اگر ما در کشور، یک زعیم پاسخگو به نیازهای مردم داشته باشیم، که حکومت را به جای شرکت سهامی با شایسته سالاری اداره می کرد، مجازات و مکافات وجود داشت، از فساد جلوگیری می شد و فساد پیشگان به حکومت راه نداشتند این اوضاع را در افغانستان نداشتیم. امروز فساد یک اصل مخرب در کشور محسوب می شود و حتی همین فساد در رده های بالای حکومت بسیاری از ناامنی ها را دامن می زند. این فساد در جای جای حکومت رخنه کرده است و دامن پارلمان را نیز گرفته است.

احمدی، در خصوص فساد در تمام بخش های حکومت بیان داشت: متاسفانه بسیاری از نمایندگان مجلس هم به دادن و گرفتن رشوه روی آورده اند و با این اوضاع است که کسانی در کابینه و در بخش های مهم حکومت راه پیدا می کنند که کوچکترین توانی برای اداره کردن یک اداره را ندارند. این موضوع به حدی بغرنج است که کاندیدی برای وزارتی معرفی می شود که حتی توان خواندن متن خود، از روی کاغذ را ندارد و متاسفانه همین فرد هم با دادن پاکت هایی پر از دالر، رای اعتماد از پارلمان می گیرد. به همین دلیل است که وجود یک زعیم با مسوولیت و قوی برای هر کشوری لازم است.

وی، رهبران افغانستان را ناتوان از اداره کشور می داند و در خصوص خصوصیات مورد نیاز رهبر افغانستان گفت:کسی که مدیریت کشور بحران زده ای مانند افغانستان را به عهده می گیرد، باید توان مدیریت بحران ناامنی و جنگ از یک طرف، بحران بیکاری و فقر، مداخلات بیگانه ها و همسایه ها را داشته باشد. یگانه مسوولیت مستقیم رهبر افغانستان این است که ساختن نظام پاسخگو در اولویت برنامه کاری وی قرار می داشت اما متاسفانه در طی این پانزده سالی که گذشت ما نتوانستیم حتی پایه یک نظام پاسخگو را بنا کنیم.

پیشنهاد بعدی:  کابل بانک آزمونی بزرگ برای احمدزی