اخبار
مطالب اخیر
مطالب محبوب
عضویت در خبرنامه

با وارد کردن ایمیل در کادر زیر و ثبت آن مشترک خبرنامه وب سایت افغان لرن خواهید شد و از آخرین مطالب سایت بهره مند می شوید

توجه داشته باشيد بعد از وارد کردن ايميل خود و ثبت آن، ميبايست ايميل خود را تاييد نمایید

محمد اشرف غنی رییس جمهور کشور در روز مراسم تحلیف ۴۵ روز مهلت برای تشکیل کابینه تعیین کرده بود. اکنون بیشتر از دو ماه از عمر حکومت سپری می شود و از کابینه خبری نیست. این در حالی است که با وزرای سرپرست دولت سپری می شود اما اینبار بگونه دیگر که معاونان وزرا سرپرستی می کنند.

 

عبدالرووف ابراهمیمی رییس مجلس نمایندگان می گوید: دوماه گذشته است و مهلت سرپرستان تمام شده است. بعد از این دولت برمبنای قانون اساسی مشروعیت ندارد. آقای ابراهیمی هشدار داد که اگر به خواست آنان در رابطه با معرفی هرچه زودتر اعضای کابینه توجه نشود، سکوت نکرده و در برابر دولت مردان مطابق با قانون صدا بلند خواهند کرد. اما گزارش هایی وجود دارد که بعد از سپری شدن دو ماه هنوز هم اختلافات میان رییس جمهور و رییس اجرایی روی تقسیم قدرت و گزینش چهره ها بر روی کابینه ی جدید وجود دارد.

 

عبدالرشید دوستم معاون اول رییس جمهور به تازگی گفته است که تقسیم پنجاه درصدی قدرت میان رییس جمهور و رییس اجرایی حرفی عملی نیست. اما عبدالله عبدالله رییس اجرایی در پاسخ به گفته های جنرال دوستم گفته است که برخی از افراد در حکومت ممکن است از جریان بحث های ما در حکومت بی اطلاع باشند زیرا من فقط با رییس جمهور در این مورد صحبت دارم.

 

موسی فریور در برنامه «آخرخط» گفت: اختلافات داکتر عبدالله و داکتر غنی موضوع تازه ای نیست. مصالح شخصیتی هر دو نفر ایجاب می کرد که بر اختلافات خود چیره شوند و و جاهت کشور را در که در آزمونی خطرناک بود، نجات دهند. برای رسانه های معلوم الحال و لجام گسیخته و حتی رسانه هایی که بر اختلافات دامن می زنند هیچ چیز پنهان نمی ماند یعنی اولیای امور یا کسانی که در راس اقتدار هستند، چیزی برای پنهان کردن ندارند و از طرفی هم فهم سیاسی جامعه بالا رفته است و تجربه ی مردم هم در قسمت نظارت بر اعمال و افعال حکومت قوی تر و قوی تر شده است.

 

فریور اضافه کرد: ضرب المثلی است که می گوید: دیر آید و درست آید. بعضی ها می گویند این دو رهبر طبق این ضرب المثل می خواهند کابینه را دیر معرفی کنند اما درست انتخاب کنند. اما آهسته آهسته عکس این ضرب المثل به اثبات رسید. به این معنا که در پشت این ضرب المثل هیچ گونه اراده ی قاطعی در نزد این دو رهبر وجود نداشت و جرات لازم اخلاقی را در وجود این دو ندیدیم که حداقل یکی از آنها ملت را در روشنایی کامل، از ماجرای پشت پرده می گذاشت، تا ملت وارد صحنه می شد چرا که این حکومت هم از نظر قانون اساسی و هم از نظر موازین نهادی خدمتگزار است، نهادی نیست که بتواند بر مردم هر ظلم ناروایی را بکند.

 

وی افزود: متاسفانه در حکومت این جرات اخلاقی وجود ندارد که حداقل یکی از این دو رهبر مردم را درجریان آنچه می گذرد قرار بدهد. به هر حال ملت قضاوت خود را می کند چیزی که مبرهن و غیر قابل انکار، این است که ملت آن امیدهای میان تهی را که نسبت به حکومت وحدت ملی بسته بودند به سرعت از دست می دهند و بی کفایتی رهبران به اثبات می رسد.

 

فریور عنوان کرد: گویا در افغانستان تصمیم گرفته شده است که همه چیز به مضحکه گرفته شود. به طور مثال قانون اساسی، سایر قوانین تابعه، کمسیون های انتخاباتی، قوه ی قضاییه، پارلمان و بالاخره حکومت و در مجموع کل دولت که این دو نتیجه ی بسیار خطرناک دارد. یکی اینکه مواضع مخالفان سیاسی و نظامی را فوق العاده قوی می سازد. همه ی ارزشهایی که این همه بر آن سرمایه گذاری شده است و خون انسانهای زیادی از داخلی و خارجی که ریخته شده است. وقتی که به مضحکه کشیده می شود به طور طبیعی مخالفان مسلح دولت در همه ی ابعاد هم ازنظر روانی و هم ازنظر سیاسی و هم از نظر استخباراتی بیشترین استفاده را می کند. بدون شک استفاده هم کردند. پیامد دیگر این وضعیت نابه هنجار این است که ملت امید و اعتماد خود را نسبت به آینده از دست می دهد و هردو عامل دست به دست هم داده و وضعیت را به سمتی می برد که به ضرر منافع افغانستان تمام می شود.

 

فریور از منظر اعتقادات به اوضاع نگریسته افرود: من به عنوان یک مسلمان می گویم، مصالح علیای اسلام اجازه نمی دهد که این وضعیت ادامه پیدا کند و از مردم مظلوم افغانستان هر روز قربانی بگیرد. می بینیم که وضعیت امنیتی افغانستان چقدر وخیم شده است. ترورها و انفجارها و انتحارها به پدیده ای تمام نشدنی مبدل شده است. این مسایل سلامت کل نظام را به چالش می کشد. رهبران باید از این انزوا بیرون آیند، در برابر سرنوشت ملت احساس مسئولیت کنند، هرگونه تاخیر و تعلل و بهانه جویی از نظر شرع مبین ما و از نظر مصالح اولیای اسلام قابل توجیه نیست.

 

این آگاه سیاسی اظهار داشت: یک موضوع را باید در تجربه ی سیاست افغانستان فراموش نکنیم، که تکذیب و حذف طرف مقابل به یک فرهنگ مسلط در جامعه ی ما مبدل شده است. این را نباید انکار کنیم که هر جناحی که می خواهد به قدرت برسد، می خواهد یک جناح تمامیت خواه باشد مبارز و معارض را در کنار خود تحمل نمی کند و اگر تحملش کند به عنوان یک مغلوب و یک مقهور او را می پذیرد که از وی فقط تعصی و پیروی کند و بس. موافقتنامه ای بین دو رهبر امضا شد. مشکل کار هم از همین جا آغاز شد که نه آقای عبدالله و نه اشرف غنی هیچ کدام متخصصین شرعی و حقوقی نیستند، چرا که اگر بودند باید موافقتنامه ای کاملاً واضح و روشن را با کلیات و جزییاتش تدوین می کردند، بدون اینکه منتظر اخطار و هشدار آقای جان کری وزیر آمریکا باشند. متاسفانه اساس کج گذاشته شده است و از هرکدام از عبارات و کلمات در موافقتنامه تفسیری بی پایه می شود. درافغانستان هم مرجع ثالث خوبی وجود ندارد که موافقتنامه را برای تفسیر بفرستند تا اختلافات حل شود. مشکل اساسی دیگر این است که در کارزار انتخابات این دو رهبر وعده های بلند بالایی به مجموعه ی زیادی از گروهها و نهادها و اشخاص انفرادی دادند. تاجایی که اطلاع دارم برای هر وزارتخانه به ۲۰ یا سی نفر وعده داده بودند. حال راضی کردن این تعداد که برای حمایت از این دو رهبر آمده و در کنار این تیم ها قرار گرفته بودند کار بسیار سختی است. در حال حاضر این دو نفر باید خود را از چنگال این تمامیت خواهی و راضی کردن افراد حامی شان بیرون بکشند. امروز ملت منتظر تصمیم آنهاست. تصمیمی که به خیر ملت تمام شود و تصمیمی که بتواند افغانستان را از وضعیت ناهنجار موجود نجات بدهد، اگر مسوولانه نیندیشند و تصمیم نگیرند، دیگر راهی وجود ندارد جز اینکه ملت وارد صحنه شوند و افغانستان را از این بن بست کشنده و آزاردهنده نجات دهند.

 

موسی فریور تصریح کرد: پارلمان صلاحیت فیلتر حکومت را دارد. رییس جمهور هر شخصی را که برای مقام های وزارتخانه ها مشخص می کند، صلاحیت و عدم صلاحیت آن از پارلمان مشخص می شود. اگر پارلمانی خوب می داشتیم که متاسفانه نداریم نه در دوران حامد کرزی و نه در دوره ی موجود شاهد حکومتهای فاسد، حکومت های مبتلا به فساد و مشهور به فساد نمی بودیم. «خشت اول گر نهد معمار کج تا ثریا می رود دیوار کج» خارجی ها از آغاز اجازه ندادند و نخواستند که ما موسساتی با اراده ی مردم داشته باشیم. در هر انتخاباتی مداخله کردند، افرادی بسیار ناشایسته و غیر مستحق را بر اساس روابط قومی، بر اساس زد و بندهای مافیایی و زد و بند با سفارتخانه ها و انجوهای بین المللی منطقه ای در افغانستان تعبیه کردند. این اشخاص به جای اینکه نمایندگی از مصالح اولیای ملت کنند و مبنای کارشان صلاح علیای ملت باشد، عصای دست کسانی بودند که آنها را به این مقامها گذاشته بودند.

پارلمان ما هم پارلمانی مریض و ناکارآمد است، واضح ترین مثال هم همین تصویب عجولانه ی پیمان نامه ی امنیتی بود که حتی اجازه ندادند مخالفان و موافقان در مجلس صحبت کنند. در نتیجه از وجاهت لازم برخوردار نیست تا حکومت از آن بترسد.

 

وی در پایان گفت: چندان مهم نیست که تا نشست لندن کابینه مشخص شود یا نشود همانطور که در نشست سارک این کار انجام نشد. چرا که خارجی ها می دانند که در دیگ افغانستان چه می جوشد و از آن چه بیرون می آید. باراک اوباما قبلاً گفته بود که ما تا آخر سال ۲۰۱۴ نیروهای نظامی خود را از افغانستان بیرون می بریم اما بدون اینکه دولت افغانستان اطلاعی داشته باشد، تصمیم گرفت که نیروهایشان باردیگر در افغانستان بمانند. پس نشست لندن یک بهانه است. به همین اطمینان اشرف غنی به نپال رفته است و داکتر عبدلله راحت در جایگاه خود نشسته است. اگر واقعاً نشست لندن یک هشدار سرنوشت ساز برای دولت موجود در افغانستان می بود بعضی ها اینطور بی تفاوت نمی بودند. به هر صورت خارجی ها تصمیم دارند این وضعیت را در افغانستان ادامه بدهند و پولهای خود را مانند همان پروسه ی ناشفاف گذشته بار دیگر به افغانستان واریز کنند، کسانیکه سیاست غرب آمریکا را می خوانند، می دانند که مافیایی که پشت قانون حکومت می کنند، نیاز دارند که در کشورهایی مثل افغانستان باشند.