اخبار
مطالب اخیر
مطالب محبوب
عضویت در خبرنامه

با وارد کردن ایمیل در کادر زیر و ثبت آن مشترک خبرنامه وب سایت افغان لرن خواهید شد و از آخرین مطالب سایت بهره مند می شوید

توجه داشته باشيد بعد از وارد کردن ايميل خود و ثبت آن، ميبايست ايميل خود را تاييد نمایید

بنیادگرایی مذهبی مسئله جدیدی در افغانستان نیست. بنیادگرایی در این شکل و شمایل بسیاری از حرکت های سازنده و اصلاح گرایانه را در گذشته با شکست مواجه ساخته، زمینه جنگ های دوامدار را فراهم ساخته، و جامعه را از پیشرفت و ترقی بازمانده است. از هجوم و قتل عام به وسیله فتواها گرفته تا را فتواهای قتل و اعدام در این روزها به نوعی با پشتوانه افراط گرایی اعمال می شوند. بررسی رفتارهای سیاسی و اجتماعی چند نکته را واضح می سازد:

یک؛ دولتمردان افغانستان شناختی کامل از جامعه، عوامل موثر بر رفتارهای آنان ندارند، و تلاشی نیز برای یافتن عوامل موثر بر رفتارهای اجتماعی نمی کنند. مراجعه به بسیاری از اعلاناتی که از رسانه های گروهی برای مبارزه با طالبان و درخواست از آنان برای همکاری با دولت پخش می شود به خوبی نشان می دهد که سازندگان این اعلانات دولتی چقدر ناشیانه و ساده لوحانه با مسایل برخورد می کنند. طالبان با پشتوانه رسوخ قرائت شان از دین در میان مردم، به سربازگیری و حضور در میان مردم موفق می شوند، در غیر این صورت بعید است که بدون پشتوانه افکار تندروانه در میان مردم بتوانند در مناطق وسیعی از کشور حضور و فعالیت داشته باشند. همچنین طالبان به همین وسیله از افراد و گروه های تندرو دیگر کمک مالی دریافت می کنند. حتا طالبان از مردم به نام «زکات» پول می گیرند.

دو؛ نهادهایی مانند پارلمان نه تنها در مبارزه با افراط گرایی مذهبی ناتوان بوده اند، بلکه افرادی در این نهادها وجود دارند که افکار کاملا تندروانه داشته و مردم را به رفتارهای افراط گرایانه تشویق می کنند. در گذشته شماری از قوانین  در پارلمان که در تضاد با باور این گونه افراد قرار داشته با جنجال ها و کشمکش های زیادی برای تصویب مواجه شده اند. پارلمان افغانستان در هیچ زمینه ای، کار و تلاشی قابل توجه برای مبارزه با افراط گرایی نداشته است.

پیشنهاد بعدی:  بررسی نقش آمریکا و ناتو در تامین امنیت افغانستان

سه؛ عوام گرایی و عوام فریبی آفت بزرگی است که در میان سیاستمداران افغانستان بسیار پرطرفدار است. سیاستمداران و دولتمردان افغانستان به رفتارهای عوام فریبانه برای کسب رای و نظر بخش هایی از مردم سخت علاقمند هستند. این بخش از سیاستمداران حتا برای دلربایی از بخش هایی از جامعه بر دموکراسی و مولفه های دموکراسی از جمله آزادی بیان، حضور زنان، حقوق بشر، و… حمله می کنند و آنها را به مسخره می گیرند.

چهار؛ دولت افغانستان کنترولی بر موسسات و نهادهایی که تحت نام مذهب فعالیت می کنند ندارد. دولت ارتباط با بخش بزرگی از مساجد و مدارس مذهبی ندارد. این نهادهای توسط افراد و اغلبا با کمک های مردمی و نهادهای خیریه اداره می شود که زمینه نفوذ حلقات و گروه های تندرو را فراهم ساخته است. دولت هیچ تمهید عملی برای مبارزه با نفوذ افکار تندروانه توسط گروه ها و افراد تندرو افغانی و خارجی از این طریق ندارد. نهادهای چون شورای علما نیز در برخورد با افراط گرایان ضعیف، منفعلانه و غیر فعال عمل کرده اند. در حالی که جنگ افغانستان یک جنگ نابرابر میان مردم و دشمنان مردم افغانستان است، اما کاری جدی برای شناسایی این جنگ، مردم و دشمنان مردم توسط شورای علما نشده است.

پنج؛ تصور حاکم در دولت افغانستان این است که مبارزه با افراط گرایی، تندروی و تبعات آن را بر دوش ادارات نظامی و امنیتی چون وزارت های داخله و دفاع ملی و ریاست امنیت ملی گذاشته و ادارات و وزارت خانه های دیگری چون وزارت حج و اوقاف و اطلاعات و فرهنگی در این زمینه منفعلانه عمل می کنند و کمتر کار مفیدی داشته اند.

پیشنهاد بعدی:  افغانستان بین روس و آمریکا تقسیم خواهد شد؟

در کل، باید گفت که در نبود استراتیژی مبارزه فرهنگی با افراط گرایی و بنیادگرایی، مبارزه و تلاش جدی نهادهای نظامی و امنیتی در مبارزه با تروریزم و بنیادگرایی سخت، پرمشقت و فرساینده است. و به همین جهت نیز دولت افغانستان باید به بعد فرهنگی جنگ علیه تروریزم نیز توجه جدی داشته باشد تا بتواند از دستاوردهای خود دفاع کند و نگذارد دشمن از این طریق حمله کند.